با خاطرات فوتبال روستاي كهنه (قسمت سوم)

دهه ۶۰ را می توان اوج هیجان و ترقی فوتبال کهنه دانست. شورای ورزشی وقت روستا در یکی از تابستانهای همین دهه تصمیم به برگزاری یک دوره مسابقه بین سه تیم فاروق، فجر و ابوذر گرفت و قرار شد که علاوه بر این که بازی ها به صورت دوره ای باشد، جهت جذاب تر شدن بازی ها بین تیم های اول و دوم گروه، بازی فینال را نیز برگزار نماید.

سرانجام تیم های فاروق و ابوذر به بازی فینال رسیدند و این در حالی بود که تیم ابوذر در بازی اول با نتیجه ي ۶ - ۰ بازنده بازی شده بود.

شب قبل از بازی تمامی بازیکنان تیم ابوذر جلوی منزل آقای حاج محمد نور وطن خواه روی خاک هایی که از حفر چاه به آنجا منتقل شده بود نشسته بودیم، هر کس از بازی فردا با دلهره صحبت می کرد، کرکری ها از روزهای قبل شروع شده بود.

بنده به عنوان یکی از اعضای تیم با صدای بلند به دوستانم گفتم: «بچه ها ما فردا برنده بازی هستیم». یوسف حاتمی کاپیتان تیم هم همین حرف را تکرار کرد، غوغایی برپا شد. همه هم قسم شدیم که فردا با غیرت و تعصب مثال زدنی بازی می کنیم و بازی را می بریم؛

این در حالی بود که بازیکنان تیم فاروق بازکنان اصلی تیم روستا بودند و هر کدام از آنها چه از نظر بازی و چه از نظر بدنی چند سر و گردن از ما بالاتر بودند و بازی قبلی نیز شش گل خورده بودیم.

بالاخره روز جمعه از راه رسيد و بازی شروع شد. تمامی جمعیت مرد روستا به اطراف زمین پشت نخلستان آمده بودند، هیجان همه را فراگرفته بود. بچه ها طبق قولی که داده بودند با تعصب و غیرت مقابل تیم فاروق ایستاده بودند.

تماشاگران اکثرا طرفداران تیم ابوذر بودند. حدودا پس از سی دقیقه مقاومت تیم ابوذر گل اول را دریافت نمود. این گل نه تنها تاثیر منفی بر روی تیم ما نداشت بلکه تیم جنگنده تر بازی را ادامه دا د. نیمه اول با همین نتیجه به پایان رسید.

جمعیت حاضر دور تیم ابوذر حلقه زده بودند و همه می گفتند که تیم ابوذر برنده می شود نیمه دوم شروع شد. پس از حدود 20 دقیقه ما توانستیم با گل علی اکبری بازی را به تساوی بکشانیم.

در همین دقایق بود که توپی بلند به روی دروازه ی ما ارسال شد؛ روی نقطه پنالتی ایستاده بودم جهت اینکه بتوانم توپ را با ضربه سر دور کنم مجبور بودم عقب عقب بروم که ناگهان ناخواسته با کسی برخورد کردم و به زمین خوردم. سوزشی را در دستم احساس کردم، فکر کردم زنبور قرمز(باز) مرا نیش زده است. در حالیکه هنوز روی زمین بودم متوجه شدم به شخصی برخورد کرده ام آقای عبدالحمید محمودی داور مسابقه بوده است. و سوزش دست من هم ناشی از آتش سیگار داور مسابقه بوده است.

بازی در اوح هیجان با همین نتیجه به دقایق 85 رسیده بود که داور یک ضربه پنالتی به نفع تیم ابوذر اعلام نمود . تماشاگران غرق در شادی بودند و هیچ کدام از بازیکنان آرامش لازم را برای زدن این ضربه حساس پنالتی را نداشتیم. پس از مشورت با اعضای تیم همگی گقتند بنده باید ضربه پنالتی را بزنم و به گل تبدیل نمایم.

به کمک تعدادی از اهالی، جمعیتی که به پشت دروازه آمده بودند را به دورتر از دروازه هدایت نمودند، آقای محمد وطن خواه درون دروازه، داور پشت دروازه و کمک داورها در دو طرف محوطه چریمه و من هم با اضطراب و نگرانی پشت توپ ایستاده بودم، نگاهی به توپ، نگاهی به دروازه، که بسیار تنگ و کوچک و کوتاه شده بود و درواه بانی با تجربه در درون دروازه، یک لحظه دیدم داور اشاره می کند که اگر این سمت بزنی گل می شود، پای تکیه گاهم را محکم بر زمین گذاشتم دور خیز کردم و چشمانم را بستم و ضربه زدم، فقط متوجه شدم جمعیت ولوله و شادی می کنند.

چشم که باز کردم متوجه شدم همه حتی داور بازی هم مرا در آغوش گرفته اند و داور هم از شدت خوشحالی در گوشم گفت بازی را تمام می کنم. اکنون ما برنده بازی بودیم. تیم فاروق پس از مدتی طولانی بازی را شروع نمود. کمک داورها زودتر از موعد ساعت را به منزله اتمام بازی به داور نشان می دادند.

بازی با سوت بلند و ممتد داور به پایان رسید. همه غرق در شادی و هیچان بودند. در میان شور و شوق، یوسف حاتمی کاپیتان تیم جام را بالا برد و پس از اتمام مراسم، عده ای از اهالی که مسن هم بودند جام را به وانت دو کابین محمد زمانی بردند و همراه با جوانان موتور سوار و دوچرخه سوار تمام کوچه ها و خیابانهای روستا را دور افتخار زدیم.

 

راوي : آقاي مصطفي رضايي

مسلمانان چگونه فوتبال انگلستان را تغییر داده‌اند؟

زمانی که لیگ برتر انگلستان در سال ۱۹۹۲ آغاز شد تنها یک بازیکن مسلمان در آن بازی می کرد؛ نعیم هافبک اسپانیایی باشگاه تاتنهام، اما امروز ۴۰ بازیکن مسلمان در لیگ برتر مشغول به بازی هستند که تاثیر عمده‌ای بر فرهنگ این بازی در انگلستان گذاشته‌اند.

پنجم فوریه سال ۲۰۱۲، اتفاقی در بازی نیوکاسل مقابل آستون ویلا در ورزشگاه سنت جیمز پارک تبدیل به نمادی از تاثیر بازیکنان مسلمان بر لیگ برتر انگلستان شد.

در دقیقه ۳۰ بازی، دمبابا مهاجم پیشین نیوکاسل پس از باز کردن دروازه تیم میهمان همراه با هموطن سنگالی‌اش پاپیس سیسه به نزدیکی پرچم کرنر رفت و هر دو سجده کردند.

 

یکی از علت‌های اصلی افزایش تعداد بازیکنان مسلمان، جهانی شدن فوتبال است.

استعدادیاب ها تور خود را برای یافتن بازیکنان بااستعداد در همه جا پهن کرده‌‌اند و همین باعث می‌شود که لیگ برتر تبدیل به لیگ متفاوت با فرهنگ‌های گوناگون شود؛ مردان جوانی که ریشه آنها از دهکده‌ای دوردست در غرب آفریقا و یا محله فقیرنشین در پاریس است تبدیل به ستاره‌های جهانی می‌شوند.

آنها شاید با حضور در لیگ برتر به شهرت و ثروت برسند اما بسیاری ریشه‌های فرهنگی و هویت خود را فراموش نکرده و به آن پایبند می‌مانند. چیزی که باعث تسلی و آرامش این بازیکنان در زمانی که مشکلات و سختی‌ها می‌شود، باور اسلامی آنها است.

زمانی که بازیکنی در حد و اندازه‌های دمبابا که سال گذشته به باشگاه متمول چلسی پیوست می گوید در مورد مسائل مذهبی خود جدی است، شاید افرادی این بحث را مطرح کنند که باشگاه ها دیگر نمی توانند این موارد مذهبی را نادیده بگیرند.

 

مسئله مهم این است که در برخی از باشگاه‌های لیگ برتر، مربیان و باشگاه نیازهای مذهبی بازیکنان را درک کرده و آنها را مد نظر قرار می‌دهند.

بازیکنان مسلمان نیاز به غذای حلال، داشتن امکان دوش گرفتن جدای از سایر اعضای تیم و همچنین اختصاص محلی برای به جا آوردن شعائر مذهبی خود دارند.

تا همین چند وقت پیش، به تمام بازیکنانی که به عنوان بازیکن برتر زمین انتخاب می‌شدند بطری شامپاین اهدا می‌شد؛

نوشیدن الکل برای مسلمان منع شده است برای همین وقتی پس از بازی منچسترسیتی و نیوکاسل، یحیی توره با احترام از گرفتن بطری شامپاین از مجری تلویزیون شبکه اسکای خودداری کرد، مسئولان برگزاری مسابقات را مجبور کرد که به این موضوع توجه کنند.

پس از این رخداد، شامپاین به تدریج کنار گذاشته شد و در حال حاضر بازیکنانی که به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شوند به جای شامپاین، یک جام کوچک دریافت می‌کنند.

زمانی که باشگاه لیورپول در سال ۲۰۱۲ موفق شد قهرمان جام اتحادیه شود، بازیکنان این تیم در رختکن مراقب بودند در هنگام خوشحالی مشروبات الکلی را به لباس و یا به سمت دکتر مسلمان این تیم نپاشند.

 

مواردي همچون رمضان و فوتبال حرفه اي را ميتوانيد در «ادامه مطلب» مطالعه نماييد.

با تشكر از آقاي احمد خوشبخت از امارات جهت ارسال اين مطلب (برگرفته از اينترنت)

ادامه نوشته

با خاطرات فوتبال روستاي كهنه (قسمت دوم)

یک تیم فوتبال و یک ماشين لندرُور !!!

دهه 60 که اوج فوتبال روستای کهنه بود، برنامه ی بازیهای دوستانه با همسایه ها و روستاهای هم جوار داغ و جذاب بود. در آن دوران کمتر روستایی بود که از طرف تیمهای فاروق و فجر و ابوذر دعوت به بازی نشده بودند و یا دعوت نشده باشند. برای یک بازی دوستانه قرار گذاشتیم ساعت 2:30 دقیقه بعد از ظهر از جلوی مسجد جامع به طرف شرفویه حرکت کنیم.

