روش تعلیم وتربیت از دیدگاه امام محمدغزالی

در روش تربیتی امام غزالی برنامه مکتب شامل خواندن و نوشتن،قرآن،تاریخ و حکایت پارسیان،سیرت صحابه وسلف،اشعاری که شهوت انگیز نباشد،اخلاق،ادب و روزی یک ساعت بازی و موسیقی بود.

شیوه ی غزالی بر شش روش استوار بود:

اول:مطالب را باید از راه تلقین در دل و سر کودک جای داد.

دوم:طفل را باید تا آنجا که ممکن است تشویق و همیشه آبرویش را حفظ کرد تا شخصیت یابد.

سوم:هر چه به طفل آموخته شود،باید بدان عمل کند،زیرا علم مجرد و نظری به انسان کمک نمی کند و اثری برمترتب ندارد.

چهارم:از بازی کودکان باید خوشحال شد و در شادی آنان شرکت کرد.

پنجم:تأدیب طفل باید حتی الامکان با تهدید انجام شود و در صورتی که موثر نیفتاد باید وی را زد.

ششم:پدر باید حشمت خود را با فرزند نگاه دارد.

غزالی محل تربیت را خانه و سپس مکتب می داند از نظر او شاگرد باید معلم را گرامی دارد و حتی از پدر نیز عزیزتر.زیرا پدر سبب زندگی فانی و استاد موجب زندگی باقی است.معلم نیز از دیدگاه وی باید با تقوا و نیکوکار باشد.


تهیه وتنظیم مطلب : علی اسدی

آیا واقعاً احساس مسئولیت می کنیم؟

بارها کلمه احساس مسئولیت یا عدم احساس مسئولیت را شنیده ایم ولی آیا فکر کرده ایم که این احساس مسئولیت چیست و در چه زمینه ای می باشد؟

همانطور که از این کلمات برمی آید منظور این است که این احساس در ما بوجود آید که در یک جامعه مسئول هستیم؛

حال اگر از یکایک ما سوال کنند که آیا در جامعه ای که در آن مشغول زندگی هستید احساس مسئولیت می کنید یا خیر می گوییم بله، ولی در حوزه عمل به وظایف آیا واقعا اینگونه هستیم؟

 

برای اینکه موضوع برای خواننده محترم ملموس باشد مثالی می زنیم: مثلاً می خواهیم یک کار عمرانی را انجام دهیم. اول نیاز به تعدادی نیروی انسانی برای انجام ماموریت داریم و همچنین وجوه مادی برای اجرای این طرح عمرانی؛

آیا واقعا همه افراد جامعه یا اکثریت افراد جامعه که تمکن مالی دارند همکاری لازم را انجام می دهند؟ و از طرفی نیروی انسانی؛ آیا افرادی که صلاحیت انجام کار را دارند این احساس در آنها به وجود می آید که وظیفه آنها شرکت در این فعالیت است؟

متاسفانه با توجه به مسائلی که به کرات آن را به صورت عینی مشاهده کرده ایم اکثریت جامعه در زمینه های مختلف اجتماعی، عمرانی، فرهنگی و آموزشی شانه از زیر بار مسئولیت خالی می کنند و این امر باعث شده که فکر کنیم فقط قشر خاصی مسئول انجام امور در جامعه هستند.

باید مطمئن باشیم که این دیدگاه در دراز مدت جامعه را به رکود می کشاند، لذا بیاییم این احساس واقعی مسئولیت را در خودمان به صورت عملی پرورش دهیم تا جامعه ای فعال، پویا و پیشرفته داشته باشیم.

