جوانان و عدم توجه به فرصتهاي شغلي مناسب

یکي از دغدغه هاي جوان ایرانی برای آینده ی خود، مسئله ی اقتصادی و تامين مخارج زندگی است. این عامل باعث شده هر جوان پس از رسیدن به سن بلوغ، آینده ای را برای خود ترسیم كند که اداره ی زندگی از لحاظ مادی یکی از اولویت های آن است.

این مسئله جوانان را وادار می کند هر کس به فراخور استعداد و موفقیت های زندگی خود راهی را برای کسب درآمد پیدا کند.

طی چند سال گذشته بیشتر جوانان ما چشم به شهرهای ساحلی استان هرمزگان از جمله شهر بندرعباس و جزایر درگهان و قشم دوخته اند و در حال حاضر بسیاری از جوانان روستا در این شهرها مشغول به کار هستند.

 

تعدادی که استعداد بیشتری داشته اند پس از به هم زدن سرمایه ای، اقدام به استقلال کاری نموده و خود دارای فروشگاهی شده و مشغول به کارند ولی اکثریت جوانان در فروشگاه های این شهرها بصورت کارگر و در حرفه فروشندگی مشغول به انجام وظیفه هستند.

حقوق و مزایای این افراد از دویست هزار تومن شروع و حداکثر به پانصد هزار تومن می رسد. با این تورم سرسام آور، این حقوق و مزایا فقط درصد کمی از مشکلات اقتصادی یک خانواده را حل می کند و یک جوان نمی تواند با این حقوق آینده ی روشنی را برای خود ترسیم نماید.

مشکل دوم این است که این فرد در طی چند سال حضور و فعاليت در این حرفه فقط یک کارگر است و فقط فروشندگی را یاد گرفته است.

 

اگر نگاهي کوتاه به اطراف خود داشته باشیم در همین روستای خودمان حرفه هایی وجود دارند که شاید از لحاظ فيزیکی برای فرد خستگی به همراه داشته باشد ولی این حرفه ها از لحاظ درآمدی قابل مقایسه با شغل کارگری نیستند.

مثلاً یک سفیدکار با یک کاشی کار در روز حداقل دویست هزارتومان درامد دارد که در ماه پس از کسر روزهای تعطیلی حداقل چهار تا پنج میلیون تومان درآمد کسب می کنند ولی متاسفانه تمامی این حرفه های پر درآمد را افراد دیگر و از شهرهای دوردست کسب نموده اند.

اين در حالي است كه جوانان ما فکر می کنند راه کسب درآمد فقط در بندر و قشم و درگهان و آن هم در حرفه فروشندگی است.

 

لذا پيشنهاد می گردد یک جوان برای اینکه بتواند در آینده فرد مستقلی باشد سعی کند حرفه ای را یاد بگیرد که بتواند در کمترین زمان، بیشترین درآمد را داشته باشد.

تعدادی از این تخصص های مورد دسترس همانند سفید کاری یا کاشی کاری که به وفور در روستاهای کهنه و شهرک پیدا می شود و هیچ سرمایه ای نمی خواهد بجز مقداری همت و پشتکار و غیرت و مردانگی.

امید است حداقل درصدی از جوانان ما به این حرفه ها گرایش پیدا کنند.

نويسنده: مرتضي اكبري

نكتـه ها و پنـدها ...

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود پسر ۱۰ ساله ای وارد قهوه فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای گرفتن سفارش، سراغ پسرك رفت.

پسر پرسید: بستنی با شکلات چند است؟

خدمتکار گفت: ۵۰ سِنت.

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد. تمام پول خـُردهایش را در آورد و شمرد، بعد پرسید: بستنی خالی چند است؟ 

خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده ای بیرون قهوه فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند با بی حوصلگی گفت: ۳۵ سنت.

پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: برای من یک بستنی ساده بیاورید.

خدمتکار، بستنی را به همراه صورت حساب روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی را تمام کرد و پس از پرداخت 35 سنت به صندوق دار از آنجا رفت.

هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز برگشت اشك در چشمانش حلقه زد. پسر بچه در کنار بشقاب خالی، ۱۵ سنت برای انعام او گذاشته بود ...

او با پولهایش می توانست بستنی با شکلات بخورد اما چون پولی برای انعام دادن برایش باقی نمی ماند این کار را نکرده بود و بستنی خالی خورده بود!!!

به راستی چند نفر از ما در شرایط مشابه این کار رو می کنیم ؟؟؟

"پدر و مادر"  يـا  "دوست" ؟!

بعضی افراد وقتی می خواهند رابطه ی صمیمانه ی خود با پدر و مادرشان را توصیف کنند با افتخار میگویند که "من با پدر و مادرم دوستم"؛ یعنی مثل دو دوست با هم رفتار می کنیم.

به عبارتی می خواهند بگویند این قدر با هم راحتیم که گویا از نظر حقوق اجتماعی مانند دو انسان معمولی با هم تعامل داریم.

 

بعضی افراد که در حضور پدر و مادر و مخصوصاً پدر دراز می کشند و یا هر شوخی ممکن است به زبان بیاورند یا انجام دهند شاید از این الگو تبعیت می کنند (که الحمد لله در روستای ما اینگونه افراد وجود ندارند اما در جاهای دیگر مشاهده کرده ام).

