پاسخ به سوالات شرعی شما ...

سوال بازدیدکننده گرامی با نام "همشاگردی" :

نمازهایی را که به جماعت می باشد و دو یا سه رکعت دیر می رسی چگونه باید آن رکعات خوانده شود؟

پاسخ: در نمازهاي جماعت هر مقداري كه به نماز امام مي رسيم كاملاً به او اقتدا مي كنيم، زيرا رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در حديثي مي فرمايند:

" إِنَّمَا جُعِلَ الإِمَامُ لِيُؤْتَمَّ بِهِ " : امام قرار داده شده كه به او اقتدا شود.

بعد از اينكه امام سلام داد و نماز خود را به پايان رساند شخص مسبوق نماز خود را ادامه مي دهد و براي ادامه نماز به شكلي ادامه مي دهد كه اگر به تنهايي نماز مي خواند رفتار مي كرد؛

مثلاً اگر يك ركعت را با امام خوانده، بعد از اينكه امام سلام داد حساب مي كند كه يك ركعت خوانده و أولين ركعتي كه خودش خوانده را ركعت دوم به حساب مي آورد، پس بعد از سجده ی دومِ همين ركعت، می نشیند و تحيات مي خواند؛

سپس دومين ركعتي را كه به تنهايي خوانده را ركعت سوم به حساب می آورد (چون ركعت اول را با امام خوانده) و به همین ترتیب سومين ركعتي را كه به تنهايي خوانده را ركعت چهارم به حساب آورده و تحيات مي خواند و سلام مي دهد.

ضمناً دوستان مي توانند جهت إصلاح هر چه بيشتر نمازهايشان، فيلم آموزش نماز را كه توسط مجتمع ديني،فرهنگي امام شافعي اوز تهيه شده را تماشا نمايند.

 

(شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ رباط میتوانید سوالات شرعی خود را از طریق بخش نظرات یا ایمیل وبلاگ برای ما ارسال و پاسخ آنها را دریافت نمایید.

در ضمن برای مشاهده سوالات شرعی که تاکنون پاسخ داده شده، میتوانید در قسمت موضوعات وبلاگ بر روی گزینه "پاسخ به سوالات شرعی" کلیک نمایید).

فوتبال؛ عصای دست یک ملت ...

با پايان يافتن جنگ جهاني دوم، از آلمان جز تلي از خاك چیزی باقي نمانده بود. بسياري از شهرها يا به كلي نابود شده و يا به شدت آسيب ديده بودند.

 

به عنوان مثال در روزهاي پاياني جنگ و براي آنكه ارتش سرخ به تأسيسات صنعتي شهر درسدن در شرق آلمان دست پيدا نكند، نيروهاي متفقين با يك بمب وحشتناك كل شهر را به معني واقعي كلمه با خاك يكسان كردند.

برلين بر اثر حملات ارتش سرخ به ويرانه اي بدل شده بود و مردمِ بسياري يا جان خود را از دست داده بودند و يا مجروح و ناتوان بودند.

با اين حال، فوتبال آلمان تنها ۹ سال پس از پايان جنگ توانست در سوئيس به عنوان قهرماني جام جهاني دست پيدا كند؛ چيزي شبيه به يك معجزه.

 

آن ها فوتبال را وسيله اي براي رهايي از آسيب هاي جنگ دانستند و بچه ها بر روي خرابه هاي باقيمانده از جنگ، زمين فوتبال درست كردند؛

... و اينـگونه "فوتبـال، عصـاي دست يك ملت خستـه و رنجـور از جنگ شد".

 

تهیـه و تنظیـم مطلب : عبـدالله غـربی

شخص موفق چه شخصي است؟

خوشبخترين و بهترين مردم به كاميابي، كسي است كه خدا را در همه حالات یاد می کند، او بنده ای است که یک لحظه سستی و ضعف به او دست نمی دهد، قلبش دائما یاد خدا می کند؛

شخصی فلج و زمین گیر را در رختخواب می بینی؛ در حالی که سپاسگزار و شکرگزار است و به قضای خداوند راضی است، بردبار و محتسب است، برای عافیت خویش خداوند را حمد کرده، و میگوید: "تا زمانی که دینم سالم باقی مانده هیچ بیمی ندارم".