 

نویسنده: مرتضی اکبری

«پشتکار» و جایگاه آن در دین اسلام (قسمت دوم)

در شماره قبل نوشتيم كه اسلام، پيش شرط رسيدن به سعادت دنيا و آخرت را استقامت و داشتن اراده در كارها معرفي نموده است. همچنين وعده داديم كه در اين شماره مختصرا راهكارهاي شريعت مطهر در راستاي بر خوردار شدن از يك اراده ي قوي و پولادين را ذكر نماييم؛

مواردي كه در ادامه ذكر خواهد شد مسائلي است كه قرآن كريم و رسول گرامي اسلام پانزده قرن پيش براي ما إنسانها بيان نموده اند و امروزه مشاورين و روانشناسان اين مسائل را به زباني ديگر براي ما ارائه مي نمايند كه در ادامه مختصرا به بعضي إز عواملي كه باعث تقويت اراده مي شود اشاره مي گردد.

 

در تقویت اراده عوامل متعدّدى تأثیر گذار هستند که باید رعایت شده و با عواملى که موجب ضعف اراده مى‏شود مبارزه گردد:

١- امید داشتن: يكي از اصولي که نقش بنیادى در تقویت اراده دارد، امیدوارى است. انسان باید در زندگى با امید زندگى نماید. یأس و ناامیدى انسان را از رسیدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشکل مى‏کند.

آن دسته از بزرگان که قله‏هاى موفقیت را کسب نمودند، امید به زندگى داشتند. از سوى دیگر برخى که در زندگى موفق نبودند، معمولاً نا امید بوده و یأس در زندگى آن‏ها بوده است. لذا مي بينيم كه خداوند تبارك در سوره يوسف، ناأميدي را إز صفات كأفران دانسته و مي فرمايد: "لا تيأسوا من رحمه الله فإنه لا ييأس من رحمه الله الا القوم الكفرون"

٢- مثبت نگري: از ديگر مسائلي كه در تقويت اراده و پشتكار تأثير بسزايي دارد داشتن ديد مثبت به قضايا و استفاده إز كلمات و جملات مثبت و دوري إز به كار بردن كلمات نا اميد كننده مي بأشد. لذا رسول الله صلي الله عليه و سلم ما را به گفتن سخنان نيك  تشويق نموده و همچنين ما را به ترك يحملني كه بار منفي دارند امر مي كنند و مي فرمايند:

"من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فليقل خيرا او ليصمت" : هر كس كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد يا سخن نيكو بگويد يا ساكت بماند.

و يا در حديثي ديگر مي فرمايند: "...يعجبني الفأل" ، كه در ادامه از ايشان مي پرسند " فأل" چيست؟ ايشان جواب مي دهند "سخن پاك و پسنديده" .

۳- مبارزه با عادات ناپسند: یکى از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از این رو باید سعى شود با هواهاى نفسانى (که انسان را به اعمال ناپسند مى‏کشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگیرى گردد.

٤- داشتن هدف روشن: خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم در يك جمله واضح و روشن، "هدف غايي" خلقت انسان را اعلام مي نمايد و مي فرمايد "و ماخلقت الجن و الانس الا ليعبدون": جن و انس را نيافريدم مگر اينكه مرا عبادت نمايند؛

توجه به اين آيه و همچنين توجه به مفهوم گسترده عبادت در اسلام باعث مي گردد كه انسان مسلمان هر كاري را به قصد رضايت خداوند انجام دهد ( خواه اين كار حضور در بازار باشد جهت إمرار معاش و حفظ آبرو يا نماز) براي خود ثواب بداند و اين خود زمينه مهمي را براي ثبات بيشتر انسان مسلمان فرآهم مي آورد؛

مثلا هرگاه دانش آموزي كه درس خواندن را عبادت مي داند إز مطالعه إحساس خستگي نمايد وعده هاي خداوندي به اهل علم را به ياد آورد و با نيروي مضاعف به كار خود ادامه دهد 

٥- انجام وظایف الهى: یکى از عوامل مهم تقویت اراده، انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، دوری از گناه، هر کدام مهم‏ترین عامل تقویت اراده به شمار مى‏آید.

کسى که روزه مى‏گیرد، با تمام هوس‏ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى‏کند. کسى که به عبادت خداوند مى‏پردازد، آرامش روانى پیدا مى‏کند و آرامش روانى  از مؤثرترین عامل تقویت اراده است. 