به هرحال این الگوی ذهنی از روابط پدر و مادر و فرزند به خودی خود نوعی ناهنجاری به شمار می رود، حتی اگر در کوتاه مدت آثار خود را به صورت مثال هایی که پیش از این گفته شد بروز ندهد اما از شأن و تقدس روابط والدین با فرزندان می کاهد.

دوستی نوعی رابطه ی سببی است و توصیف روابط والدین با فرزندان با این نوع از تعامل، تنزل روابط والدین با فرزندان و نوعی انکار نـَسَب است.

در حالی که قرآن کریم و احادیث پیامبر(صلي الله عليه و سلم) بر اهمیت روابط نسبی مخصوصاً رابطه ی فرزند با پدر و مادر تاکید فراون دارند.

 

باید بدانیم دوستی یکی از وجوه بی شمار پدر و مادر است و انسان می تواند با کسی دوست باشد و با دیگری رابطه ای معمولی داشته باشد اما نسبت بین والدین با فرزند چیزی نیست که انسان به اختیار، آن را ایجاد کرده باشد و به اختیار خود نیز نمی تواند آن را بگسلد.

کوتاه سخن آن که برای والدینمان فرزند باشیم و برای فرزندانمان پدر و مادر كه "دوستی" خود حاصل است.

نويسنده: محمّدشـريف اكبـري

مقابله با مـَرَضي به نام "روزمرگي"

کمتر کسی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یعنی زمانی که انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار خود را به دنیا نشان داد تصور می‌کرد این انقلاب تا این حد بر ریزترین ابعاد زندگی بشر تأثیرگذار شود.

این انقلاب به مرزهای انگلستان و اروپا محدود نشد و مناطق دیگر جهان با سودای پیشرفت شروع به تقلید و رهروی از غرب کردند.

بر اساس یک اصل کلی، هر اقدامی فارغ از بدی یا خوبی، اثراتی به همراه دارد. انقلاب صنعتی نیز از این اصل جدا نماند و آثار مخرب آن به دنبال اثرات مثبتش خود نمایی کرد.

از دیدگاه جامعه شناسی، یکی از آثار منفی صنعتی شدن زندگی انسان‌ها، "روزمرگی" است.

 

کارشناسان از نشانه‌های روزمرگی را فردگرایی و تنهایی می‌شمرند، بلایی که امروزه گریبان گیر زندگی مردم غرب است.

اتکای بیش از حد به نیروی فردی و از طرفی دیگر وجود رقابت شدید برای زنده ماندن و گرفتن فرصت‌های برتر از دلایل این پدیده دانسته شده است.

فردی که در جامعه مدرن فعالیت می‌کند باید طبق شرایط خاص اجتماعی که عموماً تحمیلی هستند برای بقا تلاش کند.

 

براي مطالعه مواردي همچون "آفات روزمرگي" و ... ميتوانيد به ادامه مطلب برويد.

با تشكر از سركار خانم نوري جهت ارسال اين مطلب

ادامه نوشته

ستارگان آسمان هدايت (قسمت دوازدهم)

بعد از بازگشت پیروزمندانه لشکر اسامه از سرزمین روم، نوبت رسيد به پرداختن به قضیه پیامبران دروغین که ظهور آنان از زمان حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و سلم) شروع شده بود.

ما در این سلسه مباحث مختصراً به شرح زندگی این مدعیان دروغین نبوت خواهیم پرداخت.

مسیلمه کذاب: در زمان رسول الله (صلی الله علیه و سلم) به همراه وفد بنی حنیفه به خدمت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) آمد و رسول الله را ملاقات کرد.

سپس به نزد قومش بازگشت و مدعی شد که او شریک رسول الله است. متاسفانه قبیله بنی حنیفه از او پیروی کردند.

سپس نامه ای به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) نوشت و در نامه، شراکتش در پیغمبری را برای رسول الله ذکر نموده بود و نامه را به دست دو نفر از هوادارانش داد تا به مدینه ببرند و به پیغمبر تحویل دهند.

رسول الله از آن دو سوال فرمودند که آیا تصدیقش می کنید؟ گفتند: بله؛ رسول الله (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: اگر چنین نبود که فرستادگان کشته نمی شدند هر دوی شما را می کشتم.

متن نامه ي مسیلمه به رسول الله چنین بود: «از مسیلمه رسول خدا به محمد رسول خدا؛ همانا که من شریک تو هستم در پیامبری و همانا که برای ما نصف زمین و برای قریش نیز نصف دیگر زمین خواهد بود اما قریشیان قومی طغیانگرند».

رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در جواب او نوشت: «از محمد پیامبر خدا به مسیله کذاب؛ سلام خداوند بر کسی که از هدایت پیروی نماید، همانا زمین از آن خداوند است و آنرا به هر که بخواهد می دهد و عاقبت از آن متقیان خواهد بود.»

کار مسیلمه روز به روز بالا می گرفت تا اینکه تعداد لشکر مسیلمه به چهل هزار نفر رسید. حضرت ابوبکر صدیق(رضی الله عنه) سردار رشید اسلام، خالد بن ولید ملقب به سیف الله را به جنگ آن کذاب و پیروانش فرستاد.

