چندی پیش در همین وبلاگ، مسابقه ای برای شما بازدیدکنندگان گرامی در نظر گرفته شد، بدین صورت که شما میتوانستید هرگونه نظر یا برداشت خود نسبت به داستان کوتاه زیر را بیان کنید:
" معلم، پسرک را صدا زد تا انشایش با موضوع "علم بهتر است یا ثروت" را بخواند.
پسرک با صدای لرزان گفت: ننوشته ام.
معلم با خط کش چوبی، پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس، یک پا در هوا نگه داشت.
پسرک در حالیکه دستهای قرمز و بادکرده اش را به هم میمالید، زیر لب گفت: آری، ثروت بهتر است. چون اگر داشتم، دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم ".
----------------------------------------------------------
ضمن تشکر فراوان از کسانی که برداشت خود را از طریق قسمت نظرات بیان نمودند یا بوسیله ی ایمیل برای ما ارسال کردند، خانم منیژه اکبری بعنوان برنده ی این مسابقه انتخاب شدند.
برداشت و نظر ایشان از داستان بدین صورت بود:
" از ديدگاه من مي توان به گونه اي ديگر به اين داستان نگريست و آن اينكه اكثر ما انسان ها درگير ظواهر بوده و متاسفانه دراكثر مواقع بر اساس ظاهر قضايا به قضاوت در مورد آن مي نشينيم.
اگر عميقاً به داستان روايت شده بنگريم به قضاوت سطحي معلم و برداشت زودهنگام او از كلام صادقانه شاگرد فقير پي ميبريم. به گمان بنده، خود علم يا ثروت في نفسه نمي تواند به وجود آورنده جايگاه يا ديدگاهي از شخص درنزد افراد جامعه باشد.
اين نگاه ظالمانه و طبقه بندي سطحي جامعه است كه به مرور زمان و از كودكي اين ديد غلط را در ما به وجود مي آورد كه فردي با ميزان ثروت زياد يا جايگاه علمي بالا، استحقاق بهترين ها را داشته و در جايگاهي فراتر نسبت به ديگران قرار دارد، حتي اگر آن علم و ثروت منفعتي هم به ديگران نرسانده باشد و در خدمت خلق خدا و در راه رضاي او نباشد.
همان گونه كه شاگرد بي چيز، عمق فقرش را بعد از تنبيه استاد و توجه نكردن به اصل ماجراي او درك مي كند و دل شكسته و رنجيده از تحقير و تنبيه ناعادلانه استاد، ثروت را برتر از علم مي داند.
متاسفانه توالي اين اعمال و برخورد با اين اتفاقات در زندگي روزمره باعث مي شود اكثرما بعداز دير زماني و در بزرگسالي، همانند آن پسر بگوييم ثروت بهتر از علم است و اگر ثروتي نباشد علمي كسب نمي گردد. در حالي كه به درستي مي توان گفت كه با مال اندك مي توان علوم مفيد آموخت ، مفيد زندگي كرد و نام نيك اندوخت.
به قول شاعر بزرگ سهراب سپهري :چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد.
اگر چشمان حقيقت بين ما انسان ها باز شده و افراد رابر مبناي درستي و صداقتشان بسنجيم، به گمانم ديگرهيچ گاه در ذهن پاك و بي آلايش هيچ كودكي اين تناقض زشت شكل نخواهد گرفت كه علم بهتر است يا ثروت؟ ."