حدود ساعت دو بود که به ما خبر دادند مینی بوس متعلق به آقای قدرت الله نعمتی از لار هنوز برنگشته و وانت دوکابین مرحوم عبدالغفور نوری هم قرار است مسافرانی را به مقصد برساند. در آن زمان وسایل نقلیه عمومی که در اکثر مواقع برای مسابقات استفاده می شد غالبا همین دو دستگاه بود و تعداد وسایل نقلیه خصوصی هم اندک بود.

لغو مسابقه که امکان پذیر نبود و ناچارا قرار شد فقط 14-15 بازیکن تیم با لندرور آقای محمد رهنورد از گردنه مربط به سمت شرفویه حرکت نماییم. با زحمت فراوان و فشرگی در صندلی های جلو و عقب در هم لولیدیم و ماشین با سرعت کم و با دنده های سنگین حرکت نمود.

 

دقیقا به یاد دارم اوایل تیرماه بود و هوا هم بسیار گرم و ماشین لندرور بدون هیچ امکانات خنک کننده و 15 مسافر، نفس کشیدن بسیار مشکل بود. همه خیس عرق بودیم و من که دقیقا جلو نشسته بودم و پای چپم سمت راننده بود و پای راستم هم در طرف دیگر بود بسیار بیشتر از سایر بازیکنان احساس گرما می کردم. به گردنه مربط رسیدیم؛ گردنه ناهمواری ها و دست اندازهای زیادی داشت.

داخل ماشین مثل تنور داغ بود ومن از همه بچه ها بیشتر احساس گرما می کردم و چندین بار به دوستانم گفتم که نفسم دارد بند می آید. باز و بسته شدن شیشه پنجره های عقب دچار مشکل بود اما شیشه درهای جلو باز بود، با این حال هوای داخل ماشین بسیار داغ بود.

به نزدیکی های شرفویه که رسیدیم، متوجه شدیم تیم شرفویه با لباس ورزشی و همراهان و تعدادی از تماشاگران به استقبال و خوش آمد گویی آمده اند. آنها اجازه ندادند از ماشین پیاده شویم و با همراهی ایشان ما را به سمت زمین ورزشیشان هدایت نمودند.

ماشین لندرور كنار زمين مسابقه ایستاد، همه با تعجب و شگفتی تعداد سرنشینان را شمارش می کردند؛ بعد از اینکه همه پیاده شدند آقای راننده آمد و یواشکی به من گفت: حق داشتی از گرم بودن درون ماشین شکایت و شکوه کنی، چون از اول حرکت تا الان بخاری ماشین روشن بوده است!

حقایقی از صعود به جام جهانی . . .

بحث رفتن و یا نرفتن به جام جهانی سالهاست که در فوتبال ایران به موضوعی کلیدی مبدل شده و مدیران فوتبال درهر مقطعی سعی داشته اند معدل کارنامه خود را با چنین پارامتری بسنجند ودر حقیقت کارهای زیر بنایی و پرداختن به معضلات فنی و فرهنگی جای خود را بهصرافت آنان برای فرستادن تیم ملی به جام جهانی داده است.

درکمال تاسف در اغلب اوقات نه تنها راهی جام جهانی نشده ایم بلکه ضعف های فوتبال همچنان بر بدنه رنجور آن باقی مانده اند. بدیهی است که اگر فوتبال یک کشور در مسیر اصلاحات گام بردارد و مدیران آن، بی محابا، صادقانه، کارشناسانه وبا سلامت کامل عمل نماید در راه ترمیم پایه های فوتبال وایجاد ساختار محکم گام بردارند رسیدن به جام جهانی نیز اتوماتیک وار حاصل می شود و مثل بسیاری از کشورهای همین قاره آسیا مهمان هر دوره از جام جهانی خواهیم بود. اکنون با رفتن تیم ملی به جام جهانی 2014 برزیل امیدواریم که مردم به عنوان صاحبان اصلی فوتبال پس از مدتها با این رشته آشتی نمایند.

اما ذکر این موضوع نیز ضروری است که صعود به جام جهانی نباید فریبنده باشد و با استتار ضعف های فوتبال مان و برخی سوء مدیریت ها و نا کار آمدی ها موجب شود تا باز هم شاهد عقب گرد فوتبال باشیم و از این رهگذر تنها عده ای خاص به کارنامه و عملکرد خود نمره قبولی بدهند و حقایق را وارونه جلوه دهند.

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

با خاطرات فوتبال روستاي كهنه (قسمت اول)

اولين بازي بين كهنه و قلات در سال ۱۳۵۰ به دعوت قلات در آنجا برگزار شد. همراه با دو دستگاه جيب متعلق به آقايان عبدالله آزادي و مرحوم دادالله به سوي قلات حركت كرديم و عده اي هم با پاي پياده تا كنار بركه بانو آمدند تا اينكه ماشين آمد و آنها را به قلات رساند.

اول ما را به مدرسه اي در قلات دعوت كردند. قلاتي ها گفتند كه بازي سه بر هيچ به نفع شما باشد اما همراهان تيم كهنه با اين امر مخالفت كردند و گفتند كه حتما بايد بازي كنيم چون كه بچه هاي ما بزرگتر هستند و مي توانند بازي را ببرند.

اما پذيرايي: براي بزرگان پرتقال آوردند و براي بازيكنان خرما و خاكه. چون با اين كار مي خواستند ما را شكست دهند. بالاخره بازي با نتيجه چهار بر يك به نفع تيم قلات به پايان رسيد.

واما دلايل باخت تيم كهنه در اين بود كه نه كفش و نه پيراهن ورزشي داشتند و مشكل ديگر اين بود كه در بين بازيكنان هماهنگي لازم و پاسكاري نبود. همچنين زمين بازي نامناسب بود و خط كشي در آن وجود نداشت و تيرهاي دروازه تشكيل شده بود از چوب و طناب كه باعث جاروجنجال بين داور و بازيكنان مي شد كه آيا توپ گل شده است يا نه؟

اين باخت باعث شد كه بازیکنان تيم كهنه از اين به بعد به فكر تمرين و بازي بيشتر باشند و نيز تجربه خوبي بود براي تيم كهنه.

 

اين باخت اولين و آخرين باخت در مقابل تيم قلات بوده است. تعداد تماشاگران تيم كهنه هم به حدود بيست نفر مي رسيد. مربي تيم قلات مرحوم سيدعباس حسيني بود كه با فريادهاي خود مي گفت: پلنگ بزن! گرگ بزن! سگ بزن!... كه اين فريادها باعث وحشت تيم كهنه مي شد. مربي تيم كهنه نيز كريم آزادي بود.

بعد از پايان بازي نيز عده اي از بازيكنان با پاي پياده تا كنار بركه بانو راه رفتند تا اينكه ماشين آمد و آنها را به روستا رساند. توپ اين ديدار را قيطاس فرخي زاده به قيمت يك تومان خريداري كرده بود و به همراه خودش آورده بود. ضمن اينكه اين بازي مصادف بود با مراسم ازدواج عبدالرحيم زماني.

مرحوم حاج هاشم فيروزي بعد از اين شكست اين بيت شعر را سرود: «سگ كارديده به روز نبرد ، بدرّد دل شير ناديده رزم»

اسامي بازيكنان تيم كهنه عبارت بودند از: كريم آزادي ـ اسماعيل احمدي ـ عبدالرزاق نبوي ـ قيطاس فرخي زاد ـ قوام الدين خوشبخت ـ محمد آزادي ـ منصور منصوري ـ محمد حسيني ـ مرحوم طيب فيروزي ـ حميد محمودي ـ مرتضي خوشبخت ـ ابراهيم خادمي ـ ابراهيم احمدي ـ خواجه علي وطنخواه.

همراهان تيم كهنه عبارت بودند از : مرحوم دادالله ملكي ـ مرحوم حمزه سلامي ـ عبدالله آزادي ـ لطف الله اسماعيلي ـ صفر اسماعيلي ـ مرحوم محمد نبي نبوي ـ مرحوم ابراهيم نوري ـ مرحوم حاج هاشم فيروزي ـ مرحوم حاج محمدرضا خوشبخت.

ضمن اينكه داور اين ديدار مرحوم طيب فيروزي بود؛ روحشان شاد و يادشان گرامي باد.

 

راويان اين خاطره: قيطاس فرخي زاده، عبدالرزاق نبوي و اسماعيل احمدي

تهيه ي مطلب توسط : عبدالله غربي

ورزش را دريـابيـم ...

آمار سكته هاي قلبي ميان جوانان در ده ماه نخست سال 1391 بيش از ده ماه مشابه سال قبل بوده است!!!

آمار بيماراني كه تحت عمل باز يا بالن آنژيوگرافي قرار گرفته اند توسط وزارت درمان و آموزش پزشكي تهيه شده بيش از گذشته بوده است!!!

مراجعات پزشكي و تشكيل پرونده مربوط به بيماري پوكي استخوان در ميان زنان ايراني نيز نسبت به نرخ جهاني آن با رشد چشمگيري همراه بوده است!!!

 

اينها به جز ميزان خمودگي، افتادگي شانه، بيماري هاي اعصاب و روان و افسردگي است كه مي توان درباره آمار و ارقام دقيق آنها نيز چندده صفحه مطلب نوشت.

بر اساس همين آمارها، عدم توجه خانواده ها به الزامي بودن ورزش به عنوان عامل محرك سلامتي بدن يكي از اصلي ترين دلايل اين دغدغه بزرگ و مشكل فراگير و همگاني بوده است.

ساده ترين تعريف براي ورزش همگاني اين است: "پرداختن عامه مردم به ورزش حتي در زمان كوتاه با توجه به امكانات موجود و شرايط افراد".

در اين ميان وظيفه اصلي سازمان تربيت بدني و نهادها، دعوت از مردم براي ورزش هاي همگاني و قهرماني است كه در انجام ورزش همگانی، هدف اصلي سلامتي براي همه است، در صورتي كه در ورزش هاي قهرماني هدف كسب مهارت و رقابت مي باشد.

 

بقیه ی این متن را می توانید در "ادامه مطلب" مطالعه نمایید.

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

ادامه نوشته

سال 1391، سال شکوفایی فوتبال روستای کهنه

ورزش فوتبال از زمان های دور تا به الان در شهر اوز و روستاهای توابع آن به عنوان اصلی ترین ورزش شناخته می شود و شاید بتوان از آن به عنوان ورزشی سنتی سخن گفت.

