از تـَش بـَلـَتـَش، از بـَلـَتـَش تـَش (قسمت دوم)

در شماره قبل نوشتيم كه اگر در جامعه اي  يك نسل از نسل بعد از خودش قوي تر باشه و همينطور به مرور، نسلهاي بعدي ضعيفتر بشن، مسلماً چنين جامعه اي بعد از چند نسل به رُكود خواهد رسيد و حتي شايد اسمي هم از اون باقي نمونه.

بعد از اون اين سوالو مطرح كرديم كه جايگاه جامعه ما (روستاهاي كهنه و شهرك) در قبال اين مسئله كجاست و داره به كدوم سمت پيش ميره؟ مسيري رو به جلو يا رو به عقب و پسرفت؟

 

اگر ما "علم" و "اقتصاد" را از مهمترين مظاهر بدونيم و بخواهيم جامعه خودمون رو با توجه به اين دو فاكتور محك بزنيم با اندكي تامل متوجه خواهيم شد كه جامعه ي كـَهنه نه تنها نسبت به نسل قبلي خودش پيشرفت داشته، بلكه با مقايسه آمار كسايي كه مشغول علم آموزي هستند و يا مدارج عاليه تحصيلي رو گذروندن و يا در بازار اقتصاد حرفي براي گفتن دارن مي شه گفت پيشرفت جهشي داشته.

اين امر مي تونه نشون از اين داشته باشه كه نسل قبل از ما توفيقات خوبي را در اداي مسئوليتش كه همانا تربيت نسلي قوي تر از خودش كه بتونه جامعه رو به سمت مسيري رو به جلو حركت بده داشته است.

اما اينجا چند تا نكته هم وجود داره كه ما مسئولين تربيت نسلِ بعد (پدرو مادرهاي امروز) اگه ميخوايم نسلي رو تربيت كنيم تا در قافله ي پيشرفت جايي داشته باشيم نبايد از اونها غافل بشيم:

امكاناتِ نسلي كه ما در اون رشد كرديم و بزرگ شديم بسيار محدودتر از اون امكاناتيه كه الان در اختيار جوونا و نوجوونامون هست.

مثلا تا پونزده بيست سال قبل شايد مهيج ترين ولذت بخش ترين تفريح يك جوون كهنه اي، فوتبال بود و همين جوون اگه به سرش مي زد كه يه تفريح و بازي شبونه هم داشته باشه "شير دمبلك" بود و "آتشو".

اما جوون امروزي فوتبال رو روبروي كامپيوتر و پلي استيشن بازي مي كنه و با امكانات و فراغتي  كه در اختيار داره شبها رو تا نصفه مشغول شب نشيني با دوستاي حقيقي مي شه و بعد از اون تو اتاقاي اينترنتي با دوستاي مجازيش؛

دوستايي كه ما پدر و مادرها نه تنها اونا رو نمي شناسيم بلكه روح خيليامون هم خبر نداره كه  دختر و پسراي ده دوازده سالمون چنين دوستايي دارن، چه برسه به اينكه بخواييم بدونيم اين دوستايي كه بيست و چهار ساعته با بچه هامون هستن فكر و اخلاقشون چيه؟!

 

پس ما بايد به اين مساله توجه داشته باشيم كه حالا كه شكل و نوع تفريحات بچه هامون عوض شده، توقعات بچه هامون هم عوض شده؛

بايد اينو بدونيم اگه تا ديروز خيالمون راحت بود كه حداقل توي خونه بچمون با ماست و در امن و امانه، امروز با حالي كه پيش ما نشسته، ولي دوستاش رو با خودش آورده و با موبايلش با اونا در ارتباطه و به قول همراه اولي ها ديگه هيچ كس تنها نيست.

پس بايد اينو بدونيم كه هم نحوه ي برآورده كردن توقعات بچه هامون عوض شده و هم نحوه ي كنترل اونها.

مساله ديگه اي كه ما پدر و مادراي امروزي بايد بهش توجه كنيم اينه كه اگه تا ديروز يه نفر ديپلم مي گرفت شده بود بوعلي سينا و ميشد كانون توجهات. امروز ديگه دكترش هم به سختي مي تونه حرفي براي گفتن داشته باشه.

لذا حالا كه وضعيتمون اينقدر با گذشته فرق كرده، مسئوليتمون هم خيلي سنگين تر از قبل شده و بايد براي اداي مسئوليتمون سرمايه گذاري بسيار بيشتري داشته باشيم تا بتونيم نسلي رو تربيت كنيم كه بتونه موفق تر از خودمون باشه.

به صيد مختصرم مبر از ره كه باز سفيد        چو واشه در پي هر صيد مختصر نرود

نويسنده ي مطلب: شيخ عبدالرحيم اكبري

 

براي مطالعه ي قسمت اول اين مطلب ميتوانيد بر روي لينك زير كليك نماييد:

>> از تـَـش بـَـلـَـتـَـش، از بـَـلـَـتـَـش تـَـش (قسمت اول) <<

ستارگان آسمان هدايت (قسمت يازدهم)

پيامدهاي اعزام لشكر اسامه توسط ابوبكر صديق (رضی الله عنه)

 

آثار و پيامدهاي اعزام لشكر اسامه از ديگر مواردي است كه در بحث گسيل آن لشكر از سوي ابوبكر صديق(رضی الله عنه) درخور توجه و بررسي مي‌باشد.

لشكر اسامه پس از آنكه ترس و دلهره‌ي زيادي درميان روميان انداخت، پيروزمندانه و با غنايم زيادي به مدينه بازگشت. هرقل، فرماندهان نظامي خود را در حمص جمع كرد و به آنان گفت:

"اين همان چيزي است كه قبلاً به شما هشدار دادم و شما قبول نكرديد! نتيجه‌اش اين شد كه عرب‌ها، مسيري يك‌ماهه را پيمودند و وضع شما را دگرگون كردند".

برادر هرقل پيشنهاد كرد تا سپاهياني را براي مرزباني به بلقاء بفرستند. اين پيشنهاد پذيرفته شد و مرزبانان در بلقاء مستقر شدند تا اين‌كه سپاهيان اسلام، در زمان خلافت ابوبكر و عمر (رضي الله عنهما) به سوي شام روانه شدند.

روميان، مبهوت و شگفت‌زده گفتند: "اين‌ها ديگر چه هستند؟! با وجودي كه سرورشان مرده، باز هم يك‌پارچه‌اند و به سرزمن ما حمله مي‌كنند!" قبايل عرب نيز از قدرت مسلمانان متحير و مبهوت شده و در هراس افتادند.

زماني كه لشكر اسامه به مدينه بازگشت، ابوبكر صديق به همراه بزرگان مهاجرين و انصار و مردم مدينه، شادمان و مسرور از پيروزيِ لشكر اسلام، به استقبال مجاهدان رفتند.

اسامه وارد مدينه شد، به مسجدالنبي رفت و براي شكر و سپاس از خداي متعال نماز گزارد.

