از تـَش بـَلـَتـَش، از بـَلـَتـَش تـَش (قسمت دوم)
در شماره قبل نوشتيم كه اگر در جامعه اي يك نسل از نسل بعد از خودش قوي تر باشه و همينطور به مرور، نسلهاي بعدي ضعيفتر بشن، مسلماً چنين جامعه اي بعد از چند نسل به رُكود خواهد رسيد و حتي شايد اسمي هم از اون باقي نمونه.
بعد از اون اين سوالو مطرح كرديم كه جايگاه جامعه ما (روستاهاي كهنه و شهرك) در قبال اين مسئله كجاست و داره به كدوم سمت پيش ميره؟ مسيري رو به جلو يا رو به عقب و پسرفت؟

اگر ما "علم" و "اقتصاد" را از مهمترين مظاهر بدونيم و بخواهيم جامعه خودمون رو با توجه به اين دو فاكتور محك بزنيم با اندكي تامل متوجه خواهيم شد كه جامعه ي كـَهنه نه تنها نسبت به نسل قبلي خودش پيشرفت داشته، بلكه با مقايسه آمار كسايي كه مشغول علم آموزي هستند و يا مدارج عاليه تحصيلي رو گذروندن و يا در بازار اقتصاد حرفي براي گفتن دارن مي شه گفت پيشرفت جهشي داشته.
اين امر مي تونه نشون از اين داشته باشه كه نسل قبل از ما توفيقات خوبي را در اداي مسئوليتش كه همانا تربيت نسلي قوي تر از خودش كه بتونه جامعه رو به سمت مسيري رو به جلو حركت بده داشته است.
اما اينجا چند تا نكته هم وجود داره كه ما مسئولين تربيت نسلِ بعد (پدرو مادرهاي امروز) اگه ميخوايم نسلي رو تربيت كنيم تا در قافله ي پيشرفت جايي داشته باشيم نبايد از اونها غافل بشيم:
امكاناتِ نسلي كه ما در اون رشد كرديم و بزرگ شديم بسيار محدودتر از اون امكاناتيه كه الان در اختيار جوونا و نوجوونامون هست.
مثلا تا پونزده بيست سال قبل شايد مهيج ترين ولذت بخش ترين تفريح يك جوون كهنه اي، فوتبال بود و همين جوون اگه به سرش مي زد كه يه تفريح و بازي شبونه هم داشته باشه "شير دمبلك" بود و "آتشو".
اما جوون امروزي فوتبال رو روبروي كامپيوتر و پلي استيشن بازي مي كنه و با امكانات و فراغتي كه در اختيار داره شبها رو تا نصفه مشغول شب نشيني با دوستاي حقيقي مي شه و بعد از اون تو اتاقاي اينترنتي با دوستاي مجازيش؛
دوستايي كه ما پدر و مادرها نه تنها اونا رو نمي شناسيم بلكه روح خيليامون هم خبر نداره كه دختر و پسراي ده دوازده سالمون چنين دوستايي دارن، چه برسه به اينكه بخواييم بدونيم اين دوستايي كه بيست و چهار ساعته با بچه هامون هستن فكر و اخلاقشون چيه؟!

پس ما بايد به اين مساله توجه داشته باشيم كه حالا كه شكل و نوع تفريحات بچه هامون عوض شده، توقعات بچه هامون هم عوض شده؛
بايد اينو بدونيم اگه تا ديروز خيالمون راحت بود كه حداقل توي خونه بچمون با ماست و در امن و امانه، امروز با حالي كه پيش ما نشسته، ولي دوستاش رو با خودش آورده و با موبايلش با اونا در ارتباطه و به قول همراه اولي ها ديگه هيچ كس تنها نيست.
پس بايد اينو بدونيم كه هم نحوه ي برآورده كردن توقعات بچه هامون عوض شده و هم نحوه ي كنترل اونها.
مساله ديگه اي كه ما پدر و مادراي امروزي بايد بهش توجه كنيم اينه كه اگه تا ديروز يه نفر ديپلم مي گرفت شده بود بوعلي سينا و ميشد كانون توجهات. امروز ديگه دكترش هم به سختي مي تونه حرفي براي گفتن داشته باشه.
لذا حالا كه وضعيتمون اينقدر با گذشته فرق كرده، مسئوليتمون هم خيلي سنگين تر از قبل شده و بايد براي اداي مسئوليتمون سرمايه گذاري بسيار بيشتري داشته باشيم تا بتونيم نسلي رو تربيت كنيم كه بتونه موفق تر از خودمون باشه.
به صيد مختصرم مبر از ره كه باز سفيد چو واشه در پي هر صيد مختصر نرود
نويسنده ي مطلب: شيخ عبدالرحيم اكبري
براي مطالعه ي قسمت اول اين مطلب ميتوانيد بر روي لينك زير كليك نماييد:
>> از تـَـش بـَـلـَـتـَـش، از بـَـلـَـتـَـش تـَـش (قسمت اول) <<





































وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"