سرانجام پس از نبرد شدید با مسیلمه و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از مسلمانان، لشکر مسیلمه شکست خورد و خود مسیلمه بدست وحشی (قاتل سیدنا حمزه) به هلاکت رسید که بعدها وحشی می گفت: "من بهترین مردم و بدترین مردمان را کشته ام".

 

براي مطالعه قسمتهاي قبلي، در بخش "موضوعات وبلاگ" بر روي "ستارگان آسمان هدايت" كليك نماييد.

اخبار جهـان اسلام ...

گسترش موج احساسات ضدآمریکایی در اعتراض به

پخش فیلم آمریکایی توهین‌آمیز به رسول الله(صلي الله عليه و سلم)

 

- پرچم آمریکا در تونس هم به آتش کشیده شد ...

- پس از مصر، لیبی و تونس، تظاهرات ضد آمریکایی به مراکش رسید ...

- فراخوان عمومی اخوان‌المسلمین مصر برای برپایی تظاهرات در روز جمعه ...

 هشدار 7 سفارتخانه آمریکا در کشورهای مختلف درباره احتمال تظاهرات ضدآمریکایی

خبرگزاری فارس: سفارتخانه‌های آمریکا در هفت کشور با صدور بیانیه‌ای، به اتباع خود درباره احتمال به خشونت کشیده شدن تظاهرات ضد آمریکایی به دنبال انتشار فیلم توهین به پیامبر اسلام هشدار دادند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری «آسوشیتدپرس»، سفارتخانه‌های آمریکا نگران ایجاد موج مخالفت جهان اسلام در واکنش به انتشار فیلم توهین به ساحت مقدس پیامبر هستند.

آنها از این بیم دارند که برگزاری تظاهرات ضد آمریکایی، تهدیدی برای سفارتخانه های آمریکا محسوب شود،‌ لذا در حداقل هفت کشور خاورمیانه و آفریقا درحال اعلام هشدار درباره بروز تظاهرات ضد آمریکایی متعاقب حمله به کنسولگری آمریکا در لیبی هستند؛‌

حمله ای که در جریان آن سفیر آمریکا به همراه 3 دیپلمات دیگر کشته شدند.

ادامه نوشته

چرا سوره توبه با "بسم الله" شروع نميشود؟

شاید این سؤال در هنگام تلاوت قرآن درذهن ما آمده باشد که چرا سوره ی براءة یا همان توبه، مانند دیگر سوره ها با "بسم الله الرّحمن الرّحیم" شروع نمی شود؟

اقوال زیادی در این رابطه وجود دارد که ما به دو مورد مشهورتر اکتفا می کنیم:

قول اول: مشهور است که رسول خدا (علیه الصلاة والسلام) هرگاه آیات یا سوره ای بر ایشان نازل می شد جایگاه آن را در قرآن مشخص می نمودند.

آیات براءة جزو آخرین آیاتی هستند که بر رسول الله(علیه الصلاة والسلام) نازل شدند. ایشان وفات نمودند در حالیکه مشخص نبود که آیا آیات براءة خود "سوره ای جدا" هستند یا اینکه مربوط هستند به "ادامه ی سوره ی انفال

 

در هنگام جمع آوری قرآن همین  اختلاف میان اصحاب مطرح شد و در نهایت  آیات براءة بعد از سوره انفال قرار داده شد آن هم "بدون بسم الله الرّحمن الرّحیم"؛ تا به نحوی به هر دو قول جامع عمل پوشانیده شود.

یعنی سوره ی توبه(براءة) از طرفی می تواند ادامه ی سوره ی انفال باشد و نَه سوره ای جدا و جدا نوشتن آن هم گویای آن باشد که سوره ای جداست.

قول دوم: "بسم الله الرّحمن الرّحیم" دارای معنای رحمت است و رحمت، دادن امان است؛ اما در ابتدای سوره صحبت از بیزاری شده است که با امان رابطه ای ندارد، لذا بسم الله در ابتدای آن گنجانیده نشده است و رسول خدا (علیه الصلاة والسلام) هم بر خلاف دیگر سوره ها به نوشتن آن امر ننموده اند.

اما...

اما سبب هر آنچه باشد ما به رحمت خدا اعتقاد داشته و بدان امیدواریم. آنچه این مژده را به ما میدهد، تفکر در آیات پایانی سوره ی براءة است که خداوند در اواخر سوره بار دیگر به رحمت خود اشاره کرده که آن رحمت، فرستادن رحمةٌ للعالمین است؛ آنجا که می فرماید:

 

ترجمه: بيگمان پيغمبري (محمّد نام)، از خود شما (انسانها) به سويتان آمده است. هرگونه درد و رنج و بلا و مصيبتي كه به شما برسد، بر او سخت و گران مي آيد. به شما عشق مي ورزد و اصرار به هدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبّت و لطف فراوان و بسيار مهربان است.

 

نويسنده: سيدمرتضي حسيني (سيدابراهيم)

دعـا (قسمت سوم)

آداب دعـا

در جلسات قبل در رابطه با ارزش دعا و شروط استجابت آن صحبت کردیم. در این جلسه قصد داریم در رابطه با آداب دعا کردن سخن بگوییم که موضوعی است بسیار مهم که خود این مسئله در استجابت دعا نقشی اساسی دارد.