پيامد پيروزي لشكر اسامه بر زندگاني مسلمانان و حتي عرب‌هايي كه در فكر شورش بر ضد مسلمانان بودند و همچنين روميانِ هم مرز با شبه‌جزيره‌ي عربستان، بسي گسترده و بلكه حياتي بود.

آثار و پيامدهايي كه پيروزي لشكر اسامه به دنبال داشت، فراتر و بيشتر از مانور قدرتي آنان بود و باعث شد تا مرتديني كه در فكر ستيز با مسلمانان بودند، دست از خيزش و آشوب بر ضد اسلام بردارند و توان و قدرتشان از هيبت اسلام درهم ‌بشكند و مجبور شوند با مسلمانان كنار آيند و صلح كنند.

به هر حال اعزام لشكر اسامه كار خودش را كرد و اثرش را پيش از آنكه مجاهدان از جنگ بازگشته و سلاح‌هايشان را به زمين بگذارند، نشان داد و در دل مرتدين و كفار هراس انداخت.

آري بدون ترديد اعزام لشكر اسامه پيامدهاي زيادي براي مسلمانان به دنبال داشت؛

جبهه‌ي مرتدان در شمال شبه‌جزيره‌ي عرب، ضعيف‌ترين جبهه‌ي پيش روي مسلمانان به شمار مي‌رفت و اين، از نتايج و آثار لشكر اسامه بود كه باعث شد تا شكست جبهه‌ي شمال براي مسلمانان، آسان ‌تر از شكست دشمنان در عراق باشد.

اعزام لشكر اسامه و پيامدهاي مثبت آن نشان مي‌دهد كه ابوبكر صديق(رضی الله عنه) آگاهي و توانايي بيشتري از ديگران براي حل و فصل بحران‌ها داشته است.

 

شما بازديدكنندگان محترم در صورت تمايل ميتوانيد با مراجعه به بخش موضوعات وبلاگ و كليك بر روي "ستارگان آسمان هدايت"، قسمتهاي قبلي اين مجموعه را نيز مطالعه نماييد.

درد پنهان ...

صحبت از ازدواج که می شود، جشن است و شیرینی و تبریک. هیچ کس هم ابایی ندارد که آن را مطرح کند.

اما طلاق و جدایی علاوه بر تلخی و رنجی که برای خانواده ها به بار می آورد، پرداختن به آن نیز دشوار است، چرا که به نوعی جریحه دار کردن احساسات کسانی است که با آن دست و پنجه نرم می کنند.

آمیخته شدن طلاق شرعی با سنت ها و تعصبات قومی و قبیله ای و گاهی جاهلی، درد و رنج آن را چندین برابر می کند.

در سال های اخیر روستای ما نیز شاهد چندین مورد طلاق بوده است که اگر چه به نسبت ازدواج ها درصد کمی را به خود اختصاص می دهد اما همین کم نیز زیاد است.

شما اگر هزاران شب در سلامتی باشید و به خواب بروید گذشت زمان را احساس نخواهید کرد اما اگر یک شب درد و رنج بیماری، خواب را از چشمان شما بگیرد، طول آن را به اندازه ی هزار شب خواهید یافت، پس این موارد به ظاهر کم نیز روح و روان جامعه را آزرده ساخته و خراش خواهد داد.

امیدوارم در سایه ی تقوای خداوندی، کسانی که دچار این تلخی شده اند، شیرینی روزهایی روشن را تجربه کنند.

 

بعضی از این جدایی ها ناگزیر پیش خواهد آمد، همیشه بوده و در آینده نیز خواهد بود. انسان هایی در ابتدا به هم علاقه مند می شوند و بعد مشکلات زندگی، آنها را به بن بست می کشاند و تفاهم غیر ممکن می شود؛

پس برای آن ها، طلاق رهایی از مشکلی است که زندگی مشترک را بی معنا کرده است و هیچ حلی نیز برای آن متصور نیست.

اما برای کسانی که از اول به هم علاقه مند نیستند و تحت قاعده ی "پِل" یا ازدواج شرطی عقد می کنند چه؟ ظاهراً در روستای ما عده ای علاقه مندند تجربیات تلخ دیگران را به شخصه تکرار کنند؛

به عقیده ی من این امر ناشی از چند عامل است که شاید مهم ترین آن، پنهان بودن درد و رنج های این گونه ازدواج است. اشخاص معمولاً به دلایل حیثیتی یا خانوادگی دوست ندارند این مسائل را هرجا مطرح کنند و همین مساله باعث تداوم این رسم منحوس می شود.

 

برای پرهیز از طولانی شدن کلام، چند سئوال اساسی مطرح می شود و تفصیل آن به عهده ی خوانندگان اهل فضل این وبلاگ واگذار می شود تا خود راجع به این قضیه بیاندیشند.

1- آیا پدر و مادرها وظیفه دارند و یا اجازه دارند به بهای ازدواج بچه هایشان یا با لحاظ کردن مصلحت های جاهلانه، تفاهم و الفت و انسانیت را که شرط اساسی ازدواج است فدا کنند؟

2- آیا عاقدین در منطقه ی ما که معمولاً از روحانیان هستند هیچ وظیفه ای ندارند؟ آیا فکر می کنند همین که در مراسم عقد دعا کردند "خدایا بین اینها الفت برقرار کن همان گونه که بین محمد و خدیجه و همان گونه که بین علی و فاطمه الفت دادی"، شهد و شیرینی به این زندگی ها بخشیده می شود؟

آیا آن ها نمی دانند این ازدواج های شرطی بر مبنایی غیر شرعی و غیر صحیح شروع می شود و عوارض پیدا و پنهان بسیاری خواهد داشت؟ عوارضی که دامن این خانواده ها و کل اجتماع را خواهد گرفت و در تعارض مستقیم با خیر و صلاح و الفت و مودت اجتماعی خواهد بود.

 

و گروه دیگر جوانانی هستند که با این معضل دست و پنجه نرم می کنند و به نظر من به دو دسته تقسیم میشوند:

دسته ی اول کسانی اند که علی رغم تمام مشکلات، آن را نوعی غیرت و مردانگی تلقی می کنند که با آن ها هیچ صحبتی نداریم.

اما دسته ی دوم جوانانی هستند که راضی به این نوع ازدواج نیستند، به نظر می رسد تنها گزینه، مقاومت خردمندانه و تسلیم ناپذیر همراه با حفظ حرمت پدر و مادرها است.

یک رسم بد مانند یک مرض کُشنده است؛ طبعاً تا به درمان برسد تلفاتی بر جای خواهد گذاشت، اما قرار نیست برای همیشه جوانان ما در زیر این سنت غیر اسلامی و غیر عقلی و خجالت آور له شوند.

نويسنده ي مطلب: محمدشریف اکبری

معرفي كتاب ...

