اختلال در اینترنت روستای کهنه و منطقه اوز

چند روزی است که اینترنت روستاهای منطقه اوز از جمله روستای کهنه دچار اختلال شده است.

این مشکل که البته برای خیلی از کاربران اینترنت بخصوص در منطقه اوز به امری عادی مبدل شده است از چند روز قبل شروع شده و مشخص نیست که تا چه زمان ادامه داشته باشد.

به هر حال ضمن عذرخواهی از شما بازدیدکنندگان و همراهان وبلاگ رباط بدلیل عدم به روز رسانی مطالب وبلاگ در این چند روز، انشاالله به محض رفع این مشکل باز هم در خدمت شما خواهیم بود.

ستارگان آسمان هدايت (قسمت هجدهم)

در قسمت قبل بخشهايي از واقعه ي جنگ يرموك به اطلاع شما بازديدكنندگان محترم رسيد. در اين قسمت ادامه ي جريان جنگ يرموك را خدمت شما بيان خواهيم كرد.

 

يكي از فرماندهان و بزرگان سپاه روم به نام جرجه از لشكرش جدا شد و خالد را به حضور خود فراخواند. خالد پيش او رفت و طوري به هم نزديك شدند كه گردن اسب‌هايشان به هم مي‌خورد.

جرجه به خالد گفت: «اي خالد! به سؤالات من درست پاسخ بده و دروغ نگو كه انسان آزاده، دروغ نمي‌‌گويد؛ به من مكر و فريب هم نزن كه انسان شرافتمند، فريب‌كار و حقه‌باز نيست. آيا اين، درست است كه خداوند، شمشيري بر پيامبرتان از آسمان نازل كرده و پيامبرتان نيز آن را به تو داده است و تو، آن شمشير را بر هر كه در جنگ بلند كني، حتماً شكستشان مي‌دهي؟»

خالد گفت: «نه؛ (اين طور نيست.)» جرجه دوباره پرسيد: «پس چرا به تو سيف‌الله (شمشير خدا) مي‌گويند؟»‌

خالد فرمود: «خداي متعال، در ميان ما پيامبري برانگيخت كه ما را به سوي خدا فراخواند؛ اما همگي ما از او فرار كرده و فاصله مي‌گرفتيم تا اين‌كه برخي از ما او را تصديق نموده و از او پيروي كردند و بعضي نيز هم‌چنان او را تكذيب كرده و از او دوري مي‌جستند. من، از آن دست كساني بودم كه پيامبر خدا را تكذيب نموده و از او دوري مي‌كردند؛ سپس خداي متعال، قلوب و موهاي پيشانيمان را گرفت و به سوي خود هدايت نمود و ما با آن حضرت بيعت كرديم؛

آن‌جا بود كه رسول‌خدا (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود: تو، شمشيري از شمشيرهاي خدا هستي كه تو را بر ضد مشركان از نيام بيرون كشيده است. رسول‌خدا برايم دعاي پيروزي فرمود و از همان روز، سيف‌الله ناميده شدم و به همين سبب نيز من، از ميان تمام مسلمانان نسبت به مشركان سخت‌تر و شديدترم.»

جرجه گفت: اي خالد! شما، به چه چيزي دعوت مي‌دهيد؟» خالد فرمود: «شما را به گفتن كلمه‌ي شهادت (اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ الله وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ) فرا مي‌خوانيم و شما را به اين دعوت مي‌دهيم كه به تمام احكام و آورده هاي پيامبر از سوي خدا اقرار كنيد.»

 

بقيه ي جريان جنگ یرموک را در "ادامه مطلب" مطالعه نمایید.

ادامه نوشته

معرفی سایتهای مفید ...

بانک اطلاعات ورزشگاه های جهان         www.worldstadiums.com

 

در این وب سایت اکثر استادیوم های ورزشی دنیا بصورت منظم دسته بندی و معرفی شده است.

شما می توانید به ترتیب با انتخاب قاره، کشور، شهر و در نهایت استادیوم مورد نظرتان، اطلاعات نسبتاً کاملی در مورد آن استادیوم کسب نمایید.