روستای کهنه اوز هم از این قضایا مستثنا نبوده و همواره از گذشته های دور به عنوان یکی از قطب های فوتبال بخش اوز شناخته می شود .

پای صحبت فوتبالی های قدیمی روستای کهنه که می نشینیم از قهرمانی ها، تعصب تیمی، رفاقت ها و رقابت های بین بازیکنان خود تیم و همچنین تیم های مختلف می شنویم و از تیم های مطرح و معروف کهنه ای همچون تیم های آرش، فاروق، میلاد و شهیدجعفریان نام می برند.

بعد از این دو نسل فوتبالی، فوتبال روستای کهنه بار دگر از نو متولد شد و رنگ موفقیت چشم گیر و بی نظیری در سال ۹۱ به خود دید. کمیته ورزشی روستای کهنه و شهرک توحید با برنامه ریزی و حمایت از این تیمها و بازیکنان، نقش تعیین کننده ای را ایفا نمود.

موفقیت های سال ۹۱ فوتبال روستای کهنه :

۱- قهرمانی در فوتسال رده بزرگسالان جام گلار در ایام نوروز

۲- قهرمانی در مسابقات فوتبال نونهالان بخش اوز

۳- قهرمانی در مسابقات فوتسال نونهالان جام دفاع مقدس بین بخش اوز

۴- قهرمانی در مسابقات فوتبال نوجوانان بخش اوز

۵- قهرمانی در مسابقات فوتبال جوانان بخش اوز

۶- حضور ۳ تیم از کهنه در مسابقات فوتسال جام رمضان اوز

۷- حضور دو تیم از کهنه در مسابقات فوتسال بزرگسالان دهه فجر اوز و کسب جام اخلاق توسط تیم شهیدجعفریان کهنه.

۸- برگزاری کلاس توجیهی داوری برای بازیکنان نونهال.

۹- حضور دو بازیکن به نام های صادق وطن خواه و محمد زمانی(مصطفی) در تیم فوتبال نونهالان شهیدچمران لار که به لیگ دسته یک کشور راه یافت.

۱۰- حضور چندین بازیکن منتخب روستا در تست تیم ملی نوجوانان ایران که آقایان سیاوش حاتمی، محمد خادمی(مرتضی) و فریبرز محمودی در تیم منتخب لارستان برگزیده شدند که سرانجام سیاوش حاتمی برای تست مرحله نهایی انتخابی تیم ملی نوجوانان ایران برگزیده شد.

علاوه بر اینها، زمزمه هایی مبنی بر شرکت تیم شهیدجعفریان کهنه در مسابقات لیگ نوجوانان استان فارس به گوش می رسد.

تیم فوتبال روستای کهنه در سال ۹۱ توانست با کسب ۵ عنوان قهرمانی در بخش اوز و در رده های سنی مختلف، کسب یک جام اخلاق و همچنین انتقال بازیکنان به تیم های مختلف سطح استانی، نقطه عطفی در تاریخ فوتبال روستای کهنه اوز به یادگار بگذارد.

تنها نقطه تاریک فوتبال روستای کهنه در سال ۹۱ می توان به عدم شرکت تیم فوتبال بزرگسالان در جام بخش اوز و عدم موفقیت تیم فوتبال بزرگسالان در جام کوره اشاره نمود.

در پایان امیدواریم که این موفقیت ها همچنان در سالهای آتی ادامه داشته باشد و به نحو خوبی بتوانیم از ثمره فوتبال پایه در آینده ای نزدیک در تیم بزرگسالان استفاده کنیم.

لازم به ذکر می باشد که این موفقیت ها در صورتی کسب شده که حتی یک سالن ورزشی و زمین چمن در روستای کهنه و شهرک توحید کهنه وجود ندارد و همچنان تمام بازیکنان در زمین های آسفالتی و خاکی بازی می کنند؛

لذا می طلبد که مسئولین مرتبط و همچنین خیرین نیکوکار منطقه به فکر باشند تا استعداد این بازیکنان بیش از پیش شکوفا شود و نام منطقه اوز را بر سر زبان ها بیاورند.

 

نویسنده : عارف حاجی پور

ورزش ایران در سالی که گذشت ...

سال ۱۳۹۱ صرف نظر از عوامل و موانع، سال موفقی برای ورزش کشورمان محسوب می شود.

موفقیت در مسابقات المپیک و پاراالمپیک، راهیابی تیم والیبال به لیگ جهانی، قهرمانی کشتی آزاد در جام جهانی و نایب قهرمانی کشتی فرنگی از جمله افتخارات ورزش ما بود.

 

ولی مساله مهم در ورزش کشور، نبود برنامه ریزی است. باید گفت در این چند سال در حق ورزش کشور جفا شده است، دلیل آن هم گذاشتن افراد غیر متخصص بر سر کار بود. تا وقتی که نگاه کارشناسی به ورزش نباشد و اساسنامه بازنگری نشود این وضعیت ادامه دارد.

نگاه مسئولین به ورزش تبدیل شده به نگاه قهرمانی مدالی و از سلامت و بهداشت جامعه غافل شده ایم و در بسیاری از موارد هم احساسی عمل می کنیم.

در قضیه احتمال حذف کشتی از المپیک که به تازگی مطرح شده است بدون آن که دلیل را جویا شویم فقط از روی احساس رفتار می کنیم و به کرات اعلام می کنیم که این یک تصمیم سیاسی است و دلیل آن هم موفقیت ایران در این رشته است، در حالی که به هیچ وجه این طور نیست، کشورهای روسیه و آمریکا هم از این تصمیم متضرر میشوند.

این تصمیم از آن رو گرفته شده که کشتی، ورزش پرخطری است و جذب اسپانسر هم در آن کمتر صورت میگیرد. مسئولین به جای آنکه از راه دیپلماسی این مسئله را حل کنند به صورت احساسی عمل میکنند. ما باید دعواهای سیاسی را در ورزش کنار بگذاریم تا ورزش کشورمان موفق عمل کند.

 

البته قیاسی که بین فوتبال و کشتی انجام میشود اشتباه است چرا که که اگر کشتی بجای ۳ طلا، ۳۰طلا هم بگیرد این فوتبال است که جمعیت را به هیجان وا میدارد؛ کشتی همانند آب است و فوتبال مثل الماس، بدون آب نمی توان زندگی کرد ولی اگر هر دو باشند قیمت الماس از آب بیشتر است.

کاری که در سال ۹۱ به بدنه ورزش لطمه ی زیادی وارد کرد روش آزمون-خطا در انتخاب رییس فدراسیون ها بود. این روش در همه جای دنیا منسوخ شده است.

یکی از مدیران سابق همیشه بیان می کند: زمانی که هیچ اطلاعاتی از ورزش نداشتم مسئولیتی در ورزش به من دادند و وقتی دانستم که باید چگونه عمل کنم از این سمت کنار گذاشته شدم. از صحبت این مدیر سابق می توانیم متوجه شویم که دادن مسئولیت در ورزش به سلیقه تبدیل شده است

در هر صورت امیدواریم در سال ۹۲ شاهد آمد و رفت های مکرر نباشیم و ثبات را در ورزشمان شاهد باشیم، اشتباهات گذشته را دیگر تکرار نکنیم و از گذشته درس بگیریم، و بپذیریم که مشکل ورزش ما بیشتر مدیریتی است .

امیدواریم با نو شدن سال جدید، رویکرد و نگاه مسئولین به ورزش هم نو شود...

 

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

معادل غلط مي سازيم، اجرا هم نمي كنيم ...

۲۷ سال پيش در مسابقات جام جهاني ۱۹۸۶ مكزيك وقتي يكي از بازيكنان فرانسه به زمين افتاد بازيكنان حريف توپ را به اوت زدند كه اين موضوع با تشويق ويژه تماشاگران همراه شد؛

هنگام پرتاب اوت بازيكنان فرانسه با يك شوت هوايي خواستند كه شانس رسيدن دو تيم به توپ كاملا يكسان و مساوي باشد كه اين حركت نيز مورد تشويق قرار گرفت.

بعدها كميته اي در فيفا بنام كميته FAIR PLAY ايجاد شد كه برخي در ايران آن را بازي جوانمردانه ترجمه كردند در حالي كه اصل بر "بازي منصفانه" بود.

 

آن سال ها در ايران كسي اين رفتار را نمي شناخت. بعدها فيفا بازي منصفانه را به همين خارج زدن توپ بعد از صدمه ديدن بازيكن حريف محدود نكرد و دامنه آن را گسترش داد.

وقتي كه بازيكن آسيب ديده را از روي زمين بلند مي كنيم، وقتي در اثر ضربه زدن بازيكنان تيم مقابل از آن ها عذرخواهي مي كنيم و وقتي مهاجم تندرو از بالاي دروازبان به هوا مي پرد، همه اينها رفته رفته به امري بديهي تبديل شد.

لوگو و نشانه فيفا براي بازي منصفانه تصوير دو بازيكن از دو تيم مختلف است كه يكي زمين افتاده و ديگري دست خود را به سوي او دراز كرده كه در بلند شدن به وي كمك مي كند.

 

با اين وجود معادل سازي واژه FAIR PLAY با بازي جوانمردانه غلط است. آنچه از مسابقات داخل كشور در مورد بازي منصفانه فيلم وجود دارد عدم اجراي آن توسط تيم مقابل است.

نافرماني از بازي منصفانه از اميد شريفي نسب شروع شد و به علي دائي ختم شد. شاخص ترين فرد در اجراي بازي منصفانه امين متوسل زاده بود كه حساس ترين توپ تاريخ مقاومت سپاسي را به بيرون زد؛

او در خارج از كشور جايزه گرفت اما در داخل كشور وي را فردي داراي مشكلات رواني معرفي كردند كه حق تيم خود را ضايع كرده است.

 

اصول دهگانه بازي منصفانه فيفا شامل موارد ذيل مي باشد:

۱. براي بردن بازي كنيد.

۲. جوانمردانه بازي كنيد.

۳. به حريف، هم تيمي ها، داوران، مسئولين اجرايي و بينندگان احترام بگذاريد.

 

بقيه ي اين اصول را ميتوانيد در "ادامه مطلب" مطالعه نماييد.