عنوان كتاب: "تولدي جديد"

مولف: "ابراهيم بن عبدالله الغامدي"

مترجم: "فواد رسا"

 

اين كتاب، داستان زندگي افرادي را روايت ميكند كه در پي اتفاقاتي خاص، مسير زندگي شان تغيير يافته و از گمراهي و ضلالت به سوي نور ايمان هدايت يافته اند.

در مقدمه ي اين كتاب ميخوانيم كه:

انسان دوبار متولد مي شود، يك بار زماني كه از تاريكي رحم مادر به سوي روشنايي دنيا قدم مي نهد و بار ديگر هنگامي كه از سياهي معصيت به نور طاعت مشرف مي شود.

تولد اول در همه ي انسان ها مشترك است؛ مسلمان و كافر، نيكوكار و بدكردار، بلكه حيوانات را نيز شامل ميشود.

اما تولد جديد فقط مختص كسي است كه خداي عزوجل به او توفيق هدايت داده و او را به راه استقامت رهنمون ساخته است و سعادت دنيا و آخرت را برايش خواسته باشد.

 

مطالعه ي اين كتاب پربار و تامل برانگيز كه از حجم كمي نيز برخوردار است را به تمامي شما بازديدكنندگان محترم وبلاگ رباط پيشنهاد ميكنيم.

اعتكاف در مسجد بلال شهرك

اعتكاف مجالي است براي خودشناسي و همه ي ما خوب ميدانيم كه "خودشناسي" لازمه ي "خداشناسي" است.

اعتكاف در اين هياهوي زندگي، فرصت خوبي است تا به دور از تمام اين دل مشغولي ها، كمي به خود آييم و ذهن و دلمان را معطوف خالقمان سازيم.

 

به همين منظور مراسم معنوي اعتكاف به مدت يك شب در مسجد بلال شهرك و با حضور جمعي از اهالي روستاهاي كهنه و شهرك برگزار گرديد.

اين مراسم پنج شنبه 25 خرداد 1391 بعد از نماز عشاء آغاز شد و پس از انجام عباداتي همچون اقامه ي نماز قيام، تلاوت قرآن كريم، ذكر و دعا، صبح جمعه به پايان رسيد.

 

"تلاوت سوره ي كهف در صبح جمعه" از جمله سنت هايي است كه بر آن تاكيد زيادي شده است. لذا پس از اقامه ي نماز صبح، اين سوره بصورت دسته جمعي و در قالب يك حلقه ي قرآني تلاوت گرديد.

 

پايان بخش مراسم پرفيض و بركت اعتكاف، اقامه ي نماز اشراق بود. (نماز سنّت اشراق نمازي است دو ركعتي كه به هنگام طلوع آفتاب خوانده ميشود).

صرف صبحانه در نخستين لحظات طلوع خورشيد، در هوايي مطبوع و دلنشين، و در كنار افرادي كه پس از يك شب راز و نياز با پروردگارشان، سبك بال تر و پُرانرژي تر از هميشه به نظر ميرسيدند، لذت اعتكاف را دوچندان كرد.

حدیث هفته ...

وعنْ صفيَّةَ بنْتِ أبي عُبيد،

عَنْ بَعْضِ أزْواجِ النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم ورضي اللَّه عنْهَا

عَنِ النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَال:

" مَنْ أتَى عَرَّافاً فَسأَلَهُ عنْ شَىْءٍ ، فَصدَّقَه، لَمْ تُقْبلْ لَهُ صلاةٌ أرْبَعِينَ يوْماً " (رواهُ مسلم).

 

از صفيه بنت ابي عبيد

از بعضي از زنان پيامبر (صلي الله عليه وسلم)

از پيامبر (صلي الله عليه وسلم) روايت نموده که فرمود:

آنکه به نزد عرافي بيايد (عراف کسي است که جاي گم شده و مال دزدي شده را نشان ميدهد)

و درباره ی چيزي از وي پرسش نموده و آن را راستگو شمارد، چهل روز نمازش قبول نمي شود.

فرسنگ ها تا "مسلمان واقعي" ...

رو كرد به ما و با آوای ملكوتی وحی فرمود: یا اَیّها الّذینَ آمنوا! (ای کسانی که ایمان آورده اید!)

دست وپاچه گفتیم: بله!

فرمود: آمِنوا. (ایمان آورده‌اید!)

چشم‌ های زمینی ‌مان گرد شد: ما كه ایمان داریم!

فرمود: وَ لمّا یدخل الایمان فی قُلوبِكم. (ایمان هنوز به دلهایتان راه نیافته است)

گفتیم: دل ‌های ما؟! لبریز از عشق و ایمان است! نمازهایمان را كه دیده ‌ای؟!

فرمود: هما‌ن ‌ها كه وقتی می ‌خوانید، گویی صدها خدا دارید؟ همان‌ ها كه جز لفظی و خم و راست شدنی، چیزی از آن نمی ‌دانید و بهره ‌ای برای جان ‌هایتان برنمی ‌گیرید؟

 

جا خوردیم. گفتیم: انفاق‌ هایمان. آن ها را كه خوب انجام می ‌دهیم؟!

فرمود: لَن تَنالوا البِرّ حَتی تُنفِقوا مِمّا تُحِبون. (به نیكی دست نمی‌ یابید، مگر آن كه از آنچه دوست می ‌دارید ببخشید)

گفتیم: از «مما تحبون» هم می ‌دهیم!

فرمود: «ثم لا یتبعون ما انفقوا منا و لا اذی» (و به دنبال آن منتی نمی ‌گذارند و آزاری نمی ‌رسانند) این شرط را فراموش می‌ كنید.

گفتیم: به پدر و مادرمان امّا می ‌رسیم.

فرمود: كار به این سادگی نیست. گفته بودم «و لا تقل لَهُما اف»! (اف به آنان مگو!)

گفتیم: عبادت می‌ كنیم. قرآن می ‌خوانیم. ذكر می ‌گوییم. ما مسلمان‌ های خوبی هستیم!

فرمود: لا تمنوا علی اسلامكم؛ بل الله یمن علیكم أن هداكم للایمان. (با اسلام خود بر من منت مگذارید، بلكه خدا بر شما منت می ‌گذارد كه شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود كرده است)

كم آورده بودیم؛ حسابی! سرخ شده بودیم! درست مثل شاگردی كه تكلیفش را سر هم بندی كرده باشد و حالا پای تخته به تحمل نگاه عتاب ‌آمیز معلم ایستاده باشد!

 

با تشكر از سركار خانم نوري جهت ارسال اين مطلب

بقيه ي اين متن زيبا را ميتوانيد در "ادامه مطلب" مطالعه نماييد

ادامه نوشته

آشنایی با کتابخانه ملی

کتابخانه ملی (National libraryمادر کتابخانه‌های یک کشور است و در راس همه آنها قرار دارد.

کتابخانه ملی به پیشرفت نظام کتابخانه‌ای کشور، بخصوص شبکه کتابخانه‌های عمومی کمک فراوانی می‌کند.