٦- انجام كار به بهترين و كاملترين شكل ممكن: يكي إز مظاهر سستي و ضعف اراده، انجام كارهاي بدون كيفيت و نيمه كاره مي بأشد اما مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: "ان الله يحب إذا فعل العبد شيئا أن يتقنه" : خداوند دوست دارد هنگامي كه بنده كاري را انجام مي دهد آن را به بهترين شكل ممكن انجام دهد.

مطمئنا با توجه و عمل به اين حديث مسلمان با عزمي آهنين همه ي كارهاي خود را به بهترين شكل ممكن انجام مي دهد.

 

نویسنده: عبدالرحیم اکبری

نکاتی درباره یادگیری زبان انگلیسی

۱- در یادگیری زبان شما مثل کودکی هستید که زبان مادری خود ر ا می آموزد. پس مانند کودک زبان را یاد بگیر؛

یک کودک ابتدا فقط می شنود، سپس کلمات را به طور صحیح یا ناصحیح به کار می برد و کم کم توانایی سخن گفتن و ارتیاط برقرار کردن را بدست می آورد: you are like a new baby

۲- هر روز حداقل به مدت ۱۵ دقیقه انگلیسی گوش بده: Listen to English every day

۳- یک دوست انگلیسی زبان پیدا کن: Make an English friend

۴- هدف داشته باش: Set goals

۵- کلمات جدیدی را که یاد می گیری یادداشت کن: Write down new words

۶- برنامه ریزی داشته باش: Make a time table

۷- هنگام مطالعه ی زبان جدید با صدای بلند بخوان تا تلفظ صحیح کلمات در ذهنت جای بگیرد: Study out loud

۸- از منابع خوب استفاده کن (سی دی ،فیلم ،نرم افزار ،کتاب و ...): Use good resources

۹- از آنچه یاد گرفتی استفاده کن، اگر دانسته هایت را بکار نگیری فراموش خواهی کرد: Use what you know

۱۰- در صحبت کردن هیچ گاه تردید نکن. اگر کلمه ای را بلد نیستی از کلمات معادل آن استفاده کن. به هر حال صحبت را متوقف نکن: Don’t get stuck

۱۱- با خودت انگلیسی صحبت کن: Talk to yourself

 

تهیه و تنظیم مطلب : علی اسدی

همه چیز را همگان دانند ...

بیشتر اوقات کارهای دیگران برای ما جای سؤال دارد. هر چند ممکن است نسبت به مسئله ای آگاهی کافی نداشته باشیم گاهاً به خود اجازه دخالت در کار دیگران را می دهیم و با اشخاص در مورد مسئله ی پیش آمده صحبت می کنیم؛ غافل از اینکه همه چیز را همگان دانند.

روزی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) از کنار نخلستانی می گذشت. دید باغداران درختان خرما را بارور می کنند، یعنی گرده ی درخت نر را بر درخت ماده می نهند تا خرمای خوب برداشت کنند.

ایشان به باغداران فرمود: اگر این کار را نکنید هم خرمای شما خوب می گردد.

 

آنان هم به تبعیت از فرمایش ایشان دست از این کار برداشته و منتظر فصل برداشت شدند. اما در برداشت با کمبود خرما و خرمای نامطلوب روبرو شدند.

از رسول الله (صلی الله علیه و سلم) پرسیدند شما چنان گفتید و اکنون چنین شد. فرمودند: شما در کارهای دنیایی از من داناترید.

پس ...

بدانیم همه چیز را همگان دانند... انتقاد پذیر باشیم و حق را قبول کنیم؛ بدانیم اگر اشتباهمان را به ما گوشزد کردند بدین معنی نیست که به ما بی احترامی کرده اند.

دین ما دینی کامل است که همه چیز را به ما یاد داده و راه برخورد صحیح را هم آموزش داده است.