تهيه و تنظيم مطلب: عبدالله غربي

ادامه نوشته

فوتبال؛ عصای دست یک ملت ...

با پايان يافتن جنگ جهاني دوم، از آلمان جز تلي از خاك چیزی باقي نمانده بود. بسياري از شهرها يا به كلي نابود شده و يا به شدت آسيب ديده بودند.

 

به عنوان مثال در روزهاي پاياني جنگ و براي آنكه ارتش سرخ به تأسيسات صنعتي شهر درسدن در شرق آلمان دست پيدا نكند، نيروهاي متفقين با يك بمب وحشتناك كل شهر را به معني واقعي كلمه با خاك يكسان كردند.

برلين بر اثر حملات ارتش سرخ به ويرانه اي بدل شده بود و مردمِ بسياري يا جان خود را از دست داده بودند و يا مجروح و ناتوان بودند.

با اين حال، فوتبال آلمان تنها ۹ سال پس از پايان جنگ توانست در سوئيس به عنوان قهرماني جام جهاني دست پيدا كند؛ چيزي شبيه به يك معجزه.

 

آن ها فوتبال را وسيله اي براي رهايي از آسيب هاي جنگ دانستند و بچه ها بر روي خرابه هاي باقيمانده از جنگ، زمين فوتبال درست كردند؛

... و اينـگونه "فوتبـال، عصـاي دست يك ملت خستـه و رنجـور از جنگ شد".

 

تهیـه و تنظیـم مطلب : عبـدالله غـربی

محمود خوارزمی یا همان "پوریای ولی" را بیشتر بشناسیم ...

حدود هشتصد سال پیش نوزادی دیده به جهان گشود؛ او را محمود نام گذاشتند، "محمود خوارزمی". کمی که بزرگتر شد جوانی شد اهل سفر و برای همین در روزگاری که وسیله سفر نبود دائم در سفر بود.

برای محل تولدش مکان قطعی وجود ندارد. گفته اند او در "اورگنج"، یکی از شهرهای خوارزم به دنیا امده است، برخی هم او را اهل گنجه معرفی کرده اند.

به هر حال او اهل هر کجای ایران که باشد این رفتار و منش او بود که سبب شد همه در تلاش باشند تا او را در زادگاه خود ثبت کنند. اما راز جاودانگی او در روایات و افسانه های ایرانی چه بوده است؟

مردان آن روز، جستجوگرانی بودند برای آداب و رسوم مردانگی. کسی که فقط زور داشت مهم نبود بلکه باید آدابی را می آموخت که رفتار و منشش را هم تغییر می داد.

 

به همین دلیل محمود خوارزمی به زودی به فکر جایی افتاد که با میدانگاه تفاوت داشته باشد. برای همین برای محل کشتی گیری به ساخت جایی اندیشیده بود که وقتی حریف را به خاک بیندازی و شوق پیروزی در تو غلبه کند و برخیزی، تازه مردمان را بالاتر از خود ببینی و آرام شوی.

برای همین میدان گاه را رها کرد و به فکر ساختن جایی افتاد که به نوعی شبیه مسجد باشد و از سوی دیگر جایی برای هماورد طلبی و نمایش آداب و آیین مدعیان زور باشد .

آنچه که به پوریای ولی و اصولش می شناسیم روایتی است از زندگی مردی آزاده به نام محمود خوارزمی که توانست محلی برای زورآزمایی جوانان بنا کند؛ آن مکان را اینک "زورخانه" می نامیم.

 

داستان پوریای ولی از همان دوره نقل می شود، از همان زمانی که جوان مردی بر زور بازو مقدم بود و زور بدون جوان مردی، بدنامی به جای می گذاشت.

آنچه داستانش را رنگ و بوی اسطوره بخشید به خاطر رسم و رسوم جوانمردی است که نزد مردم داشت. او در مقام پهلوان پهلوانان تصمیم گرفت پشت هر کس را به زمین نمالد و از زور و قدرتش برای خود نمایی سود نجوید .

او توانست اصولی را برای پهلوانی به یادگار بگذارد که به ده فرمان پوریای ولی مشهور است. که از آن اصول عبارتند از:

احترام به پیشکسوت- دروغ نگفتن- دشنام ندادن- ترک نماز نکردن- و محبت به مردم.

 تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

 

فوتبال؛ بهانه ای برای در کنار هم بودن ...

فوتبال ورزشی است که تماشاگران در آن نقش دارند و این خیلی اهمیت دارد. مسئله، آن ۲۲ نفر بازیکن نیست؛ مردمی که روی سکوها و پشت تلویزیون نشسته اند اهمیت بیشتری دارند.

مثلاً در بازیهای ایرانی خودمان وقتی ۳۰ میلیون نفر بازی استقلال و پرسپولیس را می بینند آن ۳۰ میلیون پای اصلی آن بازی هستند. در واقع بهانه ای به دست آورده ایم که در کنار هم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.

 

اصولاً فوتبال آن ۲۲ بازیکن، چند داور، مربی و تعویض ها نیست؛ انواع ورزشها مانند پریدن یا دویدن، و مسائلی همچون زمین خوردن یا از کوره در رفتن را شامل میشود.

بازیکن اخراج می شود، بازی عوض می شود، تماشاگرها شعار می دهند و بازی دگرگون می شود. اصلاً یکی از نکات این است که اشتباه هم جزء قاعده این بازی است.

فرق فوتبال با دو و میدانی در این است که آنجا وقتی شخص از خط می گذرد زمانش را نشان میدهند و همه چیز تمام می شود اما اینجا پارامترها متغیر هستند؛ اشتباه و بازی تفکری از قواعد بازی فوتبال هستند.

وقتی ایران به جام جهانی ۹۸ صعود کرد، شور ملی بخشی از آن بازی بود ولی همه ی ما در آن پیروزی نقش داشتیم به همین دلیل با سوت پایان بازی به خیابانها ریختیم و شادی کردیم و اشک ریختیم چرا که احساس می کردیم در آن نقش داشته ایم، نقشی بزرگ.

 

بهترین لحظات زمانی است که با دوستان دور هم جمع باشیم و خانم ها آن طرف گپ بزنند، پسرها در یک طرف اتاق شلوغ کنند و صدای گریه یک بچه را بشنویم و در کنار همه ی اینها، با هم یک "بازی فوتبال" را نگاه کنیم ...

فردا صبح از خانه که بیرون میرویم تا دوستی ما را می بیند می گوید بازی دیشب را دیدی؟ و بعد می ایستیم و دو کلام درباره اش حرف می زنیم. در مدرسه با همکاران در مورد فوتبال صحبت می کنیم و ... .

این پدیده ای حیرت انگیز به نام "فوتبال" است که گذشته ات را با آن به یاد می آوری .

 

نـویسنـده : عبـدالله غـربـی

فوتسال در شبهاي پربركت رمضان... چـرا؟!

هر ساله با شروع ماه مبارك رمضان، مسابقات فوتسال جام رمضان هم در اين شبهاي پربركت در سالن ورزشي شهر اوز آغاز ميشود.

ارزيابي عملكرد ما از يك مجموعه زماني ممكن است كه چيزي به نام "هدف" از قبل تعريف شده باشد. در واقع دوري از هدف يا نزديك بودن به آن، تعيين كننده ي موفقيت يا شكست است؛ در حالي كه ما هيچ هدفي از شركت در اين مسابقات(جام رمضان) نداريم.

اين در حالي است كه در طول ماههاي ديگر سال هم درهاي سالن براي ما باز مي باشد؛ چرا در طول سال از آنها استفاده نكنيم و آن را منوط به شبهاي ماه مبارك رمضان كه شب هاي طاعت و عبادت است كنيم؟

 

شبهايي كه مسابقات در حال برگزاري است، صفوف "نماز تراويح" خلوت و بيشتر دغدغه ي مردم، همين مسابقات است؛ همه جا صحبت از فوتسال است و بس.

بيشترين تماشاگر در سالن مسابقات را كـَهنه اي هايي تشكيل ميدهند كه تا پاسي از شب بيدارند و شايد اكثر آنها به خاطر نداشتن هيچ گونه برنامه اي در سالن حضور مي يابند و به همين دليل عادت كرده اند تا سحر بيدار بمانند.

همه نمونه تماشاگر با اظهار نظرات مختلف در مورد فوتسال و همه هم در نقش مربي حضور دارند. همه ي ورزش ما در همين فوتسال جام رمضان خلاصه ميشود؛ پس چرا از فوتبال روي چمن و ديگر مسابقات ورزشي اينگونه استقبال نمي كنيم؟

 

ضعف داوري، هواي گرم سالن، جذب بازيكنان غير بومي و تكيه ي برخي تيمها بر روي آنها از جمله حقايق فوتسال جام رمضان است. چرا نبايد در اين زمينه يك ليگ فوتسال پويا در سطح منطقه وجود داشته باشد تا در طول سال، فعال و پرتحرك باشد؟

اين جاده اي كه 22 سال پيش قدم در آن گذاشته ايم قرار است ما را به كجا برساند؟ هيئت فوتبالي كه گرفتار روزمرگي شده و كارش به جايي رسيده كه فقط بخاطر كسب در آمد بيشتر، اين مسابقات را برگزار ميكند؛ و هر سال بايد شاهد "فوتسال شترمرغي" باشيم كه نـَه "بار" مي برد و نـَه "پرواز" ميكند.

 

هر سال مي گوييم سال ديگر در اين مسابقات شركت نمي كنيم، ولي انگار بد بودن ما آدمها تمامي ندارد و سال بعد حتي زودتر از ديگر تيم ها اعلام آمادگي ميكنيم.

آيا شب هاي عزيز و پربركت رمضان براي عبادت و طاعت نيست كه تا پاسي از شب، وقت خود را در سالن مسابقات تلف مي كنيم ؟!

نويسنـده: عبـدالله غـربي

ميلاد كـَهنه؛ تولد نسل جديد فوتبال روستا ؟!

بازيهاي امسال جام رمضان اوز در حالي به مرحله ي پاياني خود رسيده است كه تيم شهيد جعفريان كهنه در كمال ناباوري همگان، خيلي زود از دور رقابتها كنار رفت.