اين كتابخانه معمولاً یک یا چند نسخه از کلیه ي آثار مکتوب و غیر مکتوبِ کشور مربوطه را برای ثبت، نگهداری و برگه نویسی دریافت می‌دارد؛ در واقع آثار در آنجا به ثبت می‌رسد.

 

بودجه کتابخانه ملی از طریق دولت‌ها تامین می‌شود و اداره آن به عهده هیات امناست.

این نوع کتابخانه‌ها همه نوشته‌ها را در سطح ملی گرد می‌آورند و منظم می‌کنند و خدماتش نه تنها در عرصه جغرافیایی کشور گسترده است، بلکه امروزه به سبب ایجاد شبکه‌های جهانی، با جوامع خارج از کشور نیز در ارتباط است.

وظایف کتابخانه ملی:

1) کتابخانه ملی باید از هر کتابی که داخل مرزهای جغرافیایی یک کشور منتشر می شود یک یا چند نسخه را داشته باشد؛

2) از کتاب‌هایی که در خارج از کشور درباره کشور متبوع کتابخانه ملی چاپ می‌شود یک یا چند نسخه را داشته باشد؛

3) تهیه کتابشناسی ملی؛

4) تهیه فهرست مشترک؛

5) وضع قوانین مربوط به کتابخانه‌ها؛

6) تهیه میکروفیلم ، چاپ عکس (افست) از کتاب و تشکیل کلاس‌های کار آموزی و برگزاری نمایشگاه‌های کتاب.

با "کلام وحی" ...

ادب اجازه گرفتن برای ورود به خانه در آيات قرآن

خداوند عزوجل در آیه 27 سوره نور می فرمایند:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیوتًا غَیرَ بُیوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»

ترجمه: "اي مؤمنان! وارد خانه هايي نشويد كه متعلّق به شما نيست، مگر بعد از اجازه گرفتن (با زنگ زدن يا در كوبيدن و كارهائي همانند اينها) و سلام كردن بر ساكنان آن.

اين كار براي شما بهتر است (از ورود بدون اجازه و سلام). اميد است شما (اين دو چيز را به هنگام رفتن به منازل ديگران رعايت و آنها را) مد نظر داشته باشيد."

 

برای توضیح موضوع لازم است بیان شود که منزل و خانه، محل سکونت و آرامش هر فرد و خانواده اوست.

انسان در منزل با آرامش تمام لباس رسمی‌خود را درآورده و مشغول استراحت می‎شود، ورود غیر به این محل موجب سلب آسایش انسان و خانواده اوست و مستلزم کسب اجازه، هماهنگی و آمادگی صاحب خانه برای پذیرفتن و استقبال نمودن است.

خدای بزرگ برای این که حرمت صاحب خانه حفظ شود و مراودات اجتماعی نیز به هم نخورد، ورود به حوزه شخصی و خصوصی دیگران را منوط و مشروط به اجازه صاحب خانه کرده است.

علاوه برآیه گذشته، آیه 28 نیز تأکید بر ضرورت اخذ اجازه دارد:

«فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یؤْذَنَ لَكُمْ ... »

ترجمه: اگر كسي را در خانه ها نيافتيد (كه به شما اجازه دهد) بدانجاها داخل نشويد تا (كسي بیاید و سپس) به شما اجازه داده شود.

آیات 30 و 31 نیز به نحوی فلسفه ی اجازه خواستن را بیان می کنند؛ همانگونه که رسول الله(ص) فرمودند:

"إنَّمَا جُعِلَ الاستئذاُن منْ أَجْلِ البَصَر" (متفق عليه)

ترجمه: اجازه گرفتن، تنها به خاطر چشم (و جلوگيري از ديدن چيزهايي که نهي شده) مقرر شده است.

 تهيه و تنظيم مطلب: سيدمرتضي حسيني(سيدابراهيم)

يادگيري زبان دوم و افزايش قدرت مغز

دانشمندان معتقدند که یادگیری و تکلم به زبان دوم می‌تواند قدرت مغز را افزایش دهد.

محققان آمریکایی از دانشگاه نورث وسترن اظهار می‌دارند که تکلم به دو زبان، یک نوع تمرین مغزی است که برای بهبود کارکرد مغز موثر است.

نتایج تحقیقات آزمایشگاهی نشان می‌دهد که تکلم به دو زبان به طور عمیقی بر مغز تأثیر گذار است و نحوه ي پاسخ‌دهی سیستم عصبی به صدا را تغییر می‌دهد.

 

برای این تحقیق، محققان مغز 48 نفر از دانشجویان داوطلب سالم را بررسی کردند ، در میان این تعداد 23 نفر دو زبانه بودند.

آنها در جریان این تحقیق از الکترودهایی که روی پوسته سرکار گذاشته بودند استفاده کردند تا الگوهای امواج مغزی آنها را دنبال کنند.

در شرایط آرام آزمایشگاه، هر دو گروه پاسخ‌های مشابهی دادند، اما وقتی صداهای پس زمینه نیز به سکوت آزمایشگاه اضافه شد، گروه دو زبانه در فرآیند پردازش صداها موفق‌تر بود.

این گروه همچنین توانستند اطلاعات بهتری از صدای ارائه شده ارائه کنند. همچنین نتایج این تفاوت در الگوهای امواج مغزی هر دو گروه قابل مشاهده بود.

ویکتوریان ماریان از نویسندگان این تحقیق اظهار داشت: مردم جدول کلمات متقاطع یا معما حل می‌کنند تا مغز خود را فعال کنند اما مزایایی که ما در یادگیری زبان دوم کشف کرده‌ایم به طور خودکار می‌تواند به افزایش قدرت مغز منتهی شود.

تحقیقات پیشین همچنین نشان می‌دهد که تکلم به دو زبان، ابتلا به زوال عقل را کاهش می‌دهد.

( منبع : اينترنت )

معرفي سايت: "کتابخانه دیجیتال جهان"

کتابخانه دیجیتال جهان (World Digital Library) در آوریل سال 2009 افتتاح گرديد.

این وب‌ سایت که در اداره مرکزى یونسکو در شهر پاریس کار خود را آغاز کرد، به علاقمندان در سراسر جهان این امکان را داده است تا به منابع الکترونیکى این کتابخانه از طریق وب سایت آن دسترسى پیدا کنند.

وب‌سایت کتابخانه دیجیتال جهان:

www.wdl.org

در این وب ‌سایت، کتاب‌‌هاى نادر، نقشه‌‌هاى تاریخى، نسخ خطى، ‌فیلم و عکس از کتابخانه‌‌ها و آرشیوهاى سراسر جهان ارائه مى‌‌شود.

مراجعه کنندگان به این سایت قادر خواهند بود تا به تمام این موارد به 7 زبان عربى، چینى، انگلیسى، فرانسوى، پرتغالى، روسى و اسپانیايى دسترسى یابند.