با خاطرات فوتبال روستاي كهنه (قسمت اول)

اولين بازي بين كهنه و قلات در سال ۱۳۵۰ به دعوت قلات در آنجا برگزار شد. همراه با دو دستگاه جيب متعلق به آقايان عبدالله آزادي و مرحوم دادالله به سوي قلات حركت كرديم و عده اي هم با پاي پياده تا كنار بركه بانو آمدند تا اينكه ماشين آمد و آنها را به قلات رساند.

اول ما را به مدرسه اي در قلات دعوت كردند. قلاتي ها گفتند كه بازي سه بر هيچ به نفع شما باشد اما همراهان تيم كهنه با اين امر مخالفت كردند و گفتند كه حتما بايد بازي كنيم چون كه بچه هاي ما بزرگتر هستند و مي توانند بازي را ببرند.

اما پذيرايي: براي بزرگان پرتقال آوردند و براي بازيكنان خرما و خاكه. چون با اين كار مي خواستند ما را شكست دهند. بالاخره بازي با نتيجه چهار بر يك به نفع تيم قلات به پايان رسيد.

واما دلايل باخت تيم كهنه در اين بود كه نه كفش و نه پيراهن ورزشي داشتند و مشكل ديگر اين بود كه در بين بازيكنان هماهنگي لازم و پاسكاري نبود. همچنين زمين بازي نامناسب بود و خط كشي در آن وجود نداشت و تيرهاي دروازه تشكيل شده بود از چوب و طناب كه باعث جاروجنجال بين داور و بازيكنان مي شد كه آيا توپ گل شده است يا نه؟

اين باخت باعث شد كه بازیکنان تيم كهنه از اين به بعد به فكر تمرين و بازي بيشتر باشند و نيز تجربه خوبي بود براي تيم كهنه.

 

اين باخت اولين و آخرين باخت در مقابل تيم قلات بوده است. تعداد تماشاگران تيم كهنه هم به حدود بيست نفر مي رسيد. مربي تيم قلات مرحوم سيدعباس حسيني بود كه با فريادهاي خود مي گفت: پلنگ بزن! گرگ بزن! سگ بزن!... كه اين فريادها باعث وحشت تيم كهنه مي شد. مربي تيم كهنه نيز كريم آزادي بود.

بعد از پايان بازي نيز عده اي از بازيكنان با پاي پياده تا كنار بركه بانو راه رفتند تا اينكه ماشين آمد و آنها را به روستا رساند. توپ اين ديدار را قيطاس فرخي زاده به قيمت يك تومان خريداري كرده بود و به همراه خودش آورده بود. ضمن اينكه اين بازي مصادف بود با مراسم ازدواج عبدالرحيم زماني.

مرحوم حاج هاشم فيروزي بعد از اين شكست اين بيت شعر را سرود: «سگ كارديده به روز نبرد ، بدرّد دل شير ناديده رزم»

اسامي بازيكنان تيم كهنه عبارت بودند از: كريم آزادي ـ اسماعيل احمدي ـ عبدالرزاق نبوي ـ قيطاس فرخي زاد ـ قوام الدين خوشبخت ـ محمد آزادي ـ منصور منصوري ـ محمد حسيني ـ مرحوم طيب فيروزي ـ حميد محمودي ـ مرتضي خوشبخت ـ ابراهيم خادمي ـ ابراهيم احمدي ـ خواجه علي وطنخواه.

همراهان تيم كهنه عبارت بودند از : مرحوم دادالله ملكي ـ مرحوم حمزه سلامي ـ عبدالله آزادي ـ لطف الله اسماعيلي ـ صفر اسماعيلي ـ مرحوم محمد نبي نبوي ـ مرحوم ابراهيم نوري ـ مرحوم حاج هاشم فيروزي ـ مرحوم حاج محمدرضا خوشبخت.

ضمن اينكه داور اين ديدار مرحوم طيب فيروزي بود؛ روحشان شاد و يادشان گرامي باد.