اطلاعاتی نظیر نام استادیوم، سال ساخت، گنجایش آن و اینکه استادیوم متعلق به کدام تیم است به همراه تصاویری از استادیوم معرفی شده از جمله مواردی است که در اختیار شما قرار می گیرد.

 

نکته ی جالب اینجاست که درحالیکه در قسمت معرفی استادیوم های مربوط به قاره آسیا نام اکثر کشورها از جمله مالدیو، نپال و افغانستان مشاهده میشود هیچ نامی از ایران به چشم نمی خورد!

گناه در خلوت، آفتی ایمان سوز ...

مطالعه متون دینی نشان می‌دهد که شدّت تخریبی گناهان، یکسان نیست و بسته به اینکه گناه در چه شرایطی، نسبت به چه کسی، در چه زمانی و با چه تلقی و تصوّری انجام شود، شدّت تخریبی و میزان مجازات آن نیز متفاوت خواهد بود؛

یکی از ایمان‌سوز‌ترین انواع گناه، گناهی است که در تنهایی انجام شود؛ ارتکاب گناه در تنهایی، نشانگر فقدان یقین به آیات قرآن، ضعف شدید ایمان و بی‌اعتنایی به نظارت و غیب‌دانی خدای متعال و همچنین پذیرش دین بر اساس ملاحظات اجتماعی است که نوعی ضعف شخصیت و نفاق محسوب می‌شود.

حیا نکردن از خالق و حیاکردن از انسان، به بیان قرآن از اوصاف منافقان است: «یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ...» (النساء:۱۰۸)

ترجمه: [کارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى‏دارند ولی از خداوند که همواره ناظر و همراهشان است پنهان نمی دارند!

 

 معمولاً انسان عمدتاً در دو حالت مرتکب گناه و جرم می‌شود:

نخست، در حالتی که احساس کند کسی او را نمی‌بیند و خبر نافرمانی‌اش به کسی نمی‌رسد؛ دوم، در حالتی است که احساس کند آنانی که از جرم وگناهش اطلاع می‌یابند، قدرت مجازات او را ندارند.

برای نمونه راننده‌ای نافرهیخته و بی‌اعتنا به قوانین را در نظر بگیرید که به پشت چراغ قرمز می‌رسد و می‌بیند که چهار راه مجهز به چشم الکترونیکی است، پلیس چهارراه با موتور مخصوص، در محل حضور دارد و کمی آن سو‌تر نیز، خودروی الگانس با دو مأمور آماده در حال گشت زنی است!

طبعاً در این شرایط، امکان تخلّف راننده از قوانین رانندگی، صفر است؛ زیرا راننده یقین دارد که هم او را می‌بینند و هم، توان ثبت تخلّف و مجازاتش را دارند!

 

بقیه ی این متن را میتوانید در "ادامه مطلب" مطالعه نمایید.

با تشکر از سرکار خانم نوری جهت ارسال این مطلب

ادامه نوشته

معـرفی کتـاب ...

عنوان کتاب: « اصول شهروندی در فرهنگ ایرانی »

نویسنده: خلیل هیـبتی

 

این کتاب می تواند راهنمایی باشد برای:

۱- والدین، آنهایی که می خواهند فرزندانی با شخصیت و مودب تربیت کنند تا بتوانند به آنها افتخار کنند و به خود ببالند.

۲- اساتید و معلمان، آنهایی که می خواهند کلاس درسشان با نشاط و جذاب باشد و در کنار مطالب تخصصی نکاتی نیز در باب زندگی اجتماعی به مخاطبان خویش بیاموزند.

۳- دانشجویان و دانش آموزان، آنهایی که دوست دارند مورد علاقه و احترام دیگران واقع شوند و به عنوان فردی متشخص و مورد اعتماد شناخته شوند.

۴- افرادی که می خواهند نسبت به رفتار اجتماعی خویش به نوعی خودشناسی دست یابند.