32 موسسه از کشورهای برزیل، بریتانیا، چین، مصر، فرانسه، ژاپن، روسیه، عربستان سعودى، و آمریکا براى اجراى این پروژه به سازمان یونسکو کمک کرده‌اند.

اجراى این پروژه نخستین بار در سال 2005 به وسیله بزرگ‌‌ترین کتابخانه جهان یعنى کتابخانه کنگره آمریکا به یونسکو پیشنهاد شد.

کتابخانه دیجیتال جهان، جلوه‌هاى فرهنگى نقاط گوناگون جهان را به صورت چندزبانه و رایگان در اختیار کاربران قرار داده است.

آنها نيز روزي دانشجو بودند ...

با دانشجویان برتر تاریخ ایران وجهان 

در این بخش قصد داریم به معرفی برخی از شخصیت های برتر و برجسته ی علمی ایران و جهان بپردازیم؛ کسانی که روزی همانند برخي از ما دانشجو بودند...

به تمامي شما بازديدكنندگان محترم به خصوص دانشجويان عزيز روستاهاي كهنه و شهرك پيشنهاد ميكنيم زندگينامه ي اين شخصيت برجسته را به دقت مطالعه نمايند.

دكتر محمود حسابي

 

سيدمحمود حسابي در سال 1281هجري شمسي، از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات گرديدند.

در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي)، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي و مثنوي مولوي اشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند.

ايشان در سن هفده سالگي "ليسانس ادبيات"، در سن نوزده سالگي "ليسانس بيولوژي" و پس از آن مدرك "مهندسي راه و ساختمان" را اخذ نمودند.

در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

 

بقيه ي زندگينامه ي دكتر حسابي را ميتوانيد در "ادامه مطلب" مطالعه نماييد.

ادامه نوشته

نكته ها و پندها ...

در اين قسمت از مجموعه مطالب "نكته ها و پندها" قصد داريم نكاتي كوتاه اما پرمعنا را در اختيار شما بازديدكنندگان محترم قرار دهيم:

 

* اگر همواره مثل گذشته بیندیشید، همان چیزی را بدست می آورید که تاکنون کسب کرده اید.

* دنیا هم به آدمهای خوشبین نیاز داره هم به آدمهای بدبین؛ آدمهای خوشبین "هواپیما" می سازند ولی آدمهای بدبین "چترنجات".

* سعی کنید آنچه را که دوست می دارید بدست بیاورید، وگرنه باید آنچه را که بدست آورده اید دوست داشته باشید.

* هیچ گاه عشق را گدایی نکنيد چون معمولاً چیز باارزش را به گدا نمی دهند.

* کسی را برای دوستی انتخاب کنيد که قلب بزرگی داشته باشد تا مجبور نشويد برای اینکه در قلبش جا بگیرید خودتان را کوچک کنید.

* هرگز امید را از کسی سلب نکنيد شاید این تنها چیزیست که دارد.

* هرگاه دیدید گناهی آنقدر بزرگ است که نمی توانید آن را ببخشید، بدانيد از کوچکی قلب شماست نه از بزرگی گناه او.

* ما همیشه صداهای بلند را می شنویم، پررنگ ها را می بینیم، سختی ها را می خواهیم؛ غافل از اینکه خوبان آسان می آیند, کم رنگ می مانند و بی صدا می روند.

 

با تشكر از آقاي محمد اکبری(مرتضی) جهت ارسال اين مطلب

چند خبر از فعاليتهاي خواهران در كهنه و شهرك

در هفته اي كه گذشت شاهد فعاليتهاي مختلفي از طرف انجمن خواهران روستاهاي كهنه و شهرك بوديم كه در اين مطلب، گزارشي از اين فعاليتها را به اطلاع شما مي رسانيم:

 

مسابقه حفظ جزء هاي اول و سي اُم قرآن كريم ويژه خواهران در روستاي كهنه

اين مسابقه به همت كميته ي مساجد خواهران و در مسجد سلحشور روستاي كهنه برگزار گرديد.

14 نفر از خواهران بعنوان شركت كننده در اين مسابقه حضور داشتند. مسابقه بصورت شفاهي و در حضور عده اي از خواهران بعنوان ناظر و چند تن از آنان بعنوان داور برگزار شد.

اعلام برندگان اين مسابقه و اهداي جوايز آنان به مراسم "جشن نشاط" ويژه خواهران كه قرار است اواخر همين ماه برگزار گردد موكول شد.

 --------------------------------------------------------------------

جلسه ي پاسخ به سوالات شرعي خواهران در شهرك

اين جلسه كه در مسجد بلال شهرك برگزار گرديد مختص پاسخ به سوالات شرعي خواهران در شهرك بود.

اين سوالات از چند روز پيش و با توجه به اعلام قبلي، جمع آوري شده و در روز جلسه، يكي از خواهرانِ مُدرس مدرسه ي ديني اوز به آنها پاسخ دادند.

جلسه حدود دو ساعت به طول انجاميد و در آن نزديك به 60 نفر از خواهران حضور داشتند.

 ---------------------------------------------------------------

جلسات هفتگي مختص خواهران با موضوعات ديني در روستاي كهنه

اين جلسات كه هر دو هفته يكبار با موضوعات مختلف ديني در روستاي كهنه و در مسجد سلحشور برگزار ميشود اين هفته نيز برگزار گرديد.

كميته مساجد خواهران مسئوليت پيگيري و تشكيل اين جلسات را بر عهده دارند.

سخنران اين هفته جناب آقاي شيخ علي وطنخواه بودند.

ديدار تداركاتي فوتبال؛ كهنه و شهرك

تيمهاي فوتبال كهنه و شهرك در ديداري تداركاتي رودرروي يكديگر قرار گرفتند.

 

اين مسابقه به همت كميته ورزشي روستاهاي كهنه و شهرك، عصر جمعه 12 خرداد 1391 در زمين خاكي فوتبال روستاي كهنه و با استقبال نسبتاً خوب اهالي روستا برگزار گرديد.

اين دو تيم در حالي مقابل هم قرار گرفتند و به تساوي دو بر دو دست يافتند كه در تيرماه سال گذشته نيز يكبار با يكديگر روبرو شده بودند.

 

از نكات قابل توجه در برگزاري اين مسابقه ميتوان به حضور چندتن از بازيكنان قديمي فوتبال روستا در شروع بازي و در ميدان مسابقه اشاره كرد.

پيشكسوتاني كه ميتوانند منابع عظيمي از تجربه براي جوانان و نوجوانان امروزي باشند.

 

حضور تعداد زيادي از بازيكنان جوان و حتي نوجوان در تركيب هر دو تيم از نكات قابل توجه و البته بسيار اميدواركننده بود.

بازيكناني كه با اندكي برنامه ريزي ميتوان بر روي آنها حساب ويژه اي باز كرد تا انشالله فوتبال روستا در آينده اي نه چندان دور باز هم افتخارآفرين باشد و بتوان آن را از قدرتهاي فوتبال منطقه به شمار آورد.