اما همانگونه كه اطلاع داريد امسال سه تيم از كهنه در اين مسابقات حضور داشت: تيمهاي شهيد جعفريان، ميلاد (الف) و ميلاد (ب). در اين مطلب قصد داريم به بررسي اين دو تيم يعني ميلاد(الف) و ميلاد(ب) بپردازيم.

ميلاد كهنه (الف): تيمي كه هر سه بازي خود در اين مسابقات را به حريفان واگذار كرد؛ هر چند نبايد اين نكته را فراموش كرد كه ميلاد (الف) در گروهي سخت و دشوار قرار داشت. در عين حال نميتوان منكر بازيهاي خوب و قابل قبول بازيكنان اين تيم در هر سه بازي شد.

 

به غير از ناصر نبوي و احمد زماني كه از بازيكنان باتجربه ي فوتبال روستا به شمار مي آيند، بقيه بازيكنان اين تيم را نوجواناني تشكيل ميدانند كه ميانگين سني آنها شايد به 17 سال هم نمي رسيد.

در اين بين حتي ميتوان محمدعلي وطنخواه (فرزند ابراهيم) را نام برد كه با 11 سال سن بعنوان جوان ترين بازيكن حاضر در مسابقات براي دقايقي به ميدان رفت.

 

در كنار ساير بازيكنان اين تيم كه به حق ميتوان گفت قابل قبول ظاهر شدند، بازيكني به نام عبدالله محمدي (فرزند محمود) فراتر از حد انتظار ظاهر شد؛ بازيكني كه ما را به داشتن يك مدافع چپ پا و مطمئن در آينده اي نزديك اميدوار كرد. 

ميلاد كهنه (ب): تيمي جوان كه از آن بعنوان تيم سوم روستا ياد ميشد؛ با بازيكناني همچون: مهران احمدي، بهرام محمدي، محسن احمدي، ساسان صابري و ... .

آنها در گروهي 5 تيمي حضور داشتند كه با سه باخت و يك برد به كار خود در اين مسابقات پايان دادند.

 

بازي بسيار خوب ميلاد(ب) مقابل نفت اوز كه در نهايت با نتيجه نزديك 3 بر 2 به سود نفت به پايان رسيد باعث شد خيلي ها بر روي اين تيم حساب ويژه اي باز كنند.

اين تيم در حالي مقابل نفت اوز، شاهين فيشور و پيشكسوتان شكست خورد كه هر سه بازي را با نتايج نزديك به حريفان واگذار كرد. ضمن اينكه در بازي آخر مقابل وحدت كوره كه جنبه تشريفاتي داشت به برتري يك بر صفر رسيد.

 

در هرصورت پرونده ي تيمهاي كهنه اي شركت كننده در بيست و دومين دوره فوتسال جام رمضان در اوز در حالي بسته شد كه به همان اندازه كه حذف تيم شهيد جعفريان همه را ناراحت و نااميد كرد، ظهور نسل جديدي از بازيكنان نوجوان و جوان، همگان را اميدوار كرد تا انشالله در آينده اي نزديك، فوتبال روستا را باز هم بعنوان قدرت برتر منطقه ببينيم.

هر چند اين مهم در سايه ي توجه و رسيدگي مسئولان ورزش روستا به اين بازيكنان و لزوم برنامه ريزي مناسب به وقوع خواهد پيوست.

نويسنده: محمدشريف احمدي

"ورزش"؛ هميشه و براي همه ...

ميان تمام فصل هاي سال، تابستان براي ورزش فصلي متفاوت است. فراغت از تحصيل و سرد شدن تنور مدارس بر حجم مراجعه كنندگان به حوزه ورزش مي افزايد؛ بطوريكه ميتوان اين سه ماه را نقطه ي اوجِ ميل به سلامت و تفريح و تندرستي دانست.

سوال بحث اما دقيقاً همينجا مطرح ميشود كه چرا فقط تابستان فصلي براي ورزش كردن باشد؟ روزي دو ساعت تحرك داشتن و ورزش كردن مگر در طول سال چقدر با برنامه هاي مردم تداخل پيدا ميكند؟

اين فضاهاي باز و كوههاي سربه فلك كشيده ي روستا چرا در طول سال پر از علاقمند به ورزش نباشد؟

 كوههاي روستاي كهنه

ما هم اكنون در سطح روستا كمبود فضاي ورزشي در آن حد كه مانع حضور مردم شود نداريم. متاسفانه نگاه ما به ورزش يك نگاه جزئي است كه فكر ميكنيم فقط آدمهاي بيكار و جوانان ميتوانند ورزش كنند و ورزش به قشر خاصي تعلق دارد.

در صورتيكه ورزش پير و جوان نمي شناسد و براي هيچ سني دير يا زود نيست. در اين خصوص به يك اصل مهم و حياتي ميرسيم كه ميگويد "هيچ كس مانند خود انسان نميتواند به خودش احترام بگذارد". هيچ چيز مانند خود انسان، جان انسان و بدن انسان داراي ارزش نيست.

بايد به اينكه ورزش جزئي از زندگي مردم باشد توجه كنيم و اين فرهنگ را در روستايمان بوجود آوريم كه "ورزش متعلق به تمام قشرهاي جامعه است"، هرچند اين فرهنگ نياز به زمان و تلاش همه جانبه خواهد داشت.

 پياده روي خانوادگي در روستاي كهنه

بنابر عادت و بر اساس چيزي كه در ذهن مانده، فقط يك فصل سال را به تندرستي و نشاط روي خوش نشان مي دهيم و باقي فصلها را فراموش ميكنيم.

لااقل به نسل جديد خودمان در روستا آموزش و عادت دهيم كه قدر ورزش و سلامتي و نشاط حاصل از آن را بدانند و فراموش نكنند كه تابستان شاد و پرطراوت مي تواند به پاييز رنگارنگ و زيبا، زمستان سپيد و هيجان برانگيز و بهار سرسبز و دلنشين پيوند بخورد.

و باشد كه روزي مردم با ورزش آشتي كنند و همه به آن روي خوش نشان دهند تا جامعه اي شاداب و سرزنده داشته باشيم كه هرچه جامعه ي امروز در روستايمان سرزنده تر باشد، همت مردم براي كار و تلاش بيشتر افزايش خواهد يافت. (جامعه ي سالم در گرو مردم سالم ميباشد.)

 

ورزش را براي بچه هايمان تعريف كنيم شايد از آن درس بگيرند.

"بله به ورزش ؛  نه به اعتياد"

نويـسنـده مطلـب: عبـدالله غـربـي

"موزه هاي فوتبال"؛ مكاني براي بازسازي تاريخ

موزه تنها مختص جنگ و آثار نقاشی و پیکر تراشی نیست، بلکه در موزه میشود فوتبال قدیم را به نمایش گذاشت تا مردم، بیش از پیش آن زمانها را حس کنند و مجبور نباشیم تنها از ذهنمان برای سفر به تاریخ استفاده کنیم.

این روزها در موزه های فوتبال و در تالارهای افتخار میشود اشیایی متعلق به بازیکنان قدیمی را پیدا کرد؛

مثلاً پیراهن دیه گو مارادونا، یا توپ جام جهانی 1930؛ همان توپی که قهرمانی اروگوئه را در نخستین دوره جام جهانی رقم زد. 

 

مرور خاطرات فوتبالی و دیدن عکس های قدیمی، همیشه از جذابیت خاصی برای علاقه مندان به فوتبال برخوردار بوده است.

در این بین اکثر تیمهای حرفه ای و مطرح دنيا برای اینکه خاطرات بازیکنان و مربیان نسلهای گذشته شان فراموش نشود و در ذهن بماند، اقدام به برپایی محلی به عنوان تالار افتخارات و خاطرات باشگاه کرده اند.

موزه باشگاه بارسلونا امروزه به عنوان مهمترین موزه فوتبال دنیا شناخته ميشود وطبق آمار، سالانه بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از این موزه دیدن می کنند.

این موزه محبوب گردشگران خارجی نیز هست و بسیاری از كساني كه حتی علاقه ای به فوتبال ندارند نيز به تماشای این موزه می آیند.

 

پس از بيان اين نكات، حال بياييم كمي اين موضوع را در سطح جامعه خودمان يعني روستاهاي كهنه و شهرك بررسي نماييم.

شايد نتوان تاريخ فوتبال كهنه را در قالب يك موزه يا تالار افتخار عظيم به نمايش گذاشت، اما با كمي همت و تلاش ميتوان آرشيوي كوچك و در عين حال جذاب و تماشايي از گذشته ي فوتبال روستا تاكنون تهيه كرد.

تیم فوتبال نوجوانان روستای کهنه ، سال ۱۳۷۶ (عكس از : وبلاگ مربوطي)

در اين بين مسلماً هستند كساني كه علاقمندند ورزش گذشتگان خود را مرور كنند.

فوتبال كَهنه داراي سابقه اي ديرينه است كه با جمع آوري آنها ميتوان علاوه بر مرور خاطرات تلخ و شيرينِ آن دوران، تجربه اي ارزشمند و گرانبها را به جوانان امروزي بخصوص بازيكنان كنوني فوتبال روستا تقديم كرد.

تهيه و تنظيم مطلب: عبدالله غربي

کوههای کَهنه و لذت كوهنوردي (قسمت دوم)

در اين قسمت قصد داريم شما را با برخي از گياهان دارويي موجود در كوههاي روستاي كهنه آشنا نماييم.

خواص دارويي، محل رويش و زمان برداشت اين گياهان نيز از جمله مواردي است كه درباره ي هر گياه بطور جداگانه بيان خواهد شد.

 

1- آويشن (اَوِشَ):

خواص دارويي: از جوشيده ي آن براي رفع دردهاي معده و شكم استفاده ميشود.

محل رويش: اكثر كوههاي كهنه به خصوص تانگور و خومي.

زمان برداشت: ماههاي فروردين و ارديبهشت.

2- مَروِتَهر:

خواص دارويي: خوردن آن جهت برطرف كردن سوءهاضمه و دود آن براي ضدعفوني كردن.

محل رويش: كوههايي در كهنه كه رگه هاي گچي دارند.

زمان برداشت: فصول پاييز و زمستان.

3- گوززه:

ماده اي است زردرنگ كه از ساقه هاي خارگوني بدست مي آيد.

خواص دارويي: براي درمان زخم هاي بستر از آن استفاده ميشود.

محل رويش: اكثر جاهايي كه خارگوني وجود دارد.