الها من به قضاء و قدر تو راضی هستم، امیدوار رحمتت هستم، و با این سخنانش که پروردگارش را راضی کرده، پیوسته در این آزمایش موفق است، خدا را تمجید می کند، و او را خشنود می گرداند، درحالیکه حالش در بدترین حالات است؛

 

بر اثر بلا و سختی او را بیمار و ناتوان می بینی، ولی همچنان ثنای خداوند را می گوید، یک لحظه از خداوند غافل نمی شود، او را نمی بینی که فریاد بزند، و جزع و فزع کند؛

سخن رسول الله(صلی الله علیه وسلم) را یاد آور می شود: "از حال مسلمان تعجب ميکنم که همه ي کارهايش براي وی خير است". پس وی را بلند مرتبه می بینی، این توفیق و کامیابی است.

بدون شک اقوامی از دنیا رفتند با کلماتی که خدا را با آن خشنود ساختند، خشنودی ای که هرگز خشمی بعد از آن نیست.

پزشک به مریض می گوید بینایی ات از دست رفت، وی می گوید: "ما از آنِ خدائيم و به سوي او بازمي‌گرديم". و میگوید: خداوند به من بینایی داده، و با گرفتنش مرا آزمایش کرده، خدایا به قضاء و قدر تو راضی شدم؛

به او گفته می شود: ای فلانی! پسرت فوت کرد، می گوید: "ما از آن خدائيم و به سوي او بازمي‌گرديم"؛ خدایا در این مصیبت به من صبر بده، و  بعد از آن، خیر و خوبی جایگزین فرما؛

 

برای مطالعـه بقیـه ی این متن زیبـا میتوانید به "ادامه مطلب" بروید.

با تشکر از بازدیدکننده گرامی با نام "Sokoot" جهت ارسال این مطلب

ادامه نوشته

حدیث هفتـه ...

توجه اسلام به مقوله ی "شادی" و رواج آن در جامعه

در اواخر قرن بیستم موضوع شادمانی و نشاط بشر به عنوان یکی از موضاعات مورد مهم مورد بررسی قرار گرفت.

یکی از مشکلات هر جامعه، غفلت از شادی و نشاط و در نتیجه افزایش بیماری های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است.

شادماني هدف مشترک افراد است و همه برای رسیدن به آن تلاش می کنند. شادي زيرساخت بسياري از مسائل و نيروي محركه ی جامعه است.

 

به همين دليل همه ی كشورها كوشش مي كنند كه اگر نمي توانند تمام عناصر لازم را براي بروز شادي فراهم كنند لااقل ابتكارهايي براي سوق دادن جامعه به سمت شادزيستن انجام دهند.

رواج و نهادينه سازي شادي در جامعه نيازمند مديريت نهادهاي اجتماعي است؛ شادي و نشاط ماده ی اصلي تغيير، تحول و تکامل انسان است.

در جامعه اي خوشحال با روحيه ی شاد و باطراوت، زمينه ی توليد بهتر، اشتغال بيشتر و اقتصاد پويا و سالمتر فراهم مي شود، چراکه در چنين محيطي ذهن پويا، زبان گويا و استعدادها شکوفا مي گردد.

حديثي كه این بار در پُست "حديث هفته" انتخاب شده نيز نشان دهنده توجه اسلام به مقوله ي شادي و رواج آن در جامعه است تا علاوه بر توجه بيش از پيش به رواج هر چه بيشتر شادي در جامعه، به پيشرو بودن اسلام در توجه به همه مسائل  مورد نياز بشر پي ببريم.

 

عَنِ ابْنِ عُمَرَ عن رَسُول الله(صلی الله علیه و سلم) قال: أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ، وَأَحَبُّ الأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ: سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَى مُسْلِمٍ، أَوْ تَكْشِفُ عَنْهُ كُرْبَةً، أَوُ تَقْضِي عَنْهُ دَيْنًا، أَوْ تَطْرُدُ عَنْهُ جُوعًا؛

ترجمه: از ابن عمر روايت است كه رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) فرمود:

محبوب ترين شما نزد خدا كسي است كه براي خلق خدا مفيدتر باشد. و پسنديده ترين عمل نزد خدا اين است كه قلب مسلماني را شاد كني، يا پريشاني اش را برطرف سازي، يا قرضش را ادا كني و يا گرسنگي اش را دور نمايي.

 

تهیه و تنظیم مطلب: شیخ عبدالرحیم اکبری

فوتبالیست نوجوان کـَهنه ای در تست نهایی تیم ملی

سیاوش حاتمی بازیکن ۱۶ ساله و چپ پای کـَهنه ای در تیم منتخب استان فارس جهت حضور در تست نهایی تیم ملی نوجوانان قرار گرفت.

 

چندی قبل و در راستای شناسایی استعدادهای برتر فوتبال کشور جهت حضور در تیم های ملی پایه، فراخوانی صادر شد که بر مبنای آن بازیکنان نوجوان می بایست در تست های فوتبال شهرستان محل زندگی خود شرکت میکردند.