۵- کسانی که مایلند به طریقی، رفتارهای پسندیده و فرهنگ شهروندی را ترویج دهند.

عـزّت نـفس ...

میراث گرانبهایی که همه ما به عنوان پدر، مادر، معلم و غیره برای فرزندانمان به جای می گذاریم خصلت عزت نفس است.

عزت نفس از اصلی ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت است و از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه پژوهشگران و روان شناسان و صاحب نظران علوم تربیتی قرار گر فته است.

برای اینکه جوانان بتوانند از بیشترین ظرفیت و توانمندیهای خود بهره ببرند لازم است نگرشی مثبت نسبت به خود داشته باشند؛ بی گمان جوانانی که دارای احساس خود ارزشمندی و خصلت عزت نفس هستند به پیشرفت و آمادگی مناسب در رویارویی با مشکلات زندگی دست می یابند.

 

گفته می شود نوجوانان با عزت نفس پایین نسبت به ماهیت انسان عقده حقارت دارند، این گونه اشخاص معمولا از ابراز وجود ناتوان و چنین تصور می کنند که دیگران دوست شان ندارند؛

بنابراین در فعالیتهای فوق برنامه به طور مداوم شرکت نمی کنند و به ندرت برای مدیریت جهت موقعیتهای خاص انتخاب می شوند و بیشتر تمایل دارند که ناشناخته باشند؛ چنین اشخاصی می کوشند که از حضور در بحثهای رسمی و غیر رسمی اجتناب کنند.

ما در مقام والدین قادریم به فرزندانمان توانایی بی اندازه گرانبهایی عطا کنیم و آن توانایی حس عزت نفس است.

منظور از عزت نفس میزان ارزشی است که هر شخص برای شایستگی ها و وجود خود قائل می باشد. عزت نفس چیزی نیست که از طریق وراثت منتقل شود زیرا موروثی نیست بلکه براساس تجارب شخصی به وجود می آید و از اولین سالهای زندگی شکل می پذیرد.

 

راههای تقویت اعتماد به نفس:

۱- روحیه دینی و ایمان مذهبی را در فرزندانتان تقویت کنید.

۲- سعی کنید در برخورد با فرزندانتان توانمندیهای او را در نظر بگیرید.

۳- زمینه کسب تجارب خوشایند از فعالیتهای مستقل وآزاد را برای آنها فراهم کنید.

۴- قدرت تحمل فرزندانتان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.

۵- نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید.

۶- در برخورد با نوجوانان ملایم و منطقی باشید.

۷- نظرات خویش را به نوجوانان تحمیل نکنید.

۸- سعی کنید آنها را با الگوهای مناسب آشنا کنید؛ همه ما به الگوهای رفتاری نیاز داریم.

 

تهیه و تنظیم مطلب : مرتضی اکبری

نکـته هـا و پنـدهـا ...

در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند. يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره ی اتاق بود بنشيند، ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد.

آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد را براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد.

پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره ی بيرون، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد.

همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش چشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت.

 

روزها و هفته‏ها سپري شد. تا اينکه روزي مرد کنار پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان، جسد او را از اتاق بيرون بردند.

مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار، اين کار را با رضايت انجام داد. مرد به سختی و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد.

بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد!

مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است. پرستار پاسخ داد: ولي آن مرد کاملاً نابينا بود ...

 

« همیشه و همه وقت "امیدواری" را به دیگران هدیه كن »

رازداری ...

شما از « رازداری » چه میدانید؟

تعریف متداول و پذیرفته شده رازداری این است که ما سخنی را که به امانت نزد ما گذاشته شده پیش کسی بازگو نکنیم، یا این که اگر عیب و نقص و یا مشکلات کسی را متوجه شدیم، برملا نسازیم.

اما بعضی موارد وجود دارد که کمتر مورد توجه است و یا کاملاً مورد بی توجهی قرار میگیرد.