اما آداب دعا کردن را تیتروار بیان میکنیم:

1- ابتدا و انتهای دعا باید حمد و ستایش پروردگار و صلوات بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) باشد که معمولاً در ابتدای دعا این لفظ به کار میرود:

"الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و علی آله وصحبه اجمعین" که البته لفظ دیگری که دلالت بر حمد و ستایش خدا و صلوات بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دهد نيز میتوان به کار برد و در پایان دعا هم این لفظ را باید به کار برد.

 

در این مورد روایت شده است که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روزی از شخصی شنید که داشت در نماز دعا میکرد و این شخص بدون حمد و ستایش خداوند و صلوات بر رسول خدا دعا کردند.

رسول الله فرمودند: "عجل هذا" یعنی این شخص در دعا کردن عجله کردند و در ادامه فرمودند:

هر گاه یکی از شما دعا می کند باید دعایش با حمد و ستایش پروردگار و صلوات بر رسول خدا شروع شود، سپس بعد از آن هر دعایی که میخواهد بکند.

 

براي مطالعه ي بقيه ي اين موارد ميتوانيد به "ادامه مطلب" برويد.

تهيه و تنظيم مطلب : شيخ علي وطنخواه

ادامه نوشته

پارالمپیک و تجلی شعار "من میتوانم" ...

قطعاً این روزها حداقل یکی دو بار اخباری را از پارالمپیک لندن شنیده اید. اینکه چگونه افرادی که ما روزانه آنها را در جامعه خود به عنوان معلول و ... میشناسیم در عرصه ای به نام پارالمپیک گرد هم می آیند و تمام مشکلات خود را از یاد برده و به افتخار آفرینی برای ملتی می پردازند.

 

این افراد در تمامی جوامع هستند و قطعاً در آینده هم خواهند بود ولی بعضی از آن ها به "خودباوری" می رسند و با مشکلات مبارزه میکنند و به جایگاه های بالا و بالاتر میرسند و بعضی هم خود را در همان دنیای محدود خود محدودتر می کنند.

 اکنون چند سوال:

1.  چه می شود که فردی با عدم در اختیار داشتن عضوی از اعضای حیاتی خود می تواند این باور را در خود ایجاد کند که "من می توانم"، ولی ما با در اختیار داشتن این نعمت بزرگ یعنی نعمت "سلامتی" نمی توانیم . . .؟

2.  چرا جوانان ما کوچکترین مشکل را بهانه ای برای پوشاندن تنبلی خود قرار می دهند؟

3.  چرا در جواب ناکامی های خود همیشه به دنبال دلیلی در بیرون خود هستیم؟

 

مشکل یک نفر همچون معلولین میتواند جسمانی باشد؛ یک نفر محدودیت های جامعه را مشکل میداند و دیگری فقر و دیگری ... ، ولی اراده ما اگر محکم شود تمامی این مشکلات را می توان کنار زد.

پس بیاییم با اراده خود، جمله ی "من می توانم" را در ضمیر خود نهادینه کرده و هرگز اجازه ندهیم مشکلات، چه بزرگ و چه کوچک، راه رسیدن ما به اهدافمان را مسدود کنند.

"همیشه راه برای همه هموار نیست؛ زندگی، برخورد با موانع، غلبه بر آن و حرکت است"

 

نویسنده:  یونس رحیمی

دانش آموزان و اوقات فراغت (قسمت دوم)

همانطور که در قسمت قبل گفتیم اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان و تعطیلی مدارس، بیشتر در معرض دید همگان قرار می گیرد.

به یکباره همگان اعم از فعالان اجتماعی جامعه، خانواده ها و خود دانش آموزان به این فکر می افتند در فصلی که از درس و مدرسه فارغ شده ایم چه کار کنیم و چگونه وقتمان را پُر نماييم؟

 

این نکته را یادآور می شویم که اوقات فراغت فقط مختص تابستان و تعطیلی مدارس نیست ولی در این فصل بیشتر خود را آشکار می کند. خب با این مقدمه می پردازیم به چگونگی پر کردن اوقات فراغت توسط دانش آموزان کهنه ای:

1) معمولاً اکثر دانش آموزان در فصل تابستان قسمتی از وقت خود را به یادگیری قرآن کریم در مکتب خانه ها یا دارالقرآن های واقع در روستاهای کهنه و شهرک اختصاص می دهند.

اکثراً یا شاید بتوان گفت همه قرآن آموزان در مقاطع ابتدایی و راهنمایی مشغول به تحصیل هستند.

آنها در ماه های تیر و مرداد از صبح تا ظهر (البته امسال به دليل قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان از ظهر تا غروب) وقت خود را با قرآن آموختن و افزایش اطلاعات دینی مي گذرانند.

 

2) گروهی از دانش آموزان پس از به پایان رسیدن امتحانات خردادماه و يا با شروع شدن تعطیلات نوروز به منظور کسب تجربه، کمک به برادر و پدر و اقوام و به دست آوردن پول توجیبی خود به بندرعباس و جزیره های اطراف آن عزيمت ميكنند.

این گروه که در مدت تعطیلی مدارس، مشغول به کار می شوند را اکثراً دانش آموزان دبیرستانی تشکیل میدهند.