این طرح همانند سایر نقاط کشور در شهرستانهای مختلف استان فارس نیز اجرا شد. در همین راستا چند بازیکن نوجوان کهنه ای در این تست که در لار برگزار شد شرکت نمودند.

در نهایت از بین دهها بازیکنی که در این تست حضور داشتند حدود سی نفر از شهرستان لار جهت حضور در مرحله ی بعدی(استانی) انتخاب شدند که نام سیاوش حاتمی، فریبرز محمودی و محمد خادمی از روستای کهنه نیز در این بین دیده میشد.

 

در مرحله ی بعدی نفرات برتر هر استان معرفی شدند که در این لیست در کنار بازیکنانی از تیم های پایه فجر شهید سپاسی و برق شیراز، نام سیاوش حاتمی از منطقه ی اوز نیز به چشم میخورد.

این بازیکنان باید مدارک خود را جهت صدور کارت شرکت در تست نهایی اردوی تیم ملی تا تاریخ ۲۷دی ماه به مرکز استعدادیابی و جوانان ویژن فارس ارائه دهند.

 

وبلاگ رباط ضمن عرض تبریک خدمت این بازیکن ارزشمند کهنه ای، برای ایشان در مراحل بعدی جهت حضور در تیم ملی، و نیز سایر مراحل زندگی آرزوی موفقیت و کامیابی می نماید.

چرا شهر خود را خانه ی خود نمی دانیم؟!

"شهر ما، خانه ی ما"... این عبارت را شاید تا به حال چندین بار و هربار در جا و مکان خاصی مشاهده کرده باشید و بیشتر این مواقع هم بر روی سطل زباله؛

قطعاً همه معنی این جمله را میدانند، زیرا که در دوران ابتداییمان همیشه درسی را با این عنوان داشته ایم.

معلمان همیشه معنی و مفهوم این جمله را هرچند به زور در مخیله ی ما میگنجاندند ولی غافل از اینکه هیچوقت و هیچوقت این جمله برای ما به عقیده و فرهنگ تبدیل نشد!

مسلماً ازهر که سوال کنیم همگی به جد از این جمله حمایت میکنند ولی تعداد انگشت شماری هستند که به آن پایبندند. واقعا کدام یک از ما شهر و جامعه مان را مانند خانه ی خود می دانیم؟

 

شاید هم نیازی نمی بینیم که جامعه مان را مانند خانه خودمان ببینیم! ولی با اندکی تامل میتوان به عمق این قضیه پی برد...

در اینکه همگی خواستار منزلی تمیز و زیبا هستند شکی نیست؛ هرچه باشد منزل، محل زندگی ما و برای کسانی که کمی بیشتر مهم است نگهدارنده ی آبروی افراد است.

همگی دوست داریم هنگامیکه مهمانی برایمان آمد، او منزل ما را زیباتر از آنچه که هست مشاهده کند. ولی آیا این عقیده را برای شهرمان نداریم؟ آیا دوست نداریم هنگامیکه فردی غریبه وارد شهر یا روستایمان شد او هم شهرمان را از آنچه که هست زیباتر ببیند؟

 

در این میان از موضوع نظافت هم نباید غافل شد که امری ضروری است. مگر چه می شود هنگامیکه تکه ای کاغذ یا پوست در دستمان است آنرا به جای آنکه در کمترین زمان فقط از خودمان دور کنیم سعی کنیم با اندک زمانی بیشتر از جامعه و شهرمان دور کنیم؟!

مگر فاصله هر شخص در هر مکانی که باشد با اولین سطل زباله چقدر است؟ از ما چه کم میشود برای انداختن پوست یا زباله ای درون سطل زباله اندکی از مسیر خود منحرف شویم؟

یا نکند برایمان عار میباشد که مسیرمان را به سمت سطل زباله منحرف کنیم؟!!! نمی دانم شاید ...

 

برای مطالعه بقیه این متن میتوانید به "ادامه مطلب" بروید.

نویسنده : یونس رحیمی

ادامه نوشته

پاسخ به سوالات شرعی شما ...

سوال: این مسئله که میگن جسد پیامبران خدا درون قبر از بین نمیره حقیقت داره؟

پاسخ: از اوس بن اوس(رضي الله عنه) روايت شده است که رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

از برترين و بزرگترين روزهاي شما، روز جمعه است؛ پس در آن روز بر من زياد درود بفرستيد، زيرا صلوات و درودهاي شما بر من عرضه ميشود؛

گفتند: اي رسول خدا، چگونه درود ما بر تو عرضه ميشود در حالي که بدن تو فرسوده شده است؟ فرمودند: خداوند عزوجل، اجساد پيامبران را بر زمين حرام کرده است (اجساد پيامبران سالم ميماند).