زمان برداشت: فصل پاييز.

4- كِئولِنجِ:

گياهي خوشبو كه براي معطر كردن چايي از آن استفاده ميشود و طبعي گرم دارد.

خواص دارويي: براي استفاده در ماست و برخي از جوشانده ها.

محل رويش: كوههاي لامبر اوز و رودخانه هاي اَدَرگ و خومي.

زمان برداشت: ارديبهشت و اوايل خرداد.

 

5- كِريشك:

خواص دارويي: براي جلوگيري از بوبردن زخم و بهبود زخم از آن استفاده ميشود.

محل رويش: كوههاي سنگي كشكي اَدَرگ و در اكثر كوههاي سنگي.

زمان برداشت: خرداد ماه .

6- بابونه:

خواص دارويي: تقويت اعصاب و بهبود درد معده و شكم.

محل رويش: صحراي كهنه بخصوص پاچه ي دوماني.

زمان برداشت: فصل بهار

7- اَنگِزَه:

خواص دارويي: از بين بردن انگل شكم و نيز از بين بردن آفت زمين.

محل رويش: كوههاي "خَزَهرَه دو" و كوههاي دشتو و باغ باستو.

زمان برداشت: ارديبهشت ماه.

8- گَئِنَه:

خواص دارويي: جهت درمان ناراحتي معده از آن استفاده ميشود.

محل رويش: صحراي كهنه به خصوص اطراف بركه ي براهيم.

زمان برداشت: ارديبهشت ماه.

با تشكر فراوان از آقاي عبدالرحمن محمدي جهت تهيه ي اين مطلب

 

براي مطالعه ي قسمت اول مطلب "كوههاي كهنه و لذت كوهنوردي" ميتوانيد بر روي لينك زير كليك نماييد:

>> كوههاي كهنه و لذت كوهنوردي (قسمت اول) <<

فاتحان لیگ فوتبال ایران از ابتدا تاکنون

سال

قهرمان

نایب قهرمان

مقام سوم

1339

جم آبادان

سپه تهران

فرهنگ قزوین

1349

استقلال تهران

پاس تهران

استقلال آبادان

1350

پرسپولیس

پاس تهران

استقلال تهران

1352

پرسپولیس

استقلال تهران

پاس تهران

1353

استقلال تهران

پرسپولیس

هما تهران

1354

پرسپولیس

هما تهران

پاس تهران

1355

پاس تهران

پرسپولیس

شهباز تهران

1356

پاس تهران

پرسپولیس

ملوان انزلی

1368

استقلال تهران

پرسپولیس

ملوان و دارایی

1370

پاس تهران

استقلال تهران

پرسپولیس

۱۳۷۱

پاس تهران

پرسپولیس

کشاورز و تراکتورسازی

۱۳۷۲

سایپا تهران

پرسپولیس

جنوب اهواز

۱۳۷۳

سایپا تهران

استقلال تهران

کشاورز تهران

۱۳۷۴

پرسپولیس

بهمن تهران

استقلال تهران

۱۳۷۵

پرسپولیس

بهمن تهران

سپاهان اصفهان

۱۳۷۶

استقلال تهران

پاس تهران

ذوب آهن اصفهان

۱۳۷۷

پرسپولیس

استقلال تهران

سپاهان اصفهان

۱۳۷۸

پرسپولیس

استقلال تهران

فجرسپاسی شیراز

۱۳۷۹

استقلال تهران

پرسپولیس

سایپا تهران

 

لیگ برتر ایران

سال

قهرمان

نایب قهرمان

مقام سوم

۸۱-۱۳۸۰

پرسپولیس

استقلال تهران

فولاد خوزستان

۸۲-۱۳۸۱

سپاهان اصفهان

پاس تهران

پرسپولیس

۸۳-۱۳۸۲

پاس تهران

استقلال تهران

فولاد خوزستان

۸۴-۱۳۸۳

فولاد خوزستان

ذوب آهن اصفهان

استقلال تهران

۸۵-۱۳۸۴

استقلال تهران

پاس تهران

سایپا تهران

۸۶-۱۳۸۵

سایپا تهران

استقلال اهواز

پرسپولیس

۸۷-۱۳۸۶

پرسپولیس

سپاهان اصفهان

صبا باتری تهران

۸۸-۱۳۸۷

استقلال تهران

ذوب آهن اصفهان

مس کرمان

۸۹-۱۳۸۸

سپاهان اصفهان

ذوب آهن اصفهان

استقلال تهران

۹۰-۱۳۸۹

سپاهان اصفهان

استقلال تهران

ذوب آهن اصفهان

۹۱-۱۳۹۰

؟ ؟ ؟

؟ ؟ ؟

؟ ؟ ؟

 

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

کوههای کَهنه و لذت کوهنوردی (قسمت اول)

" دِییش اِچم تانگور اَوِشَ ؟ "

اردیبهشت ماه شاید از دل انگیزترین فصول برای کهنه ای هایی باشد که به کوه نوردی علاقمند هستند.

ورزشی که علاوه بر فواید زیادی که برای جسم انسانها دارد، روح و روان انسان را نیز تحت تاثیر قرار داده و آرامش زایدالوصفی را برای انسان به دنبال خواهد داشت.

 

شاید همین آرامش روانی است که انسانهای زیادی را مجذوب خود می نماید. کم نیستند در روستای ما افرادی که اگر مدت کوتاهی به کوه نروند احساس میکنند که چیزی را گم کرده اند.

شاید هر کدام از این افراد در پی منظور و مقصودی به کوه بروند، اما اگر پای صحبت هر کدام از این افراد نشسته باشیم همین آرامش و لذت سکوت را دلیل اصلی علاقه خود به کوه نوردی میدانند.

 

علاوه بر آرامشی که در کوه حکم فرماست، انسان خردمند با مشاهده ی عظمت کوه به یاد "عظمت خالق" می افتد، خالقی که با آفرینش کوههایی چنین باعظمت، موجبات سکون و آرامش زمین را فراهم ساخته است: "وَالجبال اوتادا"

و بی اختیار این ندای قرآنی را سر میدهد که: "رَبّنا ما خَلقت هذا باطلاً سُبحانَک فَقنا عَذاب النار".

 

در ابتدای مطلب گفتیم که اردیبهشت ماه، دل انگیزترین وقت کوه نوردی در کوههای کهنه است زیرا در این ماه تقریباً تمامی گیاهان دارویی کوهی به بار نشسته و آماده استفاده بندگان خدا از این گیاهان هستند.

گیاهانی همچون: آویشن، مَروتَهر، بادام کوهی و ... .

ادامه دارد ...

کاپیتان های تاریخ ساز

جام جهانی به عنوان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، برای تمامی مربیان، بازیکنان، تماشاگران و تمام کسانی که به نوعی در این ورزش پرهیجان دخیلند از اهمیت ویژه ای  برخوردار است.

در طول برگزاری رقابت های جام جهانی، عده ای به عنوان کاپیتان، قهرمانی را تجربه کرده و جام را بالای سر خود خود برده اند. نکته جالب اینجاست که تاکنون هیچ بازیکنی دو بار به عنوان کاپیتان قهرمان جام جهانی نشده است.

در این میان تنها یک کاپیتان حضور دارد که به عنوان سرمربی نیز قهرمانی در جام جهانی را تجربه  کرده است. فرانتس بکن باوئر در جام جهانی 1974به عنوان کاپیتان و در جام جهانی 1990به عنوان سرمربی، قهرمانی در این جام را تجربه کرده است.

مروری بر اسامی کاپیتان های فاتح جام جهانی از ابتدا تاکنون:

خوسه ناسانس (اروگوئه 1930)        راهیپه روکومپی (ایتالیا 1934)

جوزپه آتزا (ایتالیا 1938)        اوبدولپوواره لا (اروگوئه 1950)

فریتس والتز (آلمان 1954)        بلینی (برزیل 1958)

مائوروراموس (برزیل 1962)        بابی مور (انگلیس 1966)

کارلوس تورس (برزیل 1970)        فرانتس بکن باوئر (آلمان 1974)

دانیل پارسارلا (آرژانتین 1978)        دنیوزرف (ایتالیا 1982)

دیه گو مارادونا (آرژانتین 1986)        لوتار ماتئوس (آلمان 1990)

دونگا (برزیل 1994)          دیدیه دشام (فرانسه 1998)

کافو (برزیل 2002)        فابیو کاناوارو (ایتالیا 2006)

ایکر کاسیاس (اسپانیا 2010)

2014 ...... ؟؟؟

 

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

برگرفته از : مجله تماشاگر

ورزش روستای کهنه در سال 1390

فعالیت های کمیته ورزشی روستاهای کهنه و شهرک در سال 1390

(با کلیک بر روی مواردی که با ستاره * مشخص شده اند میتوانید گزارش مربوط به آنها را نیز مطالعه نمایید)

 

1- برگزاری مسابقه طناب زنی (رده نوجوانان و جوانان) - اردیبهشت 90

2- مسابقه بومی، محلی "دارزور" - اردیبهشت 90

3- * برگزاری اولین دوره مسابقات والیبال در روستای کهنه با شرکت پنج تیم - خرداد 90

-

4- * برگزاری سه مسابقه دوستانه ی والیبال با تیم نفت اوز - خرداد 90

5- * برگزاری دومین دوره مسابقات پینگ پنگ در شهرک کهنه - خرداد 90

6- * اولین دوره مسابقات هفت سنگ در روستای کهنه - تیر 90

7- * شرکت دو تیم نونهالان و یک تیم نوجوانان در مسابقات فوتبال بخش اوز - تیر 90

8- * برگزاری مسابقه ی فوتبال بین دو تیم روستای کهنه و شهرک - تیر 90

9- * شرکت تیم فوتبال جوانان روستای کهنه در مسابقات فوتبال باشگاه های بخش اوز - تیر 90

10- شرکت دو تیم از روستای کهنه و یک تیم از شهرک در مسابقات فوتسال جام رمضان قلات - مرداد 90

11- * درخشش تیم فوتسال کهنه در جام رمضان اوز - مرداد 90

12- برگزاری دیدارهای دوستانه تیم های فوتسال کهنه با تیم بنارویه - شهریور 90

13- * برگزاری مسابقات فوتسال حلقه های قرآنی در روستای کهنه - شهریور 90

14- * شروع تمرینات فوتبال پس از جام رمضان و انجام سه بازی تدارکاتی - شهریور 90

15- * شرکت در مسابقات فوتبال چهارجانبه کوره - مهر 90

16- * شرکت تیم کهنه در مسابقات فوتبال آزاد اوز - مهر 90

17- * برگزاری مسابقه تیراندازی و بازی محلی یلختور در روستای کهنه - آبان 90

18- حضور فوتسال کهنه در مسابقات فوتسال رده آزاد اوز با حضور تیم های گیتی پسند اصفهان و صدرای شیراز - آبان 90

 19- برگزاری مسابقه ورزشی دارت - آبان 90

20- * برگزاری چهاردهمین دوره مسابقات فوتسال روستاهای کهنه و شهرک - آذر 90

21- * کسب مقام دوم در مسابقات فوتسال به مناسبت دهه فجر در اوز - بهمن 90

22- * برگزاری همایش پیاده روی خانوادگی در روستای کهنه - بهمن 90

23- برگزاری دو مسابقه فوتسال دوستانه بین تیم های کهنه و کوره - اسفند 90

24- * برگزاری مسابقه محله در روستای کهنه - اسفند 90

 

با تشکر از آقایان مرتضی جمشیدی و عبدالله غربی جهت تهیه این گزارش

ورزش ایران در سالی که گذشت ...