و اما نكته ي تامل برانگيزي كه در برگزاري اين مسابقه واقعاً به چشم آمد، نياز مُبرم ورزش روستا به وجود يك فضاي ورزشي مناسب و استاندارد بود.

بايد ديد اين امر بالاخره تحقق خواهد يافت و اگر قرار است محقق شود، تا چه زمان بايد به انتظار نشست؟

 

براي مطالعه ي گزارش مربوط به بازي سال گذشته ي تيمهاي كهنه و شهرك ميتوانيد بر روي لينك زير كليك نماييد:

>> فوتبال تداركاتي كهنه و شهرك؛ عاملي براي اتحاد و صميميت بيشتر <<

نکات طلایی از زبان مدیران موفق

در اين مطلب قصد داريم چند نكته را از زبان برخي از مديران موفقِ مراكز معتبر دنيا بيان كنيم.

البته بايد به اين نكته توجه كنيم كه وقتي از عنوان "مدير" استفاده ميشود، منظور و هدف، فقط مديران شركتها و كارخانجات و مدارس نيستند، بلكه ميتوان "پدر يا مادر يك خانواده" را نيز بعنوان يك مدير به حساب آورد.

پس سعي كنيم نكات طلايي زير را به دقت مطالعه كرده و حتي الامكان در زندگيمان پياده كنيم.

1) امروز مردم دنبال چیزی بیش از پول هستند. مردم می خواهند با آنها مثل انسان رفتار شود. شاید این بدیهی به نظر برسد اما بیشتر کارفرماها این را نفهمیده اند. (میچل تال، مدیرعامل شرکت اپیکور)

2) همه متوجه شده اند افرادی که از کارشان لذت می برند یا کارشان را معنی دار می بینند، چه ارزش خارق العاده ای دارند و چقدر می توانند به موفقیت شرکت کمک کنند. (چارلز گارفیلد، مدیر عامل شرکت ادوانس ساینس)

3) با کارکنان مثل شریک "رفتار" کنید تا آنها هم مثل شریک "کار" کنند. (فرد آلن، رییس شرکت پیتنی باوز)

4) در "عصر صنعت" مدیر شرکت در راس هرم می نشست و قرار نبود به حرف هیچ کس گوش بدهد؛ ولی در "عصر اطلاعات" شما باید به عقاید افراد، صرف نظر از جایگاه آنها در سازمان گوش بدهید. (جان اسکالی، مدیر عامل سابق اَپل)

5) عالی ترین سطح خدمت از قلب و از ته دل ناشی می شود؛ پس هر شرکتی که به قلب کارکنان خود راه یابد، بهترین خدمت را ارائه خواهد داد. (هال روز نبالت، مدیر عامل شركت روز نبالت اینترنشنال)

بقيه ي اين نكات را ميتوانيد در "ادامه مطلب" مطالعه نماييد.

ادامه نوشته

مسابقه آشپزي خواهران در روستاي كهنه

به همت كميته مساجد خواهران، مسابقه ي آشپزي با موضوع پخت غذاي محلي "پَپلاس" در روستاي كهنه برگزار گرديد.

اين مسابقه عصر روز سه شنبه 9 خرداد 1391 با حضور جمعي از خواهران روستاهاي كهنه و شهرك در محل مجتمع بني هاشم روستاي كهنه برگزار شد.

 

شركت كنندگان در اين مسابقه، اعضاي حلقات قرآني خواهران بودند.

از روستاي كهنه پنج گروه و از شهرك سه گروه بعنوان شركت كننده حضور داشتند (هر گروه متشكل از دو نفر بود).

 

در پايان اين رقابت جذاب، و در حاليكه رنگ و بوي "پَپلاس"ها، دهان هر بيننده اي را آب مي انداخت، دو گروه از روستاي كهنه و يك گروه از شهرك بعنوان برندگان اين مسابقه انتخاب شدند.

به برگزيدگان، جوايزي به رسم يادبود اهدا گرديد.

 

لازم به ذكر است "پَپلاس" نوعي غذاي محلي است كه علاوه بر كَهنه، در برخي روستاهاي اطراف نيز تهيه ميشود.

هر چند سليقه ها در نحوه ي پخت اين غذا كمي متفاوت است، اما ماده ي اوليه و اصلي جهت تهيه آن، نان تكه تكه شده است (معمولاً از نان محلي "گَپُك" استفاده ميشود).

 

سيب زميني، بادنجان، پياز، گوجه(يا رب گوجه) از جمله مواد اوليه جهت تهيه ي اين غذاي محلي به شمار می آید.

پاسخ به سوالات شرعي شما

در مطلب "پيگيري جلسات هفتگي ويژه خواهران" كه چند روز قبل در همين وبلاگ به ثبت رسيد، يكي از بازديدكنندگان با نام "دنيا" سوالي را در قسمت نظرات مطرح نمودند بدين مضمون:

منظور از جمله ي "در دعاها، متوسل شدن به كارهاى نيكي كه فرد انجام داده جايز است" چيست؟

 

پاسخ: دوست گرامی، در جواب سوال شما، قسمتی از حدیث رسول الله (صلی الله علیه وسلم) که مشهور به "حدیث غار" می باشد را خدمتتان ذکر می نماییم تا مطلب برای شما واضح گردد.

(در صورتی که مایل بودید از ادامه ي حدیث اطلاع یابید، به حدیث 12ریاض الصالحین مراجعه نمایید).

سه نفر در امتهای پیش از شما تصمیم گرفتند شبی را در غاری به صبح برسانند. لذا داخل غار شدند و بلافاصله بعد از دخول به غار، صخره ای جلوی در غار را مسدود کرد.

آنها با خودشان گفتند که چاره ای نداریم که خداوند را به فریاد بطلبیم و در دعا، هر کدام از ما به یکی از اعمال نیکمان توسل نماییم و شروع به دعا نمودند.

اولین آنها گفت: "خدایا، من پدر و مادری پیر و کهنسال داشتم، پیش از آنان هیچ کس از اعضای خانواده و خدمتکاران را شام نمی دادم؛

روزی برای یافتن چراگاه گوسفندان از خانه ام دور افتادم و درست هنگامی به نزد آنان بازگشتم که خوابیده بودند. برای شامشان شیر دوشیدم. چون به نزد آنان آمدم آنان را خفته یافتم. دوست نداشتم آنان را بیدار کنم و دوست هم نداشتم پیش از آنان، خانواده و خدمتکاران را شام دهم.

در حالی که کاسه شیر در دستان من بود، منتظر بیدار شدن آنان ماندم تا اینکه صبح شد. کودکان جلوی پایم از شدت گرسنگی داد و فریاد می کردند. آنگاه پدر و مادرم بیدار شدند و شیرشان را نوشیدند.