پس بر طبق این حدیث به اذن الهی اجساد پیامبران هیچ صدمه ای بعد از مرگ نمی بینند.

 

سوال: صحبت تلفنی با جنس مخالف اگر برای ازدواج باشد و قصد لذت باشد چه حکمی دارد؟

پاسخ: صحبت کردن بصورت تلفنی با جنس مخالف و به قصد ازدواج، برای چیست؟ مگر برای شناخت بهتر و بیشتر نیست؟

برای کسب شناخت از فرد مورد نظر راههای دیگری وجود دارد که باید از آنها بهره جست، روشهایی از قبیل:

تحقیق در مورد شخص مورد نظر، وساطت بزرگترها و نهایتاً صحبت کردن با وی بصورت حضوری(البته با رعایت شرایط اسلامی).

اما اگر این ارتباط تلفنی به قصد لذت باشد قطعاً حرام است.

نکتـه ها و پنـدها ...

مردی ثروتمند در دهکده‌ای دور زمین‌های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده‌شان روی این زمین‌ها به کار گرفته بود.

او برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار کند یک سرکارگر خشن و بی‌رحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود و سرکارگر با خشونت و بی‌رحمی، کارگران و خانواده‌های آنها را وادار می‌کرد روی زمین‌های مرد ثروتمند به سختی و تمام وقت کار کنند تا محصول بیشتری حاصل شود.

روزی یکی از بزرگان آن دیار از کنار این دهکده عبور می‌کرد. کارگران وقتی او را دیدند شکایت سرکارگر را نزد وی بردند و گفتند:

"صاحب مزرعه، این فرد بی‌رحم را بالای سر ما گذاشته و ما به خاطر نان و غذای خود مجبوریم حرف او را گوش کنیم. چیزی به او بگویید تا با ما ملایم‌تر رفتار کند".

 

آن شخص به سراغ سرکارگر رفت. او را دید که افسار اسب پیری را در دست گرفته و به سمتی می‌رود. کنار سرکارگر شروع به راه رفتن کرد و از او پرسید: این اسب پیر را کجا می‌بری؟

سرکارگر با بدخلقی جواب داد: "این اسب همیشه پیر نبوده است. مرد ثروتمندی که مالک همه این زمین‌هاست سال‌ها از این اسب سواری کشیده و استفاده‌های زیادی از او برده است. اکنون چون پیر و از کار افتاده شده دیگر به دردش نمی‌خورد.

چون صاحب زمین‌ها به هر چیزی از دید سوددهی و منفعت نگاه می‌کند بنابراین از این پس، اسب پیر چیزی جز ضرر نخواهد داشت. به همین خاطر او از من خواسته تا اسب را به سلاخی ببرم و گوشت او را بین سگ‌های مزرعه تقسیم کنم تا لااقل به دردی بخورد".

آن شخص لبخندی زد و خطاب به سرکارگر گفت: اگر صاحب این مزرعه آدم‌های اطراف خود را فقط از پنجره سوددهی و منفعت نگاه می‌کند، پس حتما روزی فرامی‌رسد که به شخصی چون تو دیگر نیازی نخواهد داشت.

آن روز شاید کارگران مزرعه بیشتر از اربابت به داد تو برسند. اگر کمی با آنها نرمی و ملاطفت به خرج دهی وقتی به روزگار این اسب بیفتی می‌توانی به لطف و کمک آنها امیدوار باشی.

همیشه از خود بپرس که از کجا معلوم اسب بعدی من نباشم! در این صورت حتماً اخلاقت لطیف‌تر و جوانمردانه‌تر خواهد شد ...

چرا نباید با فرزندانمان فارسی صحبت کنیم؟

این مطلب به کرات مورد اشاره قرار گرفته و حتی به صورت مکتوب مورد نقد قرار گرفته؛ این که گویشوران به لهجه های محلی نباید با فرزندان خود فارسی صحبت کنند.

اما از آنجایی که ممکن است هنوز کسانی این رویه را نوعی تشخص به حساب آورند از باب یادآوری دلایلی خدمت عزیزان ارائه می شود:

اولاً؛ این کار نوعی حرج و سختی است و انسان مسلمان نباید بدون دلیل خود را در مشقت و رنج قرار دهد.

ثانیـاً؛ تعامل فرد با جامعه و جامعه با فرد( مخصوصا اطرافیان) را با نوعی اختلال همراه کرده و زبان را از اصلی ترین کارکرد آن که تفهیم و تفاهم است دور می کند.