 

براي مطالعه ي بقيه ي اين موارد ميتوانيد به "ادامه مطلب" برويد.

در ضمن، قسمت اول اين مطلب را ميتوانيد اينجا   مطالعه نمایید.

نويسنده: عارف حاجي پور

ادامه نوشته

پس از فوتسال، فوتبال كـَهنه نيز ناكام ماند

پس از ناكامي فوتسال كـَهنه در مسابقات امسال جام رمضان اوز، تيم فوتبال روستاي كهنه نيز از دور مسابقات فوتبال روي چمن در كوره كنار رفت.

 

تيم كهنه دوشنبه شب 13 شهريورماه 1391 در سومين ديدار خود در اين رقابتها مقابل تيم فيشور قرار گرفت و با قبول شكستي سنگين، از گردونه رقابتها حذف شد.

اين مسابقات تحت عنوان "يادواره مرحوم فرشيد رفيعي" (از بازيكنان فوتبال كوره كه چندي پيش دار فاني را وداع گفت)، هفته گذشته با حضور 8 تيم در دو گروه چهار تيمي در زمين چمن روستاي كوره آغاز گرديد.

 

تيم كهنه در اين مسابقات با تيمهاي اميد اوز، سده جوان و فيشور همگروه بود كه بازي نخست خود را با نتيجه 2 بر 0 به اميد اوز واگذار نمود. سپس مقابل تيم سده به تساوي 2 بر 2 دست يافت و در بازي آخر خود مقابل فيشور با ارائه ي نمايشي ضعيف، با نتيجه پرگل 6 بر 1 بازي را به حريف خود واگذار كرد.

بنابراين تيم كهنه كه در مسابقات فوتسال جام رمضان در اوز با باخت مقابل فيشور از دور رقابتها كنار رفته بود، اين بار و در اين مسابقات نيز با قبول شكست مقابل همين تيم از گردونه مسابقات حذف گرديد.

و اما در حاشيه ي ديدار تيمهاي كهنه و فيشور:

آقاي قيطاس فرخي زاده، از همراهان هميشگي فوتبال روستا. فوتبال كهنه كمتر مسابقه اي را به ياد دارد كه "قيطاس" را در كنار خود نداشته. كسي كه هيچگاه دم از نااميدي نمي زند حتي در سنگين ترين شكستها.

 

عيسي رضايي (كه به جرات ميتوان او را از بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال كـَهنه به شمار آورد) در كنار فرزندش. بايد ديد "عبدالرزاق" جا پاي پدر خواهد گذاشت يا خير ...

دنياي كودكانمان را به رسميت بشناسيم ...

سخن از پرورش و تربيت كودكان است. كودكان گـُهرهايي گرانبها در دست والدين مي باشند، حفظ و نگهداري آنها در برابر تهديدهاي جسمي و روحي از وظايف والدين است.

در مرحله نخست خمير مايه ي تربيت آنها به وسيله والدين و بعد به وسيله مربيان شكل مي گيرد. اولين مربيان فرزندان، اوليا هستند. ما در قبال تربيت و يا رها كردن فرزندان مسئوليم.

از جمله مسائلي كه اوليا و مربيان بايد به آن باور داشته باشند اين است كه ما مسئول شكل گيري شخصيت آنان هستيم و بالطبع پاسخگو نيز خواهيم بود.

 

بعد از قبول اين مسئله، حال بايد روش و نحوه تربيت صحيح آنها را از كارشناسان تربيت جويا شويم و مطالعه كتب تربيتي و روانشناسي را در دستور كار خود قرار دهيم و در اين مورد با افراد مطلع مشورت نماييم.

بايد قبول كنيم كه دنياي كودكان، دنياي ديگريست، پس لازمه ي تربيت، ورود به دنياي آنان است.

بايد وارد دنياي آنان شويم و آن را به رسميت بشناسيم و در دنياي آنها با زبان خودشان صحبت كنيم تا ما را بپذيرند و بتوانيم آن تأثيرگذاري لازم را داشته باشيم و نقش تربيتي خود را ايفا نماييم.

چونكه با كودك سر و كارت فتـاد     پس زبان كودكي بايد گشاد

 

نويسنده: محمدنور اسماعيلي

(مدير مدرسه راهنمايي خيـّام روستاي كـَهنه)

من از خـدا خواستم ...

من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید. خدا گفت: نه؛ آن ها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم، بلکه آن ها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد. خدا گفت: نه؛ روح تو کامل است و بدنت موقتی.

من از خدا خواستم به من شکیبایی دهد. خدا گفت: نه؛ شکیبایی بر اثر سختی ها بدست می آید. شکیبایی دادنی نیست بلکه بدست آوردنی است.

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد. خدا گفت: نه؛ من به تو برکت می دهم، خوشبختی به خودت بستگی دارد.

 

من از خدا خواستم تا از دردها آزادم سازد. خدا گفت: نه؛ درد و رنج، تو را از این جهان دور می کند و به من نزدیکتر می سازد.

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد. خدا گفت: نه؛ تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا ميوه دهي.

من از خدا خواستم به من چیزهایی دهد تا از زندگی خوشم بیایید. خدا گفت: نه؛ من به تو زندگی می بخشم تا تو از همه ی آن چیزها لذت ببری.

