جلوههايي از پايبندي ابوبكر صدیق به رهنمودها و اوامر رسول الله در اعزام لشكر اسامه
1- مسلمانان با توجه به شرايط سخت آن برهه، از ابوبكر خواستند تا لشكر اسامه را گسيل ندارد. اما ابوبكر صديق آن گفتهي تاريخي و ماندگارش را فرمود كه:
"اگر بدانم كه كسي جز من در مدينه نميماند و سگها و گرگها مرا ميدرند، باز هم لشكر اسامه را آنگونه كه رسول الله فرمان دادهاند، اعزام ميكنم."
2- اسامه با توجه به شرايط آن موقع و هراس از اينكه قبايل مرتد به مدينه حملهور شوند، از ابوبكر صديق اجازه خواست تا به همراه لشكر از اردوگاهش به مدينه بازگردد، اما ابوبكر صديق اعلام كرد كه براي اعزام لشكر تصميم قطعي گرفته و چنين فرمود:
"اگر سگها و گرگها بخواهند مرا بدرند، كاري را كه رسولخدا مقرر كردهاند، تغيير نخواهم داد."
موضع ابوبكر صديق شرح عملي اين آيه بود: (احزاب:36)
ترجمه: «هيچ زن و مرد مؤمني در كاري كه خدا و رسولش مقرر كرده باشند، اختياري از خود ندارند (و بايد تابع حكم خدا و رسول باشند). هر كس از دستور خدا و پيامبرش سرپيچي كند، قطعاً به گمراهي آشكاري گرفتار ميگردد.»

3ـ عمر فاروق بنا به درخواست انصار از ابوبكر صديق درخواست كرد تا فردي مسنتر از اسامه را فرماندهي لشكر كند؛ اما ابوبكر صديق از اینكه عمر(رضی الله عنه) به خود جرأت داده تا حامل چنين پيامي باشد، به شدت ناراحت شد و فرمود:
"مادرت به عزايت بنشيند؛ رسول الله اسامه را به فرماندهي لشكر منصوب كردهاند و تو از من ميخواهي كه او را عزل كنم؟!"
4ـ ابوبكر صديق به هنگام بدرقهي اسامه و لشكرش، به پيامبر بزرگوار اقتدا كرد. رسولخدا هنگامي كه معاذ بن جبل را به يمن فرستادند، در حالي او را بدرقه كردند كه معاذ سوار اسب بود و رسولخدا پياده؛
ابوبكر صديق نيز اسامه را پياده و در حالي بدرقه كرد كه اسامه سوار اسب بود.
امام احمد (رحمه الله) چنين روايت كرده است: "رسول الله معاذ بن جبل را به يمن فرستادند؛ معاذ هنگام حركت به سوي يمن، سوار اسب بود و رسولخدا او را پياده، بدرقه و نصيحت ميكردند".
شيخ احمد البنا در شرح اين روايت ميگويد: ابوبكر صديق با پاي پياده، اسامه را كه جوان و كمسن بود، بدرقه كرد. رسول الله پيش از وفاتشان، اسامه را به فرماندهي لشكر منصوب كردند؛ رسولخدا وفات نمودند و لشكر اسامه پس از وفات آن حضرت حركت كرد؛
ابوبكر صديق با اقتدا به رسول الله كه معاذ بن جبل را پياده بدرقه كردند، اسامه را پياده بدرقه نمود و اسامه، در آن وقت بر اسب سوار بود.
5 ـ جلوهي ديگر اقتداي ابوبكر صديق به رسول الله اين است كه او هنگام بدرقهي لشكر اسلام، برابر سنت و عمل رسولخدا، لشكريان را نصيحت نمود.
رسول الله معمولاً هنگام خداحافظي با مجاهدان، آنها را به برخي از امور سفارش ميكردند. بيشتر سفارشهاي ابوبكر صديق به مجاهدان، برگرفته از فرمودههاي رسول الله به لشكريان بود.
علاوه بر اين، ابوبكر صديق، فرماندهي لشكر(اسامه) را نيز به انجام اوامر رسول الله سفارش كرد و به او تأكيد نمود كه در انجام دستورات رسول الله كوتاهي نكند.
ابوبكر صديق در اينباره به اسامه چنين فرمود: "آنچه را رسولخدا به تو دستور دادهاند انجام بده؛ از قضاعه شروع كن و سپس به آبل برو. نسبت به هيچ يك از اوامر رسولخدا كوتاهي نكن…."
صحابه نيز دستور ابوبكر صديق را پذيرفتند و بدينگونه فرمان رسول الله انجام شد. خداي متعال، سينههايشان را براي پذيرش حق گشود و توفيقشان داد تا براي اجراي فرمان رسولخدا تمام تلاش و توان خود را بكار گيرند.
پيامد اجراي فرمان رسول الله اين شد كه خداي متعال، لشكر اسلام را نصرت نمود؛ غنايم زيادي نصيبشان كرد؛ ترس و هيبتشان را در دل كفار افكند و آنان را از كيد و شر دشمنان، مصون و محفوظ داشت.
ادامه دارد ...
برای مطالعه ی قسمتهای قبلی "ستارگان آسمان هدایت" میتوانید در قسمت موضوعات وبلاگ بر روی "ستارگان آسمان هدایت" کلیک کنید.