 

ثالثـاً؛ باید توجه داشت هر کدام از گویش های محلی، گنجینه ای غنی از لغات و اصطلاحات و مَثـَل ها و قصه هایی است که حتی در گشودن بعضی گره ها در زبان فارسی رسمی مورد استفاده ی محققان قرار خواهد گرفت.

علاوه بر آن، ترک چنین پیشینه ی فرهنگی به خودی خود خسارتی بزرگ به شمار می رود.

رابعـاً؛ زبان هر فرد، سند هویت و گواه تعلق و وابستگی شخص به شهر و دیاری آشنا است، بنابراین رها کردن آن در واقع بریدن ریشه های همبستگی و به تبع احساس بی هویتی است.

البته ممکن است دلایل دیگری نیز برشمرده شود اما امیدوارم همین اندازه کافی باشد تا بزرگوارانی که نظری مخالف این دارند را قانع نماید.

 

نویسنـده : محمّـدشریـف اکبـری

ستـارگان آسمـان هدایـت (قسمت شانـزدهم)

در شماره های پیشین نوشتیم که ابوبکر صدیق(رضی الله عنه)، لشکر رهایی بخش اسلام را به سوی ایران روانه نمود که با فرماندهی خالد بن ولید توانست شکستهای سنگینی را بر لشکر ایران تحمیل نماید.

در این شماره قصد داریم مطالبی در مورد شروع لشکرکشی به شامات را برای شما خوانندگان گرانقدر بیان نماییم:

 

نظرخواهي ابوبكر صديق از صحابه در مورد جهاد با روم

هنگامي كه ابوبكر صديق تصميم گرفت با روميان جهاد كند، بزرگان مهاجرين و انصار و اهل بدر و ديگر ياران پيامبر اكرم(صلی الله علیه و سلم) از جمله عمر، عثمان، علي، طلحه، زبير، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي‌وقاص و ابوعبيده‌ بن جراح را به حضور خواست.

ابوبكر صديق(رضی الله عنه) پس از گردهمايي اين بزرگواران، خطاب به آنان فرمود:

«نعمت‌هاي خداي متعال بي‌شمار است و اعمال ما در برابر آن ناچيز مي‌‌باشد و با آن همه نعمت برابري نمي‌كند.

بنابراين سپاس و ستايش تنها مخصوص خدا است كه شما را به اسلام هدايت فرمود و روابط ميان شما را بهبود بخشيد و شيطان را از شما دور كرد و به همين خاطر نيز شيطان از شما نااميد شده كه دوباره و بعد از اين، به خدا شرك بورزيد و كسي غير از خداي يگانه را بپرستيد.

عرب‌ها، اينك طوري يك‌دست شده‌اند كه گويا فرزندان يك پدر و مادر هستند و من تصميم گرفته‌ام شما را به جهاد با روميان بفرستم.

هر كس كشته شود، شهيد است و هر آن كس كه زنده بماند، مدافع و پشتيبان دين خدا محسوب مي‌گردد و از سوي خداي متعال سزاوار اجر و پاداش مجاهدان مي‌باشد. اين نظر من است؛ اينك هر يك از شما نظرش را بگويد.»

عمر فاروق(رضی الله عنه) برخاست و پس از حمد و ثناي الهي و درود و سلام بر رسول ‌خدا چنين فرمود:

 

سخنان و نظرات عمر فاروق و دیگر اصحاب را میتوانید در "ادامه مطلب" مطالعه نمایید.

ادامه نوشته

اذکـار قبـل خـواب ...

در دین مبین اسلام برای تمامی فعالیتهای روزمره، آداب و اذکاری مشخص شده که اگر آنها را رعایت نماییم تمامی اعمال ما نوعی عبادت محسوب میشوند، اعمالی همانند خوردن و آشامیدن، پوشیدن لباس، خروج از منزل، و حتی خواب.

اگر هر انسان بطور متوسط در شبانه روز ۸ ساعت را به خواب اختصاص دهد یعنی یک سوم زندگی اش را در خواب سپری کرده است.

پس چه نیکوست اگر دقایقی قبل از خوابمان را به این اذکار اختصاص دهیم تا حتی در خواب نیز به عبادت مشغول باشیم.

 

به همین دلیل در این بخش قصد داریم لینکی را معرفی نماییم که این اذکار را در اختیار شما قرار میدهد:

http://akuwait.net/sleep.htm

پس از وارد شدن به این لینک، اذکار قبل خواب به ترتیب و در قالب کادری در وسط صفحه نمایان میشود که با هر بار کلیک بر روی گزینه OK، ذکر بعدی نمایش داده میشود.