بار خدایا، اگر این کار را برای خشنودی تو انجام داده ام، برایمان در کار این صخره که گرفتار آن هستیم گشایشي حاصل کن تا رهایی یابیم."

پس از این دعا مقداری از آن راه گشوده شد، به اندازه ای که نمی توانستند از آن بیرون روند.

در ادامه نیز دو نفر دیگر در دعای خود به همان شیوه ي نفر اول، عملی از اعمال خیر خود را ذکر کردند و بعد از دعای هر کدام، صخره مقداری کنار رفت و در نهایت نجات یافتند.

"موزه هاي فوتبال"؛ مكاني براي بازسازي تاريخ

موزه تنها مختص جنگ و آثار نقاشی و پیکر تراشی نیست، بلکه در موزه میشود فوتبال قدیم را به نمایش گذاشت تا مردم، بیش از پیش آن زمانها را حس کنند و مجبور نباشیم تنها از ذهنمان برای سفر به تاریخ استفاده کنیم.

این روزها در موزه های فوتبال و در تالارهای افتخار میشود اشیایی متعلق به بازیکنان قدیمی را پیدا کرد؛

مثلاً پیراهن دیه گو مارادونا، یا توپ جام جهانی 1930؛ همان توپی که قهرمانی اروگوئه را در نخستین دوره جام جهانی رقم زد. 

 

مرور خاطرات فوتبالی و دیدن عکس های قدیمی، همیشه از جذابیت خاصی برای علاقه مندان به فوتبال برخوردار بوده است.

در این بین اکثر تیمهای حرفه ای و مطرح دنيا برای اینکه خاطرات بازیکنان و مربیان نسلهای گذشته شان فراموش نشود و در ذهن بماند، اقدام به برپایی محلی به عنوان تالار افتخارات و خاطرات باشگاه کرده اند.

موزه باشگاه بارسلونا امروزه به عنوان مهمترین موزه فوتبال دنیا شناخته ميشود وطبق آمار، سالانه بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از این موزه دیدن می کنند.

این موزه محبوب گردشگران خارجی نیز هست و بسیاری از كساني كه حتی علاقه ای به فوتبال ندارند نيز به تماشای این موزه می آیند.

 

پس از بيان اين نكات، حال بياييم كمي اين موضوع را در سطح جامعه خودمان يعني روستاهاي كهنه و شهرك بررسي نماييم.

شايد نتوان تاريخ فوتبال كهنه را در قالب يك موزه يا تالار افتخار عظيم به نمايش گذاشت، اما با كمي همت و تلاش ميتوان آرشيوي كوچك و در عين حال جذاب و تماشايي از گذشته ي فوتبال روستا تاكنون تهيه كرد.

تیم فوتبال نوجوانان روستای کهنه ، سال ۱۳۷۶ (عكس از : وبلاگ مربوطي)

در اين بين مسلماً هستند كساني كه علاقمندند ورزش گذشتگان خود را مرور كنند.

فوتبال كَهنه داراي سابقه اي ديرينه است كه با جمع آوري آنها ميتوان علاوه بر مرور خاطرات تلخ و شيرينِ آن دوران، تجربه اي ارزشمند و گرانبها را به جوانان امروزي بخصوص بازيكنان كنوني فوتبال روستا تقديم كرد.

تهيه و تنظيم مطلب: عبدالله غربي

حلقه قرآني خواهران در شهرك

در راستاي اجراي سنت حسنه ي "تلاوت قرآن كريم" و به منظور اهتمام بيشتر به اين كلام وحي، حلقه قرآني خواهران در سال 1388 در شهرك راه اندازي شد.

اين اقدام به همت كميته ي مساجد خواهران روستاهاي كهنه و شهرك صورت گرفته است.

 

در حال حاضر قريب به يك سال است كه علاوه بر تلاوت قرآن در اين حلقه، برخي فعاليتهاي ديني ديگر نيز صورت مي پذيرد؛ فعاليتهايي از قبيل:

آموزش تجويد، اذكار، روان خواني قرآن و همچنين بيان احاديث و سيرت رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

زمان فعاليت اين حلقه: عصر روزهاي شنبه، دوشنبه و چهارشنبه

مكان: مكتب خانه ي شهرك

 

اميد است با افزايش فعاليت اين حلقات و ساير برنامه هاي ديني و مذهبي، و استقبال هر چه بيشتر خواهران و نيز تمامي اقشار جامعه از چنين برنامه هايي، شاهد جامعه اي سالم، آباد و معطر از رايحه ي خوش قرآن باشيم؛ انشالله .

مسابقات دووميداني و آمادگي جسماني در روستاي كهنه

به همت كميته ي ورزشي روستاهاي كهنه و شهرك، يكدوره مسابقات "دووميداني" و "آمادگي جسماني" در روستاي كهنه برگزار گرديد.

اين مسابقات عصر روز جمعه 5 خرداد 1391 و در محل زمين خاكي فوتبال روستاي كهنه برگزار شد.

 

هر دو مسابقه در سه رده ي سني كودكان، نوجوانان و بزرگسالان بطور جداگانه برگزار گرديد كه طبق روال مسابقات ورزشي گذشته، حضور كودكان چشمگيرتر بود.

در مسابقه ي "دووميداني"، شركت كنندگان بايد طول زمين فوتبال را بصورت رفت و برگشت طي ميكردند كه در پايان، اين نتايج به دست آمد:

 

رده سني كودكان: 1- محمدعلي وطنخواه(ابراهيم)  2- فرشاد محمدي(عبدالله)  3- سهيل رسولي(محمد)

رده سني نوجوانان: 1- عالم گل افغاني   2- جهانگير جليلي(اسفندیار)   3-  صادق وطنخواه(ابراهيم)

رده سني بزرگسالان: 1- حسين صالحي(قادر)   2- مهرزاد احمدي(اسحاق)   3- ابراهيم اكبري(اسماعیل)

 

در مسابقه "آمادگي جسماني" كه پس از مسابقه دوميداني برگزار شد، چهار آيتم طراحي شده بود كه شركت كنندگان بايد در كمترين زمان ممكن اين چهار آيتم را به پايان مي رساندند:

 

رده سني كودكان: 1- محمدعلي وطنخواه(ابراهيم)  2- عبدالرحمن اكبري(سلیمان)   3- فرشاد محمدي(عبدالله)

رده سني نوجوانان: 1- عالم گل افغاني  2- مهرزاد فريدوني(خيرالله)  3- مصطفي احمدي (عبدالله)

رده سني بزرگسالان: 1- مهرزاد احمدي(اسحاق)   2- ابراهيم اكبري(اسماعیل)   3- عبدالله رضايي(عبدالرزاق)

 

قرار شد جوايز نفرات برتر اين مسابقات، هفته ي آينده و در جريان مسابقه ي فوتبال بين تيمهاي كهنه و شهرك كه در شهرك برگزار خواهد شد به آنان اهدا گردد.