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد دوست داشته باشم. خدا گفت: سرانجام مطلب را گرفتی؛ امروز روز تو خواهد بود، آن را هدر نده.

داوری نکن تا داوری نشوی. آنچه را رخ می دهد درک کن و بدان كه برکت خواهی یافت.

 

با تشكر از آقاي محمد اکبری(مرتضی) جهت ارسال اين مطلب

نکتـه ها و پنـدها ...

حـِصار و پـُل

سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند.

یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند.

دست بر قضا، یک روز صبح درب خانه ي برادر بزرگتر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـّاری را دید.

نجـّار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خـُرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد کمکتان کنم؟

برادر بزرگتر جواب داد: بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچکتر من است؛

او هفته ي گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حـِصار بکشی تا دیگر او را نبینم.

 

متن كامل اين داستان زيبا را ميتوانيد در "ادامه مطلب" مطالعه نماييد.

ادامه نوشته

معـرفي سايتـهاي مفيـد ...

شبکه کتابخوانان حرفه ای ايران

www.booki.ir

شبکه کتابخوانان حرفه ای یک انجمن اینترنتی برای کتابخوانان، نویسندگان، ناشرین و کلیه فعالان در عرصه کتاب می باشد.

 

از جمله قابليت هايي كه اين شبكه به شما ميدهد اين است كه شما می توانید:

- به طور روزانه در مسابقه های کتابخوانی شرکت نمائید.

- کتاب های مورد علاقه خود را به دیگران معرفی و در مورد آن بحث و گفتگو کنید.

- در مورد آنچه که خوانده اید یا می خواهید بخوانید با دیگران مشورت و تبادل نظر کنید.

- در کتاب ها نظر داده یا آن ها را نقد کنید.

- از کتاب های برتر و پرمخاطب اطلاع پیدا کنید.

- به دوستان تان کتاب پیشنهاد دهید.

- از بانک کتاب با بیش از 400 هزار عنوان استفاده نمائید.

 

شما بازديدكنندگان محترم وبلاگ رباط ميتوانيد جهت آشنايي با ديگر سايتهاي مفيد معرفي شده در اين وبلاگ، در قسمت "موضوعات" بر روي "معرفي سايتهاي مفيد" كليك نماييد.

رسول الله بر درب خانه شما (قسمت سوم)

در قسمت اول گفتيم كه اگر رسول الله(صلي الله عليه و سلم) درب خانه ي تو را بزند، به چه شكل از او استقبال خواهي كرد؟ آيا اصلا او را مي شناسي؟ آيا مومن هستي؟

در قسمت دوم خصوصيات مومن واقعي را از ديدگاه قرآن بيان كرديم و گفتيم كه تو چگونه مومنی هستی در حالی که به راحتی نمازهایت را قضا می کنی؟ مگر نمی دانی که جایگاه نماز در اسلام رفیع است؟

در اين قسمت كه آخرين قسمت از مجموعه مطالب "رسول الله بر درب خانه شما" نیز به شمار مي آيد، قصد داريم برخي از فضائل و ثمرات نماز را خدمت شما بيان نماييم.

 

فضایل و ثمرات نماز

1- نماز از فرایض است که خداوند عزوجل در آسمان ها در شب معراج بر رسول خدا واجب قرار داد، اما سایر فرایض و عبادات در زمین بر رسول خدا فرض شدند، این دلیل بر حرمت و شرافت نماز است.

2- نماز تنها رکنی است که روزانه پنج بار تکرار می شود، و در هیچ صورتی ساقط نمی شود، مگر بنا بر عذرهای شرعی چون حیض و نفاس.

3- نماز بهترین اعمال و برترین افعال است که نزدیک ترین صورت طاعت بنده به خداست. آن حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: "بهترین اعمال، ادای نماز بر وقت آن است".(متفق علیه)

4- نماز ستون دین و اساس یقین و سردی چشم موحدین است، آن حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: "سردی چشمان من در نماز است".

 

5- نماز نشانه اسلام و علامت ایمان است.

خداوند می فرماید: "فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ". (سوره توبه آیه 11)

ترجمه: پس اگر توبه کنند و نماز برپا دارند و زکات دهند، در این صورت برادران دینی شما می باشند و ما آیات خود را برای گروهی که می دانند به تفصیل بیان می کنیم.

6- نماز وسیله برائت از نفاق است و ذریعه صداقت و همدلی است. آن حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: "کسی که به خاطر خدا چهل روز نماز را با جماعت ادا کند و تکبیر اولی را دریابد برایش دو رهایی نوشته می شود: رهایی از آتش جهنم، و رهایی از نفاق". (سنن احمد)

7- نماز دستور کریم بخشنده است و وصیت نبی و نشان اهل اسلام و ایمان است. خداوند میفرماید: "حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ" (سوره بقره آیه 238)

ترجمه: بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید.

پـايـان ...

با تشكر از سركار خانم نوري جهت ارسال اين مطالب

"تلفـن همراه" ، فرصت یا تهدید ؟!

قرنی که ما در آن به سر می بریم دنیای ارتباطات و اطلاعات نام دارد. بشر در دریایی از اطلاعات که لحظه به لحظه به خاطر پیشرفت سرسام آور علوم حاصل شده است غوطه ور است.