 

برای دانلود این اذکار در قالب فایل word میتوانید به "ادامه مطلب" بروید.

ادامه نوشته

استغفـار و آثـار آن ...

در هنگام قرائت قرآن با الفاظ "استغفـار" و "تـوبـه" و مشتقات آنها زیاد روبرو می شویم. این دو لفظ گاهاً جدا از هم و گاهاً در کنار هم آمده اند.

گفته شده که استغفار مفرد در قرآن همان توبه است به معنای پشيمانى و تصميم بر ترك گناه و برگشت نكردن به آن . لکن استعمال این دو لفظ در کنار هم در جایی مانند "وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ"، بیان کننده ی معنایی سوای تاکید است؛

لذا گفته شده استغفار، یعنی طلب مغفرت و رحمت، هدف است و توبه با معنای بیان شده سبب و راه رسیدن به آن، یا برعکس؛ استغفار ورود و مقدمه ای بر توبه است بدین معنا که انسان بايد خود را از گناهان پاك سازد و سپس خود را به اوصاف الهى بيارايد.

 

در واقع "استغفارتوقف در مسير گناه و شستشوى خويشتن است و "توبهبازگشت به سوى خداوند.

استغفار به معناى شستشو است و توبه به معناى كسب كمالات است، مانند شخص آلوده كه بايد اول لباس چركين را از تن بيرون بياورد و خود را شستشو بدهد و بعد لباس پاكيزه به تن كند.

بـرخی از آثـار استغفـار:

۱- کسب مغفرت و رحمت: "وَمَن يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِيماً"

ترجمه: هركس كار بدي بكند يا (با ارتكاب معاصي) بر خود ستم كند، سپس از خدا آمرزش بطلبد، خدا را آمرزنده (گناهان خويش و) مهربان (در حق خود) خواهد يافت.

 

۲- معارضه با شیطان: در روایت آمده که شیطان قسم خورد بندگان را تا زمانیکه جان دارند بفریبد و خداوند در جوابش فرمود:

"فَبِعِزَّتِي وَجَلَالِي لَا أَبْرَحُ أَغْفِرُ لَهُمْ مَا اسْتَغْفَرُونِي" یعنی به عزت و جلالم سوگند تا زمانیکه از من طلب آمرزش نمایند آنان را می آمرزم.

۳- نعمت باران و اموال و اولاد: در سوره ی نوح می خوانیم:

"و بديشان گفته ام از پروردگار خويش طلب آمرزش كنيد كه او بسيار آمرزنده است. (اگر چنين كنيد) خدا از آسمان بارانهاي پر خير و بركت را پياپي مي باراند و با اعطای دارائي و فرزندان، شما را ياري مي دهد".

 

پيامبر (علیه الصلاة والسلام) هنگامي که به نماز برميخاست، از آخرين دعاهايي که بين تحيات و سلام ميخواند، اين بود:

"اللَّهمَّ اغفِرْ لي ما قَدَّمتُ وما أَخَّرْتُ، وما أَسْرَرْتُ ومَا أعْلَنْتُ، وما أَسْرفْتُ، وما أَنتَ أَعْلمُ بِهِ مِنِّي، أنْتَ المُقَدِّمُ، وَأنْتَ المُؤَخِّرُ، لا إله إلاَّ أنْتَ".

ترجمه: بار خدايا! گناهان گذشته و آينده ي من و گناهاني که پنهان و آشکارا انجام داده ام و زياده روي هاي من و هر آنچه را که تو از من بهتر ميداني و از من سر زده است بيامرز که پيش برنده و پس برنده تو هستي و خدايي جز تو نيست.

 

نویسنده : سیدمرتضی حسینی (سیدابراهیم)

معـرفی سایتـهای مفیـد ...

سایت تنـزیل           www.tanzil.net

 

سایت قرآنی "تنـزیل" به شما این امکان را میدهد تا علاوه بر انتخاب سوره ها و آیات قرآن کریم، ترجمه ی آنها را نیز به زبانهای مختلف دنیا مشاهده و مطالعه نمایید.

ضمن اینکه شما میتوانید از حدود سی قاری برتر موجود در این سایت، قاری مورد نظر خود را انتخاب نمایید و به تلاوت آنها گوش فرا دهید.

با تشکر از "سایت تابش" جهت معرفی این سایت

 

***************************************************

 

اعجاز علمي در قرآن و حدیث    www.kaheel7.com

 

در این سایت حدود ۱۵۰۰ مقاله و تحقيق در زمینه اعجاز علمی قرآن و سنت به نُه زبان زنده دنيا وجود دارد که توسط آقای عبدالدائم الكحيل گردآوری شده است.