 

راويان اين خاطره: قيطاس فرخي زاده، عبدالرزاق نبوي و اسماعيل احمدي

تهيه ي مطلب توسط : عبدالله غربي

«پشتکار» و جایگاه آن در دین اسلام (قسمت اول)

آب قطره قطره مي چكد و با پايداري و سماجت، سنگ بزرگ را سوراخ مي كند؛ موش با پشتكار و استقامت موفق به پاره كردن رشته محكمي از سيم مي شود و ضربه هاي پي در پي تبري كوچك، درخت كهن را از پاي در مي آورد. (بنجامين فرانكلين)

جمله بالا يكي از هزاران جمله ايست كه از زبان بزرگان جوامع  مختلف بشري در باره پشتكار و نقش آن در موفقيت انسان ها شنيده شده است.

 

اما براي يك انسان مسلمان شايد هيچ توصيه و تشويقي، لذت توصيه ها و تشويقهاي خدا و رسول را نداشته باشد، لذا ما در اين مختصر سعي خواهيم كرد با ذكر چند آيه و حديث، جايگاه پشتكار و اثر آن در سعادت دنيا و آخرت انسان مسلمان را براي شما خواننده عزيز تبيين نماييم.  

در اولين قدم، خداوند متعال شرط نزول ملائكه و گرفتن بشارت از زبان ايشان و تضمين آرامش خيال در زندگي را داشتن استقامت و پايداري و به عبارتي ديگر داشتن پشتكار و اراده در دينداري معرفي مي نمايند (آيه ٣٠ سوره فصلت).

رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نيز بر اين امر تأكيد مي نمايند و در جواب آن صحابي كه از ايشان تقاضا مي نمايند كه راهي مختصر و مفيد را به او نشان دهد كه او را به سعادت دنيا و آخرت رهنمون سازد به  او مي فرمايد:

قل آمنت بالله ثم استقم: بگو به خدا ايمان آوردم و سپس استقامت بنما.

همچنين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در حديثي ديگر مي فرمايند: "خيرُالاعمالِ أدوَمُها و إن قَل " بهترين اعمال اعمالي هستند كه مداومت داشته باشند هر چند كه كم باشند.

مي بينيم كه رسول الله اعمالي كه مداومت داشته باشد هر چند كه از لحاظ كمّي كم باشند از اعمال زيادي كه مقطعي باشند و پشتكار و اراده اي پشت آن نباشد را نزد خداوند ارزشمند تر معرفي مي كنند. 

حال كه داشتن پشتكار، نه تنها مطلوب شريعت اسلام است بلكه لازمه رسيدن به سعادت دنيا و آخرت نیز مي باشد براي آراسته شدن به اين صفت هم شريعت راهكاري ارائه داده يا خير؟ ( ادامه دارد)  

 

نویسنده: عبدالرحیم اکبری

ستارگان آسمان هدایت (قسمت بیست و یکم)

در اين اثناء (جنگ یرموک)، حضرت ابوبكر در مدينه وفات يافت و حضرت عمر بن الخطاب به جاي او به خلافت رسيد. حضرت عمر فرداي آن شبي كه ابوبكر وفات يافت، وفاتش را توسط غلام خود يرفاء و همچنين عزل خالد و نصب ابوعبيده به جاي او را به وسيله محميه بن زينم و شداد بن اوس انصاري طي نامه‌اي به ابوعبيده اطلاع داد.

بعضي از روايات اين را مي‌رساند كه فرستادگان حضرت عمر كه حامل حكم عزل خالد بودند، صبح روزي كه نبرد يرموك درگرفته بود و مسلمين به شدت سرگرم جنگ بودند به آنجا رسيدند و فرمان عمر را به ابوعبيده تسليم نمودند؛ ولي ابوعبيده اين فرمان را تا پايان جنگ و فتح كامل مسلمين نزد خود نگه داشت؛

همچنين وفات ابوبكر را نيز به كسي اظهار نداشت و همين كه مسلمين به پيروزي قاطع رسيدند، مضمون نامه حضرت عمر را به خالد اطلاع داد و موضوع آن را و خبر وفات ابوبكر را به لشكر اعلام نمود. از اين پس فرماندهي كل لشكر را به جاي خالد به عهده گرفت.

