یک زمانی حدوداً بیست و پنج شش سال قبل که اوز بودیم، رسمی داشتند که شبهای رمضان افرادی درپشت بلندگوی مساجد قرار می گرفتند و صدا می زدند: "بیـدار بـاش" ...
من که تازه اوز رفته بودم، بار اول که در حیاط خوابیده بودیم، ناگهان با این صداها از خواب بیدارشدم و وحشت زده با خود می اندیشیدم چه اتفاقی افتاده که همه یک صدا این سخن را تکرار می کنند؟ هرچه بود واقعاً آن صداهای رسا ما را بیدار می کرد.
حال از این مقدمه و ذکر این خاطره که بگذریم حوادثی دراطراف ما اتفاق می افتد که به اندازه ی طنین صدای آن پیرمردهای اوزی در پشت بلندگو و یا بیشتر، ما را به بیدارشدن دعوت می کند.
بی گمان همگی با فراز و فرودهایی که از سه سال قبل در کشورهای اسلامی پیش آمده آگاهی داریم، آنچه می توان گفت بسیاراست اما آنچه این صفحه مجال می دهد اندک، بنابراین سخن را گرد و کوتاه می کنیم.
اخیراً چند حادثه پیش آمده که جای تامل بسیاراست:
۱- ناآرامی در ترکیه که اسلامی ها در آن حاکم هستند.
۲- کودتا در مصر که اسلامی ها برنده ی انتخابات آن شده بودند.
۳- تروری که چند روز قبل در تونس اتفاق افتاد و همانند مورد قبلی منجر به ناآرامی و آشوب شد؛ و باز اسلامی ها حاکم هستند.

آن چه ما را به بیدار بودن دعوت می کند حجم تحرکات و توطئه هایی است که بر ضد امنیت و آرامش و استقرار کشورهای اسلامی در جریان است. برای فهم بهتر این اتفاقات، رجوعی به تاریخ اصیل اسلام و مرور چند درس جالب بلکه لازم است.
قبل از آن، ذکر این نکته حایز اهمیت است که ما هميشه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را با وجه پیامبری ایشان شناخته ایم و شاید کمتر توجه می کنیم ایشان با عنوان یک انسان کامل وخردمند با چه مسائل و مشکلاتی در عرصه ی سیاست و اجتماع مواجه بوده و چگونه نهایت حزم و احتیاط و برنامه ریزی برای مقابله با توطئه های ریز و درشت را اساس کار قرار می دادهاند.
رسول گرامی اسلام از ده سالی که در مدینه تشریف داشتند، هشت سال درگیر مسائل و مشکلات و جنگ هایی بودند که از سوی دو گروه عمده و قوی در آن زمان متوجه جامعه ی اسلامی می شد. یهود و قریش با تکیه بر توان اقتصادی و نظامی، منازعات مستقیم وغیر مستقیمی را علیه اسلام و مسلمانان سازماندهی می کردند.
تا زمانی که رسول الله این دو نیرو را مقهور نساخت عملاً جامعه ی اسلامی نتوانست امنیت و آرامش را تجربه کند. تعداد غزوات و سریه هایی که پیامبر گسیل داشت گویای حجم دشمنی ها و آزار و اذیت معاندان است.
قابل ذکراست تکان های شدید جامعه ی اسلامی و حوادث تاسف بار تاریخ آن از زمانی شروع می شود که دشمن توانست توطئه ی قتل حضرت عثمان را طراحی و اجرا کند و به دنبال آن بساط انقسام و دودستگی را مانند استخوان لای زخم حفظ نماید.
مشغولیت های حضرت علی در مواجهه با دشمنان مسلح داخلی، شهادت ایشان ، فاجعهی کربلا و حوادث ریز و درشت دیگر هنوز که هنوز است مایه ی تاسف و تاثر خاطر مسلمانان در تمام زمان هاست.
آنچه ما باید توجه داشته باشیم آن است که دشمن دشمن است و هیچ گاه خوب بودن و منصف بودنِ ما او را از دشمنی باز نمی دارد که اگر این گونه بود رحمت و مهربانی و اخلاق رسول الله (صلي الله عليه و سلم) باید دشمنان را باز می داشت.

بعضی درس هایی که می توان مرور کرد از این قرارند:
۱- درگیر نشدن در منازعات داخلی: علی رغم شیطنت های منافقین و آشکار بودن آن برای پیامبر (صلي الله عليه و سلم) ایشان هیچ گاه دست به سرکوب آنان نزدند گرچه به شکل بالفعل توان آن را داشتند.
۲- تفوق و تسلط در عرصه ی افکار عمومی: هجوم شدید قران به منافقین و یهود و کفار آن ها را در موضع ضعف و تزلزل روحی و اجتماعی قرار داده و از طرف دیگر روحیه و توان معنوی مسلمین را به بالاترین درجه ارتقا داده بود.
۳- واکنش سریع، قاطع و کافی در قبال تحرکات دشمنان خارجی: یگان های واکنش سریع ارتش اسلام در قالب گروههای ۱۰، ۱۵، 20 و ۴۰ نفره یا کمتر و بیشتر کوچک ترین تعرضات دشمن را پاسخ داده و متعرضین را تا وسط منزلگاهایشان مورد تعقیب قرار می داد. مثلا حتی با مواردی مانند دزدی گوسفندان و یا چیزهای کوچکتر یا بزرگتر با حساسیت و جدیت برخورد می شد.
۴- آگاهی اطلاعاتی از داخل و خارج مدینه: جاسوسان مسلمان دایماً تحرکات دشمنان را رصد کرده و رسول الله را مطلع می ساختند.
۵- عملیات پیش دستانه از سوی پیامبراسلام باعث شده بود که دشمنان اصلی نظیر قریش و یهود نتوانند با فراغ بال و امنیت خاطر به طراحی و اقدام بر ضد مسلمانان بپردازند. این عملیات شامل ناامن ساختن مسیر تجاری قریش و کنترل شدید بر گروههای توطئه گر یهودی بود.
۶- خودداری رسول الله از خشونت به این معنی نبود که فتنه گران را آزاد بگذارد بلکه سیاست مواجهه و برخورد با آن ها تا زمانی که مقهور و تسلیم شوند ادامه پیدا می کرد سپس هرگز در حق آنان زیاده روی نمی شد و این در واقع منهج قرآن است.

سخن پایانی آن که امروز نیز اگر مسلمانان بخواهند در شهر و دیار خود امنیت و آرامش را تجربه کرده و اقتصادی شکوفا و ایامی روشن و روزگاری به سامان داشته باشند ناگزیر باید همان راهی را طی کنند که پیامبر (صلي الله عليه و سلم) سنگ بنای جامعه ی اسلامی را بر آن اساس گذاشت.
نويسنده : محمدشريف اكبري