آقاي مهندس عبدالدائم الكحيل که در سال ۱۹۶۶ در شهر حمص به دنيا آمده، در زمينه اعجاز علمي قرآن و سنت مقالات و پژوهشهاي زيادی انجام داده است.

با تشکر از آقای "سیدمحمدشریف حسینی" جهت معرفی این سایت

هوشمندسازی مدارس کـَهنه؛ جوابیـه "2"

۳۰ آبان ماه امسال، جلسه ای در روستای کهنه در راستای هوشمندسازی مدارس بخصوص دبستان شهیدجعفریان برگزار گردید که نظرات مختلفی را از سوی بازدیدکنندگان وبلاگهای مربوطی و رباط به همراه داشت.

چندی پیش جناب آقای مرتضی اکبری بعنوان مدیر مجتمع معارف(مدارس پسرانه کهنه و شهرک)، در پاسخ به برخی نظرات در این زمینه، نکاتی را بیان نمودند که در قالب "جوابیـه شماره ۱" به اطلاع شما رسید.

چند روز قبل، جناب آقای مرتضی جمشیدی(مدیر دبستان شهیدجعفریان روستای کهنه) نیز در پاسخ به این نظرات در مورد هوشمندسازی و همچنین سایر موارد مربوط به این مدرسه از جمله بازسازی آن، مواردی را مطرح نمودند که در این مطلب در اختیار شما قرار میگیرد:

 

با سلام و خسته نباشید خدمت مدیران زحمتکش وبلاگهای مربوطی و رباط، و سلام به تمامی بازدیدکنندگان این دو وبلاگ.

در میان نظرات ارائه شده درمورد هوشمندسازی مدارس، انتقادات و سؤالاتی مطرح شده بود که لازم دانستم به اطلاع بازدیدکنندگان عزیز برسانم:

۱- باید به اطلاع شما برسانم که تا سال تحصیلی قبل، کودکستان ضمیمه ی مدرسه شهید جعفریان کهنه بود و وجوه گرفته شده از هر دانش آموز از ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تومان بوده است؛

از سال تحصیلی ۹۲-۹۱، کودکستان خصوصی شده و محل آن هم دبستان دخترانه کوثر می باشد و مربی و مدیر آن هم غیربومی هستند، لذا ما هیچ مسئولیتی در کودکستان نداریم.

 

۲- برای بازسازی مدرسه تاکنون پیگیری های زیادی از طرف مدیر مدرسه، اولیاء، شورای اسلامی روستای کهنه، دهیار روستا، اداره آموزش و پرورش اوز، بخشداری، فرمانداری لارستان و همچنین اداره کل آموزش و پرورش استان فارس صورت گرفته است؛

طبق آخرین گزارشات تمام کارهای اداری جهت نوسازی این آموزشگاه به پایان رسیده است و این آموزشگاه در اولویت اول نوسازی مدارس در استان فارس قرار گرفته است و منتظر تأمین بودجه هستند و با توجه به وضع اقتصادی موجود کشور(اقتصاد مقاومتی) این شکل باقی مانده است. انشاءالله سال آینده این مشکل حل خواهد شد.

۳- محض اطلاع باید عرض کنم که از بین کارکنان دبستان، ۷ نفر بومی هستند که ۴ نفر از آنها فرزندانشان در همین آموزشگاه تحصیل می کنند. چطور می شود نسبت به امنیت جان بچه ها اهمیت ندهند؟!

 

۴- به این نکته اشاره کنم که مطمئناً همه کسانی که انتقاد کرده اند از روی دلسوزی و خیرخواهی بوده است ولی باید یکی از شروط انتقاد کردن که همان آگاهی کامل از موضوع است را رعایت کرد و بعد انتقاد نمود.

۵- در پایان باید عرض کنم که دربِ مدرسه شهیدجعفریان کهنه بر روی همه اهالی برای دریافت پیشنهادات، انتقادات و ارائه ی مدارک باز می باشد.

موفق باشید.

فوتبال جوانان بخش اوز؛ قهرمانی کـَهنه ...

افتخارات چند وقت اخیر فوتبال روستای کهنه در رده های سنی پایه با قهرمانی تیم جوانان تکمیل شد.

پس از قهرمانی های پیاپی نونهالان و نوجوانان روستای کهنه در مسابقات بخش اوز، این بار نوبت به جوانان رسید تا با کسب عنوان قهرمانی، این موفقیت ها را تداوم بخشند.