از طـرق مختلف، اطلاعات در زوایاي زندگی ما رسوخ پیدا کرده و دسترسی اقشار گوناگون جامعه به انواع مختلف اطلاعات، سهل و آسان گردیده است.

بدون شک این حجم از اطلاعات در نحوه ی زندگی و رفتارهای اجتماعی ما تاثیری عمیق خواهد گذاشت و علاوه بر اینکه هنجارهایی در نحوه ی زندگی و تعامل با دیگران خواهد داشت، بالطبع ناهنجاریهایی نیز به دنبال خواهد داشت.

یکی از این وسایل که امروزه جزء جدايي ناپذیر زندگی ما شده است، وسیله ای است به نام موبایل یا همان تلفن همراه.

 

اگر تا چند سال قبل این وسیله در دست افراد متمول و ثروتمند جامعه بود و یک وسیله ی تشخص به حساب می آمد، امروزه در دست همه ی اقشار جامعه يافت ميشود و حتی به اسباب بازی بچه ها تبدیل شده است.

آنچه من در این مجال کوتاه می خواهم به آن بپردازم تاثیرگذاری این وسیله بر روی تربیت نوجوانان و جوانان است و همچنین استفاده ی بی رویه از آن باعث اتلاف وقت زیادی از حساس ترین دوران سنی آنان خواهد شد که این فرصت ها دیگر جبران پذیر نیست.

اگر امروز به بهانه ی تهدید، این وسیله یا وسایلی از این قبیل را از دسترس فرزندانمان دور نگه داریم، آنها را از دنیایی از اطلاعات و علوم مفید محروم کرده ایم؛

اگر هم چشم بسته و بدون هیچ گونه نظارت و قید و بندی، آنها را در استفاده از این وسایل آزاد بگذاریم حتی خودمان نیز به عمق این فاجعه نمی توانیم فکر کنیم.

 

پس بیاییم بجای تحریم، نحوه ی استفاده ی درست از همه ی امکانات را به جگر گوشه هایمان یاد دهیم. این امر، وظیفه ی همه ی اولیاء و متولیان امر پرورش می باشد.

بیاییم با دیدی منطقی و درست، هر "تهدیدی" را به "فرصت" تبدیل کنیم.

نويسنده: محمدنور اسماعيلي

رسول الله بر درب خانه شما (قسمت دوم)

در قسمت اول از مجموعه مطالب "رسول الله بر درب خانه شما" كه چند روز قبل به اطلاع شما رسيد گفتيم كه اگر درب خانه شما به صدا دربيايد و ببينيد كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) جلوي خانه ي شماست، چه خواهيد كرد؟

آيا با اشتياق و سربلندي در را باز خواهيد كرد يا بدليل عمل نكردن به سنت هايش، شرمنده و خجل ميشويد و جرات نميكنيد درب را باز كنيد؟

و در پايان گفتيم كه: "راستی، اصلاً رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) را می شناسی؟ آیا مومن هستی؟"

 

آیا می خواهی بدانی که مومن هستی؟

خداوند می فرماید: قَد اَفلَحَ المُومِنون، خدایا مومنان کیانند؟ اَلّذینَ هُم فِی صَلاتِهِم خاشِعون، آیا تو در نماز خود فروتن و خاشع هستی؟ وَالّذینَ هُم عَنِ الَغوِ مُعرِضُون، آیا تو از لغویات دوری می کنی؟

وَالّذینَ هُم لِلزَکاة فاعِلُون، آیا تو زکات مال خود را پرداخت می کنی؟ وَالّذینَ هُم لِاَماناتِهِم راعُون، آیا بر حفظ امانت کوشیده ای؟ وَالّذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم یُحافِظُون، آیا بر نماز اهتمام داری؟

خداوند در سوره انفال، مومنان را اینگونه معرفی می کند:

"مومنان کسانی هستند که چون یاد خدا شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنها خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار توکل می کنند، همانا نماز برپا می دارند، و از آنچه روزی دادیم انفاق می کنند؛ آنها هستند که حقاً مومند، و برای آنها نزد پروردگار، درجات و مغفرت و روزی خوب است".

 

تو چگونه مومنی هستی در حالی که به راحتی نمازهایت را قضا می کنی؟ و هیچ احساس ناراحتی و پشیمانی نمی کنی؟ چگونه مومن هستی در حالی که از انجام منکرات و گناهان احساس شرم و حیا نمی کنی؟ چگونه مومن هستی در حالی که شهوات، تو را احاطه کرده اند؟

مگر نمی دانی که جایگاه نماز در اسلام رفیع است، و اهمیت زیادی دارد، به منزله سر در جسم است، همانگونه که جسد بدون سر امکان پذیر نیست، اسلام بدون نماز قابل تصور نیست.

ادامه دارد ...

فرستنده مطلب : سركار خانـم نـوري

"مسئوليت پذير"؛ هستيم يا نه ؟!

کشور ژاپن در جنگ جهانی دوم بیشتر از همه ی کشورها مورد تاخت و تاز دشمنان قرار گرفت و میتوان گفت تقریباً یکی از کشور های نابود شده بود ولی پس از سالها تلاش و کوشش، در حال حاضر این کشور یکی از قطب های بزرگ صنعتی جهان به شمار مي آيد.