فرض کنید من معلمی باشم که در کلاسم دانش آموزی مرتکب اشتباهی شود که خنده دار باشد یا هر اشتباهی دیگر. آیا اگر آن اشتباه را بیرون از کلاس نقل مجالس و محافل کنم، خلاف رازداری و امانت رفتار نکرده ام؟

 

یا اگر در جمع دوستان نشسته باشیم و از یکی از ما اشتباهی کلامی و یا عملی سربزند، چگونه؟ آیا آن را در بین خودمان حفظ میکنیم یا صبر نداریم از آن جمع بیرون بیاییم و برای دیگران نقل کنیم؟

فکر می کنم هیچ انسانی نیست که دچار این اشتباهات نشود و هیچ کس هم نیست که دوست داشته باشد دیگران او را دست بیاندازند.

آیا شما نیز همچین مواردی که ممکن است مورد غفلت قرار گیرد را می شناسید؟ اگر تجربه ای دارید دیگران را نیز سهیم کنید.

 

نویسنده مطلب : محمدشریف اکبری

دکتر یوسف قرضاوی را بیشتر بشناسیم ...

خاستگاه و تحصیلات

دکتر یوسف قرضاوی در روستای صفت تراب مرکز محلة الکبری در استان غربی مصر به دنیا آمد؛

به نوشته حافظ ابن حجر و دیگر نویسندگان، عبدالله بن حارث بن جزء الزبیدی آخرین صحابه ای که در مصر وفات کرده است در این روستا مدفون است.

تاریخ ولادت قرضاوی مصادف با ۹/۹/۱۹۲۶ بوده است؛ وی در حالی که کمتر از ده سال داشت حفظ قرآن را در روستای یاد شده به پایان رساند و تجوید را به نیکی فرا گرفت. سپس وارد دانشگاه الازهر شد و دوران ابتدایی و متوسطه را با رتبه ممتاز طی کرد.

 

با این که در آن زمان چندین بار بازداشت شد اما توانست با رتبه دوم کشوری قبول شود. وی سپس وارد دانشکده اصول دین دانشگاه الازهر شد و در سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۳ از میان یکصد و هشتاد نفر از هم کلاسی هایش در تحصیلات عالیه رتبه نخست را به دست آورد.

سپس به گواهی نامه بین المللی دست یافت و همزمان در سال ۱۹۵۴ در دانشکده زبان عربی اجازه تدریس یافت و باز در میان پانصد نفر از همکلاسی هایش که از فارغ التحصیلان دانشکده های سه گانه الازهر بودند رتبه نخست را کسب کرد.

در سال ۱۹۵۵ در رشته زبان و ادبیات در مؤسسه عالی مطالعات عربی مدرک دیپلم گرفت و در سال ۱۹۶۰ به مدرک مطالعات عالی معادل فوق لیسانس در شعبه علوم قرآن و سنت دانشکده اصول دین نائل آمد.

در سال ۱۹۷۳ در همان دانشکده با رتبه برتر پیرامون مقوله “زکات و نقش آن در حل مشکلات اجتماعی” به مدرک دکترا نائل آمد.

 

فعالیت های رسمی

دکتر یوسف قرضاوی دورانی مشغول سخنرانی و تدریس در مساجد بود، سپس سرپرستی مؤسسه ی ائمه وابسته به وزارت اوقاف مصر را بر عهده گرفت.

پس از آن به منظور نظارت بر مطبوعات الازهر و کار در دفتر فنی اداره ی دعوت و ارشاد به اداره ی کل فرهنگ اسلامی الازهر شریف پیوست.

در سال ۱۹۶۱ وارد قطر شد و به عنوان رئیس مؤسسه ی دینی متوسطه مشغول فعالیت شد و به توسعه و تثبیت آن همت گمارد.

در سال ۱۹۷۳ دانشکده‌های تربیتی پسرانه و دخترانه در دانشگاه قطر تأسیس شد و شیخ برای راه اندازی بخش مطالعات اسلامی وارد آنجا شد.

 

برای آشنایی بیشتر با دکتر قرضاوی و سایر فعالیتهای ایشان میتوانید به "ادامه مطلب" بروید.

ادامه نوشته