 

مسابقات فوتبال بخش اوز در رده سنی جوانان(متولدین ۱۳۷۲ به بعد) از روز یکشنبه ۲۶ آذرماه ۱۳۹۱ با حضور چهار تیم شاهین اوز، نفت اوز، فیشور و شهیدجعفریان کهنه آغاز گردید.

نتایج تیم جوانان کهنه در این رقابتها بدین صورت بود:

یکشنبه ۲۶ آذر :   شهیدجعفریان کهنه ۲   -   ۱ فیشور

چهارشنبه ۲۹ آذر : شهیدجعفریان کهنه ۳   -   ۰ شاهین اوز (بعلت عدم حضور تیم شاهین)

یکشنبه ۳ دی : شهیدجعفریان کهنه ۳   -   ۲ نفت اوز

 

بنابراین تیم کهنه با کسب ۹ امتیاز از سه دیدار خود در رده اول این مسابقات قرار گرفت.

ضمن عرض تبریک خدمت این عزیزان، امیدواریم با برنامه ریزی دقیق و صحیح، این روند رو به رشد کماکان ادامه داشته باشد تا باز هم شاهد این افتخارآفرینی ها باشیم.

چه کنیم تا روحیه فرزندانمان خدشه دار نشود؟

گاهی فکر می کنیم با رفتار و کلام غیرمحبت آمیز بهترین کار را در قبال فرزندان انجام می دهیم؛

اما نه تنها آنها را می رنجانیم، بلکه به نوعی اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را نیز درهم میشکنیم. در این میان کلام و گفتار به مراتب بیش از عملکرد ما تاثیرگذار است.

والدین همواره حامی و پشتیبان فرزندان هستند و در بسیاری از موارد خود را سپر بلای فرزندانشان می کنند؛ اما همه ی ما می دانیم گاهی زخم هایی که به دل می نشیند از زخم خنجر نیز کاری تر است و برای یک عمر بر دل و جان باقی می ماند.

 

در این نوشتار تصمیم داریم شما والدین عزیز را از رفتارها و گفتارهایی که در بیشتر موارد بدون آگاهی کافی مورد استفاده قرار می گیرند، اما تاثیرات منفی بر روح و قلب فرزندان می گذارد، آگاه کنیم. 

پنج رفتاری که روحیه ی فرزندتان را خدشه دار میکند:

۱- شیوه ی صدا زدن: "پسر بد، احمق، دیوانه".

باید بدانید والدین برای فرزندان بویژه در دوران کودکیشان مانند الگوهای مقدس هستند. پس اگر با اسامی نامناسب فرزندان را مورد خطاب قرار دهید آنها باور می کنند که به نوعی همان هستند که شما می گویید.

 

۲- منفی بافی: "تو هیچ چیز نمی شوی، تو بالاخره ما را بدبخت میکنی، و ...".

شاید برایتان عجیب باشد، اما در یک تحقیق مشخص شد بیش از ۸۰ درصد از زندانیان جوان افرادی بوده اند که مادر یا پدرشان در کودکی، آنها را بی خاصیت و مایه ننگ و سرشکستگی خود نامیده بودند.

 

بقیه ی این موارد را میتوانید در "ادامه مطلب" مطالعه نمایید.

تهیه و تنظیم مطلب: یونس رحیمی

ادامه نوشته

نکتـه ها و پنـدها ...

خشكسالي امان مردم را بريده بود، چنانكه ديگر هيچ كاري را نمي توانستند انجام دهند.

بزرگان شهر در جمعي كه داشتند به اين نتيجه رسيدند كه مردم شهر را جمع كنند و همگي دعاي باران بخوانند و از خدا بخواهند كه با بارش باران، آنها را از خشكسالي نجات دهد.

 

همه مردم در ميدان شهر جمع شدند و منتظر روحاني شهرشان بودند تا بيايد و دعاي باران را شروع كنند.

بالاخره روحاني آمد؛ پس از لحظاتی، رو به مردم كرد و گفت:

تا به امروز نمي دانستم چرا ما از گرفتاري و خشكسالي نجات نمي يابيم ولي امروز با ديدن شما متوجه شدم، چرا كه همه ما اينجا جمع شده ايم تا از كائنات بخواهيم بر ما باران نازل كند؛

ولي در جمع ما فقط همين دختر بچه اي كه اين جلو نشسته با چتر آمده و اين يعني فقط يكي از ما به دعايي كه مي كنيم ايمان داريم .

 

بيايید به هر آنچه كه مي خواهيم و انجام مي دهيم "ايمان" داشته باشيم ...