عملکرد ورزشکاران ایران در سال 1390 در میادین بین المللی، ارزشمند و قابل تقدیر است.

به عنوان مثال کشتی گیران کشورمان در رشته آزاد و فرنگی در رقابت های جهانی استامبول بسیار خوب و قدرتمند ظاهر شدند و ضمن کسب عناوین و مدالهای رنگارنگ، موفق شدند به 7 سهمیه المپیک دست یابند.

در سال 90 علاوه بر کشتی گیران، تیم ملی تکواندو با کسب قهرمانی در کره پس از 38 سال، کاری شگفت انگیز را رقم زد و توانست 3 سهمیه المپیک را به دست بیاورد.

 

علاوه بر آن تیم ملی وزنه برداری ایران در مسابقات جهانی پاریس، عنوان سوم را کسب کرد و با کسب 5 سهمیه المپیک شایستگی خود را به اثبات رساند.

در دو و میدانی با کسب اولین مدال جهانی توسط احسان حدادی، افتخار دیگری برای کشورمان رقم خورد.

موفقیت والیبالیستهای ایرانی در مسابقات تهران، کسب سهمیه المپیک توسط قایقرانان زن و مرد ایران و همچنین کسب اولین سهمیه تنیس روی میز بانوان هم جزو موفقیت های بزرگ ورزشی کشورمان بود.

 

موفقیت تیراندازان و کمانداران بخصوص در مسابقات گزینشی المپیک هم جزو نکات مثبت ورزش در سال گذشته بود.

در کل، سال 90 را میتوان سالی موفق برای ورزش ایران برشمرد مشروط بر آنکه اشتباه بزرگ تیم امید را نادیده بگیریم، اشتباهی که منجر به حذف تیم ملی فوتبال امید ایران از رقابتهای انتخابی المپیک لندن شد.

اصلی ترین رویداد در دوازده ماه گذشته، تبدیل سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش و جوانان بود.

انتخاب مجدد علی کفاشیان به ریاست فدراسیون فوتبال هم نکته مهم دیگری در ورزش ایران در روزهای پایانی سال 90 بود.

 

در هر صورت، سال 90 با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید، اما به یاد داشته باشیم تابلوی شادابی در ورزش زمانی کامل میشود که در عرصه اخلاق و مسایل فرهنگی، کمبود و نقصانی وجود نداشته باشد.

اگر در این عرصه لنگ بزنیم، هر چند در جدول رده بندی، فاتح سکوههای آسیایی و جهانی و المپیک بشویم، همچنان آب در هاون کوبیده ایم و کماکان در نقطه آغاز قرار داریم.

 

انشالله در آینده ای نزدیک، عملکرد ورزش روستای کهنه در سال 90 در قالب گزارشی از فعالیتهای کمیته ورزشی در سال گذشته را در اختیار شما قرار خواهیم داد.

 تهیه مطلب : عبدالله غربی

زمین سبز "فوتبال" یا میدان خونین "جَنگ" ... ؟!

دی ماه، وقتی خبر کشته شدن هشتاد نفر و مجروحیت بیش ازهزار تن از تماشاگران مستقر در استادیوم پورت سعید مصر در جهان پخش شد، هیچ کس فوتبال را مقصر نمیدانست.

فوتبال در سراسر جهان به دست کسانی مصادره شده است که به نیت خود میتوانند خواسته هایشان را در آن تزریق کنند.

سه روز عزای عمومی در حالیکه ملت مصر اولین سالگرد غلبه بر دیکتاتورشان را جشن میگرفتند، تمام طرفداران این بازی پرهیجان را سوگوار کرد .

 

بدبختی از آنجا شروع شد که طرفداران تیم المصری بعد از پیروزی تیمشان بر الاهلی قاهره به زمین ریختند. آنها ابتدا به سمت ستاره های الاهلی هجوم برده و سپس با سنگ و بطری و اسلحه گرم هواداران تیم معروف الاهلی را به خاک و خون کشیدند.

گفته شد که پلیس کم تعداد حاضر در استادیوم، نقش خاصی را ایفا نکرد، گفته شد که پورت سعید به محل تسویه حساب احزاب مصری تبدیل شده بود.

وقتی جنازه ها را روی دست ها بلند کردند نه تنها بعضی از ستاره ها از فرط غمداری کفشهایشان را برای همیشه آویختند بلکه مدیران فوتبال این کشور نیز استعفا دادند.

 

نه کمک 250 هزار دلاری فیفا و نه پیغام تسلیت سازمان ملل و دیگران، سر سوزنی از اندوه خانواده های قربانیان کم نکرد .

آنها بچه هایشان را به یک "بازی هیجان انگیز فوتبال" فرستاده بودند نه "جنگ" .

چنین شد پورت سعید به عنوان سوگوارانه ترین و خونین ترین حادثه فوتبال امسال در تاریخ ماند.

 

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

برگرفته از : مجله تماشاگر

دوپینگ ...

ریشه ی کلمه ی دوپینگ از کشور هلند می آید و نام نوعی نوشیدنی به نام "دوپ" بوده که از پوست انگور تهیه میشد.

در تاریخ نوشته شده که "جنگجویان زولو" اولین نفراتی بودند که دوپینگ میکردند. در واقع از دوپ برای افزایش توان و قدرتشان در جنگها استفاده میکردند.

طبق تعریف، "دوپینگ" عبارت است از تجویز یا مصرف یک ماده ی خارجی یا ماده ی درون زای بدن با مقادیر غیرعادی و غیر طبیعی توسط شخص سالم با هدف افزایش کارآیی ورزشی.

یکی از عرصه های این سودجویی، کاربرد غیر از داروها در ورزش و ترویج آن است که اهداف اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی در ورای این موارد استفاده ی نابجا وجود دارد.

موارد فراوان خلع مدال، عوارض زیانبار گسترده ی جسمی و روحیِ گزارش شده از ورزشکاران و بالاخره موارد مرگ و میر قابل توجه ناشی از ارتکاب دوپینگ، حاکی از گسترش تکان دهنده ی این ضدارزش در صحنه ورزش دارد.

وقتی پای درد دل مدیران و مربیان ورزشی می نشینید و از آنها میخواهید درباره ی بزرگترین دغدغه ی خود بگویند قطعاً بعد از مسائل مادی به موضوع دوپینگ اشاره میکنند و میگویند اگر شر این بلای خانمان سوز از سر ورزش برداشته شود میتوان بدون دغدغه به فعالیت های ورزشی ادامه داد.

فرانسه اولین کشوری بود که در سال 1963 قانون مبارزه با دوپینگ را به تصویب رساند.

پس از آن سایر کشورها نیز از فرانسه پیروی کردند و سرانجام کمیته ی بین المللی المپیک در فوریه 1999 نخستین همایش جهانی دوپینگ ورزشی را در شهر لوزان برگزار کرد.

در 10 نوامبر 1999 نیز آژانس جهانی ضددوپینگ (وادا) بر اساس پیشنهادی که در این همایش مطرح شده بود تاسیس گردید و فعالیت خود را آغاز نمود.

در هر حال آنچه مسلم است داستان دوپینگ پایانی ندارد، چون نه طمع آدمی پایان پذیر است و نه علمش.

همان علمی که در خدمت دروغ و خطا و تقلب در می آید، همان علمی که قاعده ی رقابت سالم را بهم ریخته، اعتماد و صداقت را از میان برده و وقتی پرده ی رسوایی به زمین افتد، نه فقط خود که یک ورزش و کشور و ملت را دچار بحران اعتبار و آبرو میکند.

 

تهیه و تنظیم مطلب : عبدالله غربی

برگرفته از : مجله ی تماشاگر

نبرد چشم ها ...

قانون پنالتی برای اولین بار از راگبی وارد فوتبال شد.

ویلیام مک کروم تاجر و دروازه بان ایرلندی در سال 1890 پیشنهاد پنالتی را به فدراسیون کشورش داد و آنها نیز این پیشنهاد را با فیفا در میان گذاشتند.

پس از چند ماه بحث و بررسی این قانون پیشنهادی در فیفا، در فینال مسابقات آقای کاپ سال 1891، بازیکن نانس کانتی در دیدار مقابل استوک سیتی، توپ را با دست از روی خط دروازه بیرون کشید و این اتفاق جنجالی سبب شد تا خیلی زود پنالتی شکل رسمی و قانونی به خود بگیرد.

اولین پنالتی تاریخ فوتبال را بیلی هیت بازیکن تیم ولورهمپتون به تور دروازه آگرینگتون چسپاند.

پنالتی همانطور که از معنای لغویش پیداست به معنای تاوان است. گاه مدافع باید با خوردن گل از روی نقطه پنالتی، تاوان خطای داخل محوطه اش را بدهد و گاه بازیکن زننده ضربه با از دست دادن توپ، تاوان بی دقتی اش را.

باخت در ضربات پنالتی بعنوان باخت در پرونده تیمها ثبت نمیشود، به همین جهت بسیاری از مربیان، این نوع شکست را صرفاً به شانس و اقبال ربط میدهند.