تقدير از "مربوطي"

خيال روي تو در هر طريق همره ماست      نسيم موي تو پيوند جان آگه ماست

  به رغم مدعياني كه منع عشق كنند      جمال چهره ي تو حجت موجه ماست

 

همكاران عزيز در وبلاگ مربوطي (جناب آقايان رضايي، اسماعيلي و حاجي پور):

بدينوسيله از شما بخاطر حُسن توجه به وبلاگ رباط و تبريك يك سالگي رباط در مربوطي، صميمانه تشكر و قدرداني مي نماييم؛

و ارج مي نهيم نزديك به چهار سال فعاليت و تلاش صادقانه تان را در راه اطلاع رساني به مردم روستا و ساير اهالي منطقه.

از خداوند متعال براي شما سلامتي، موفقيت و توفيق روزافزون آرزومنديم.

 

نكته اي كه در اينجا لازم است به آن اشاره كنيم اين است كه حركت در مسير رشد و تعاليِ فرهنگ هر جامعه، از ضروريات و مقتضيات آن جامعه به شمار مي آيد.

بديهي است هرگونه تلاش و فعاليت در اين راه، قطعاً بسيار ارزشمند و ستودني خواهد بود، حال اين فعاليتها چه در متن خود جامعه صورت پذيرد، چه از طريق دنياي مجازي (اينترنت).

خوشبختانه روستاهاي كهنه و شهرك با دارا بودن دو نشريه الكترونيكي فعال (وبلاگ هاي مربوطي و رباط) را ميتوان از جمله روستاهاي موفق در سطح منطقه در اين زمينه به شمار آورد.

در پايان ذكر دو نكته الزامي است:

1) ماهيت و نوع فعاليت اين وبلاگ ها هر چه باشد، مهم اين است كه در راستاي رشد و ارتقاي اعتبار جامعه مان يعني روستاهاي كهنه و شهرك، افرادي خالصانه و بدون هيچ چشمداشتي تلاش مي كنند.

لذا توجه به اين نكته ضروري است كه هدف از راه اندازي نشريه هايي همچون مربوطي و رباط، به هيچ عنوان "رقابت" نيست.

2) تداوم فعاليت و پيشرفت روزافزون همچين حركتهايي با اين سبك و سياق و در دنياي مجازي، مستلزم همكاري و همفكري تك تك شما بازديدكنندگان محترم در زمينه هاي مختلف است.

به اميد روزي كه جامعه ي ما مملو باشد از "رباط"ها  و "مربوطي"هايي كه خالصانه و صادقانه، در راه خدمت به مردم و تعالي فرهنگ جامعه تلاش مي كنند.

از تَش بَلَتَش، از بَلَتَش تَش ...

امروز وقتي داشتم ايميلمو چك مي كردم به يه مطلبي برخوردم به اين مضمون:

"ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابی و سبز فسفري و بنفش، از کتان و غیره بر تن مینمائید و از خود عکسهای فَشن و خشن میگیرید؛

آیا به راستی با خود می اندیشید فردا روز که فرزندانتان این عکسها را میبینند، از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟

بابای ما سیبیل داشت! خط اتوی شلوار پارچه ایِ دَمپاگشادش هندونه قاچ میکرد! عاقبتمون این شد ... !!! شما کلاً هر جور راحتین".

 

مطلبي كه باعث شد به اين فكر بيفتم كه اگر اين مساله در جامعه اي مصداق پيدا بكنه و نسل اول از نسل بعد از خودش قوي تر باشه و همينطور به مرور، نسلهاي بعد ضعيف تر بشن، مسير اون جامعه به كجا خواهد بود و اون جامعه چند سال قوام و دوام پيدا مي كنه؟

مسلماً چنين جامعه اي بعد از چند نسل به رُكود خواهد رسيد و شايد حتي اسمي هم از اون باقي نمونه.

بعد از اون سعي كردم بشينم و نگاه كنم كه جايگاه جامعه خودمون نسبت به اين مساله كجاست؟

آيا ما هم مصداق اين ضرب المثل (از تَش بَلَتَش، از بَلَتَش تَش) بوده ايم و داريم نسل به نسل ضعيفتر مي شيم يا اينكه جامعه ي ما پويايي خودشو حفظ كرده و داره يه روند رو به جلو و راضي كننده رو طي مي كنه؟

راستي نظر شما در اين زمينه چيه؟ اگه تو ستون نظرات ما رو همراهي كنيد ممنون خواهيم شد. 

 

ادامه دارد ...

"رباط" يكساله شد ...

اول خرداد سال 1390، يعني سال قبل در چنين روزي، "وبلاگ رباط" بعنوان نشريه ي انجمن فرهنگي،تربيتي روستاهاي كهنه و شهرك فعاليت خود را آغاز نمود.

 

مطالب وبلاگ را با "معرفي رباط" آغاز كرديم و در قسمتي از آن خوانديم كه:

... و ما نیز نام «رباط» را برای وبلاگ خود برگزیدیم تا یادمان باشد که  در این عصر و زمان که  سرزمین اسلامی ما بیش از هر عصر و زمان دیگری مورد طمع گرگ صفتان ملحد  قرار گرفته و جگر گوشه هایی همچون افغانستان، عراق و فلسطین طعمه آنها شده است،  ما جوانان مسلمان کهنه ای نیز با تأسی به رسول گرامی اسلام و یاران پاکش و همچنین اجدادمان، موظفیم بیدار و هوشیار در برجهای یکه و دلوی زمان یعنی مسجد و دانشگاه، پاسدار مملکت اسلامی خود باشیم و با حضور موفق و همیشگی، خیال هر گونه تعدی و تجاوزی را از سر هر متجاوزی بیرون کنیم.

 

در طول يك سال گذشته با مطالب مختلفي از جمله اخبار روستا، فعاليت ها و مطالب كميته هاي شش گانه ي انجمن و ... در خدمت شما بازديدكنندگان محترم بوديم؛ انشالله از اين پس نيز با تكيه بر الطاف الهي، كماكان فعاليت خود را ادامه خواهيم داد.

حال كه وبلاگ رباط يك سال از فعاليت خود را پشت سر ميگذارد، جا دارد يك بار ديگر از جناب آقاي صالح وطن خواه بخاطر طراحي لوگوي وبلاگ رباط صميمانه تشكر نماييم.

 

ضمن اينكه از تمامي كساني كه در طول اين يك سال به نوعي رباط را همراهي نمودند، چه از طريق ارسال مطالب گوناگون، چه از طريق ارائه ي پيشنهاد و انتقادات خود در زمينه هاي مختلف و همچنين بيان نظرات و ديدگاههاي خود در قسمت نظراتِ مربوط به هر مطلب، تشكر و سپاسگزاري مي نماييم.

اميدواريم اين همكاري ها و همراهي ها از اين به بعد و بيش از پيش تداوم داشته باشد.

 

مطلب كامل "معرفي رباط" را ميتوانيد اينجا مطالعه نماييد.