بعضي ديگر مي‌گويند: ابوعبيده مضمون نامه حضرت عمر را پس از فتح يرموك نيز همچنان نزد خود نگه داشت و كماكان تحت فرمان خالد عازم دمشق گرديد. همين كه آنجا نيز فتح وبه تصرف كامل مسلمين در آمد، خبر فوت ابوبكر و فرمان عمر را درباره عزل خالد اعلام نمود و فرماندهي كل لشكر اسلام به عهده گرفت.

دكتر محمد حسين هيكل دانشمند مصري در كتاب خود به نام الفاروق مي‌گويد:

«به نظر من درست‌تر از همه اين روايات اين است كه ابوعبيده خبر عزل خالد را به كسي نگفت و چند روزي آن را پنهان نمود و در اين باره فكر كرد كه چه بايد كرد و چگونه آن را افشا نمايد، در اين اثناء خبر وفات ابوبكر در بين لشكر شيوع يافت و مطلع شدند كه حضرت عمر به خلافت رسيده است».

خالد از سابقه‌اي كه بين او و حضرت عمر وجود داشت، احساس مي‌كرد كه او را از فرماندهي كل لشكر بركنار خواهد كرد، لذا اين موضوع را با بعضي از معتمدين لشكر و نزديكان خود در ميان گذاشت. شايد هم با ابوعبيده در اين باره مذاكره كرده باشد، و ابوعبيده در اين فرصت مناسب فرمان عمر را به او اطلاع داده باشد.

به هر حال خالد طبق فرمان عمر از سرفرماندهي لشكر معزول گرديد، ولي او كسي نبود كه از اين پيش آمد دلتنگ شود و برنجد. او براي رضاي خدا و نفع مسلمين كار مي‌كرد، نه ريايي داشت، نه تفاخري مي‌كرد و نه بهره مادي به نفع خصوصي خود بر مي‌داشت.

خالد پس از اين با ميل و رغبت تحت امر ابوعبيده كار مي‌كرد و فرماندهي يكي از گروههاي لشكر را به عهده گرفته بود و انجام وظيفه مي‌كرد. كما آن كه ابوعبيده نيز آنگاه كه ابوبكر او را از فرماندهي كل لشكر معزول نمود و خالد را به جايش گذاشت، نرنجيد و با طيب خاطر تحت فرمان خالد انجام وظيفه نمود.

طبق دستور خالد قيادت قسمت قلب لشكر مسلمين را در يرموك به عهده گرفت و به سمت يك فرمانده جزء كار مي‌كرد.

چون تغيير فرماندهي كل از خالد به ابوعبيده پس از پيروزي قاطع مسلمين صورت گرفت، در نظام و نشاط لشكر اسلام هيچ گونه اثر نامطلوبي به بار نياورد و كماكان دلگرم كار بودند. (نقل از کتاب شیخین)

"دروغ" ریشه ی جامعه را خشک می کند ...

برای سفر به اصفهان رفته بودم. کنار سی و سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد.

بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد. دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد.

به عادت همیشگی، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد.

بچه آمد و شکلات را گرفت. به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث می گردید که بچه، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

 

حال کمی به خود بنگریم و ببینیم که ما چگونه عمل میکنیم: پدر می شینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه فلانی زنگ زد بگو من نیستم! مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار! و ...

بعد این بچه بزرگ میشه می ره تو جامعه. معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم! فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را به دروغ جای اصلی میفروشه! مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیون میریزه! دکتر میشه، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه! تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشت شتر و اسب مصرف میکنه! رییس هواپیمائی میشه، سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره!

خلاصه اینکه دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشه.

دروغ فساد و تباهی جامعه را به بار می آورد، اعتمادها را زایل می کند، لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین می برد، ظلم و بی عدالتی را گسترش می دهد، منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است . دروغ ریشه جامعه را خشک میکند .

دروغ در تمامی اجزای زندگی ما براحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ما است.

مادر، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار میدهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است ...!!!

 

تهیه و تنظیم مطلب : یونس رحیمی