ضربات بیرحم پنالتی اگرچه سرنوشت تلخی را برای یک طرف ماجرا رقم میزند اما یادمان نرود برای طرف دیگر همواره شادمانی را به همراه می آورد.

"پنالتی" جنگ میان چشم هاست. چشمها هیچوقت دروغ نمی گویند و چشمهای هر فردی به روشنی از درون او خبر میدهند. تنها آنهایی میتوانند از پس ضربات پنالتی برآیند که مطمئن باشند موفق خواهند شد. "روحیه" اصل اول ضربات پنالتی است.

 

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

برگرفته از: مجله تماشاگر

ورزش اول شهرهای ایران

اگر به یاد داشته باشید چندی قبل مطلبی با عنوان "ورزش اول کشورهای دنیا" در اختیار شما بازدیدکنندگان محترم قرار گرفت.

در این مطلب قصد داریم ورزش اول برخی از شهرها و استانهای مختلف ایران را در اختیار شما قرار دهیم.

تهران: فوتبال

ساری: شنا و شیرجه

گلستان: والیبال،بسکتبال

گنبد: والیبال،سوارکاری

مشهد: کشتی

یزد: شطرنج

اصفهان: تکواندو

زاهدان: دوومیدانی

رشت: قایقرانی

تبریز: فوتبال

ارومیه: والیبال

سنندج: کبدی

کرمانشاه: کشتی پهلوانی

همدان: رزمی

قزوین: ژیمناستیک

خوزستان: دوومیدانی،فوتبال

 

برای مطالعه مطلب "ورزش اول کشورهای دنیا" میتوانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

>> ورزش اول کشورهای دنیا <<

 

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

برگرفته از : مجله ی تماشاگر

ورزش اول کشورهای دنیا ...

تصور میکنید در ایران و دیگر کشورهای جهان، "ورزش اول" کدام رشته ها هستند؟

اگر فکر میکنید امروزه همه ی کشورهای دنیا بصورت متمرکز، فوتبال را بعنوان رشته ی مورد علاقه شان دنبال میکنند، شاید با خواندن این گزارش نظر شما کمی تغییر کند.

بر اساس آمارها، در هر کشور با توجه به شرایط اقلیمی و جسمانی، ورزشهای خاصی بعنوان ورزش اول و سنتی مطرح است.

شاید جالب ترین آنها مربوط به دو کشور افغانستان و آلمان باشد.

افغانستان: بزکشی

هندوستان: کریکت

پاکستان: کریکت

آمریکا: بسکتبال

ژاپن: سومو

استرالیا: فوتی (فوتبال استرالیایی مانند کریکت)

سریلانکا: کریکت

تایلند: سپک تاکرا (والیبال با پا)

ونزوئلا: بیسبال

برزیل: فوتبال

آلمان: تپه نوردی

اسکاتلند: گلف

نیجریه: فوتبال

کنیا: دوومیدانی

اتیوپی: دوومیدانی

اروگوئه: راگبی

اسپانیا: گاوبازی

اتریش: اسکی

جمهوری آذربایجان: کشتی

اوکراین: پاتیناژ (اسکیت روی یخ)

روسیه: ورزشهای زمستانی

سوئیس: تنیس

شیلی: فوتبال

فیلیپین: فوتسال

کره جنوبی: تیراندازی

کانادا: لوژ سواری

ایران: ؟؟؟

 

به نظر شما "ورزش اول ایران" کدام رشته است ؟؟؟

انشاالله در مطالب بعدی، ورزش اول شهرهای مختلف ایران را نیز در اختیار شما قرار خواهیم داد.

 

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

برگرفته از: مجله ی تماشاگر

آیا هواداران یک تیم را میتوان "یار دوازدهم" نامید؟

آنهایی که هواداران را یار دوازدهم یک تیم می خوانند راه را به اشتباه نرفته اند، اما باید اقرار کرد که در ایران، یار دوازدهم همیشه در آفساید است، همانند بازیکن کم خاصیتی که نقشی در موفقیت تیمش ندارد.

درواقع هواداران در استادیوم های ایران، تاثیر چندانی روی روند بازی نمی گذارند بلکه از روند بازی و اتفاقات درون میدان تاثیر می گیرند.

وقتی تیمشان به گل برسد تشویقش میکنند و وقتی تیمشان در گلزنی ناکام بماند ابراز نارضایتی میکنند. وقتی تیمشان پیش افتاده، با خوشحالی روی سکوها جست و خیز میکنند و هنگامی که از حریف عقب می افتند، بجای اینکه به تیمشان انرژی بدهند، روی سکوها یخ می زنند و ماتم میگیرند.

میتوان گفت اغلب تماشاگران ایرانی، بیشترین انرژی را دقیقاً در همان لحظاتی خرج میکنند که تیمشان نیاز چندانی به تشویق ندارد.

ضمن اینکه بخش زیادی از توان و انرژی آنها هم صرف این میشود که در لحظات پرتنش مسابقه، بازیکنان حریف را مورد عنایت خود قرار دهند.

گاه حتی برای این عنایات ویژه، منتظر لحظه ی خاصی نمی مانند و در حالیکه جریانات میدان، روند عادی خود را طی میکند، وارد عمل میشوند و کاری میکنند که توجیه گران، 90 درصد تماشاگران را "تماشاگرنما" بنامند.

شاید برای خیلی از آنهایی که در هنگام تماشای بازی فریاد می زنند، نه بازی مهم باشد، و نه تماشای آن. صرفاً فریادی است که میخواهند زده شود و برای تخلیه اش، کجا بهتر از اینجا؟ کوچه و خیابان که جای فریاد زدن نیست.

همین قدر در خاطر داشته باشیم که این روزها استادیوم های ایران مکان امنی است برای به زبان آوردن الفاظی که در جاهای دیگر، فرصت عرضه شدن را ندارند.

مهدی مهدوی کیا معتقد است استادیوم رفتن برای هواداران اروپایی مثل حضور در "مراسم عروسی" است و همان شور و نشاط را دارد. با این وصف بعید است حضور در ورزشگاههای ایران از حیث موانعی که تماشاگران با آن روبرو هستند، تفاوت چندانی با مجلس عزا برای آنها داشته باشد.

ژوزه مورینیو که زمانی سرمربی چلسی بود درباره ی هواداران این تیم چنین میگوید: "دلم میخواست چلسی تماشاگرانی داشت مثل آرسنال. هوادارانی پرجنب و جوش و پر از شور و حال که میتوانند به تیمشان انرژی ببخشند و روی روند بازی اثر بگذارند. اما هواداران چلسی مانند "تماشاگران تئاترند". می آیند خیلی مودب و متین روی سکوها می نشینند، فوتبالشان را تماشا میکنند و می روند..."

 

 

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

برگرفته از: مجله ی تماشاگر

"داوراني كه سوت خود را در خون مي زنند"

داوران را بايد مظلوم ترين قشر فعال در جامعه ناميد كه در فضاي پر از إبهام فوتبال ما، بيشترين اتهامها هميشه متوجه آنهاست.

براي بازنده هايي كه مي خواهند شكست خود را به نوعي توجيه كنند هميشه ديوار داوران، كوتاه ترين ديواري است كه به راحتي مي توان از آن بالا رفت.

بارها ديده شده است كه دوستان فوتبالي ما، داوران را به توطئه هاي پنهاني متهم مي كنند و آن را به مافيا ربط مي دهند.

خلاصه كلام اين كه داوران هميشه به عناوين مختلف از سوي مسئولان تيم ها و تماشاگران مورد اتهام قرار مي گيرند و اين كه آنها در آمد كمي از راه فوتبال دارند اين اتهام ها را پر رنگ تر و به واقعيت نزديك تر نشان مي دهد، اما لازم است توجه داشته باشيم كه اتفاقا اقشار كم در آمد هميشه نشان داده اند سالم تر از ديگران زندگي مي كنند.

بسياري از جرم و جنايت و اختلاسها و سوء استفاده هاي مالي در جاهايي اتفاق مي افتد كه رد پاي پول و ثروت در آنجا پر رنگ تر است و آدم ها قاعدتا بايد بي نياز تر باشند و اين نكته إيست كه ما بايد به آن توجه داشته باشيم و داوران فوتبال را صرفا به خاطر كم در آمد بودنشان مورد اتهام قرار ندهيم.

 "عدالت براي همه ، همه براي عدالت"

فعالیتهای ورزشی بانوان در روستاهای کهنه و شهرک

کمیته ورزشی خواهران، زیر نظر انجمن فرهنگی،تربیتی خواهران روستاهای کهنه وشهرک، فعالیت خود را از تاریخ 1/10/88  آغاز نموده که فعالیتهای این کمیته طی این مدت به شرح زیر خدمت شما ذکر میگردد:

1- برنامه پیاده روی بانوان روستا با مدیریت و برنامه ریزی این کمیته.

2- برگزاری مسابقه طناب کشی در مورخه 1/4/89 برای عموم خواهران که شش تیم در آن شرکت نموده و در پایان به تیم برنده جوایزی اهدا گردید.

3- راه اندازی کلاس بدمینتون برای گروههای زیر:

دانش آموزان، دانشجویان، حفاظ وطلاب که در مورخه 13/4/89 تشکیل و سه روز در هفته با مربیگری خانم هاجر سلامی برگزار شد (از ورزشکاران مبلغی به عنوان حق الزحمه مربی دریافت گردید).

4- برگزاری مسابقه بدمینتون:

بعد از اینکه خواهران شرکت کننده در کلاس آموزش بدمینتون با اصول و قواعد بازی آشنا شدند و سطح بازی آنها به حد قابل قبولی رسید، کمیته ورزشی در مورخه 22/10/89 مسابقه ای را در دو رده سنی بزرگسال و نوجوان برگزارنمود.

5- همایش پیاده روی دانشجویان و حفاظ قرآن روستا در مورخه 9/1/90 .

6- برگزاری مسابقه ورزشی بین حلقات قرآنی خواهران روستا طی 3روز متوالی در خرداد ماه 90 که در 6گروه 3نفری برگزار گردید.

7- اجرای مسابقات ورزشی برای دانش آموزان کلاس قرآن مکتبخانه در مردادماه 90 .

8- برگزاری مسابقات ورزشی مختص دانشجویان با همکاری کمیته دانشجویی.