 

این پیشرفت چشمگیر، گروهی از محققان را وا داشت تا نسبت به این مسئله تحقیقاتی را انجام دهند که چه عاملی باعث این موفقیت گرديده است؟

نتیجه تحقیقات این شد که همه ی شهروندان ژاپنی عنوان کردند که ما همیشه خود را در یک زنجیره ای از فعالیت احساس كرده و تمامی وظایف خود را به عنوان یک فرد در جامعه به نحو احسنت انجام می دهیم و فکر می کنیم چنانچه غیر از این باشد این زنجیره ی فعالیت از هم باز شده و کشور ما نابود خواهد شد.

راستی مگر نمی شود ما نیز یک ژاپن کوچک باشیم؟ مگر همه ما این دیدگاه را قبول نداريم که جامعه از افراد تشکیل شده و فرد فعال، تاثیراتش را در جامعه خواهد گذاشت؟

حال اگر هر کدام از افراد جامعه ی روستاي ما بر اساس تعهد خود، گوشه ای از مسئولیت های روستا را به عهده بگیرند و در حد توان فعالیت کنند چه خواهد شد؟

 

گروهی با توجه به توانشان، مسئولیت و مدیریت روستا را به عهده خواهند گرفت و گروهی دیگر در پشت صحنه به عنوان مشاورین، گروه مسئول را حمایت می کنند. بقیه ی افراد جامعه نیز هر کدام در وسع خود، حمایت های مادی و یا هزینه ها را به عهده می گیرند؛

یعنی اینکه همه ی افراد به نوعی در این فعالیت ها درگیر می شوند و هیچ گروهی بار مسئولیت خود را به دوش دیگری نمی اندازد و همه احساس می کنند این جامعه به تک تک آنها تعلق دارد و در سود و زیان آن سهیم هستند.

 

به نظر شما جامعه ی روستای ما اینچنین است؟ متاسفانه اینچنین جوی در جامعه ما حکمفرما نیست. گروهی فعالیت می کنند و عده ای محدود نیز هزینه ها را به عهده دارند و بقیه ی افراد جامعه احساس می کنند فقط باید برای خودشان باشند و سر در لاک خود و در خدمت خانواده ی خودشان هستند.

مطمئن باشید اگر این دیدگاه تغییر نکند و همه ی افراد به نوعی درگیر کارها نباشند جامعه ی ما پیشرفت نخواهد کرد.

به امید روزی که همه ی ما مانند ژاپنی های بعد از جنگ جهانی دوم، خود را در یک زنجیره ای از فعالیت احساس کنیم.

نويسنده: مرتضي اكبري

رسول الله بر درب خانه شما (قسمت اول)

گمان کن اینک در خانه ات نشسته ای و در خیالت نیست که امروز بهترین و محبوبترین دوست، تو را ملاقات می کند.

درب خانه ات به صدا در می آید، می گویی کیستی؟ می گوید: من محبوب تو هستم. یقین دارم خون در رگهایت به سرعت جاری می شود، و سریعاً خود را به درب خانه می رسانی؛

و اینک جلوی خانه ات، رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) درب می زند؛ چه می کنی؟

 

او از همه روساء و علما بهتر و برتر است، او بهترین فرزند حضرت آدم است، به خاطر او جبرئیل از آسمان به زمین می آمد؛ حال روبروی تو قرار گرفته و چشم در چشمهایت دوخته؛ راستی او را چگونه ملاقات میکنی؟

آیا به سرعت و با اشتیاق در حالی که اشک شوق بر چشمانت جاری است، با تبسم و شادان و سربلند او را ملاقات می کنی یا شرمنده و خجل، پشت درب جرات نمی کنی درب را باز کنی و نمیتوانی به چشمان مبارک او نگاه کنی، به خاطر اینکه با سنت هایش مخالفت کردی، دستورات او را در زندگی ات پیاده نکردی، و هدیه او را قبول نکردی؛

در را باز نمی کنی و به اتاقت می روی تا فیلم ها و نوارهای موسیقی را جمع کنی و جایشان قرآن مجید را قرار دهی!

 

با عکس های زنان رقاصه و بی حجاب روی دیوار چه می کنی؟ آیا آن ها را به همان حال باقی میگذاری و رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را به خانه ات دعوت می کنی؟ آیا پاکت سیگارت را پنهان نمی کنی؟ با ظرف شراب، منقل و بساط تریاک چه می کنی؟

اما خواهرم، تو چه می کنی؟ تو چگونه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) را به خانه ات دعوت می کنی؟ آیا با حجاب کامل، شادان و خندان به پیشوای بزرگ مرد و سرور انبیاء می روی؟

آیا با افتخار به سیما و چهره مبارک او نگاه می کنی؟ آیا از دیدن پیامبر مشفق و مهربانت احساس سربلندی و سرفرازی می کنی؟ آیا فرزندانت را با سنت او آشنا کرده ای؟

 

راستی خود تو از روش و سنت او چه میدانی؟ چند بار بر او درود فرستاده ای؟ چند حق از حقوق او را ادا کردی؟ چند بار از او در مقابل دشمنانش حمایت کردی؟

یا خدا نکند شرمنده ای و سر را پایین انداختی و روی دیدن او را نداری و شتابان به دنبال چادر میگردی و یا به دنبال لباس مناسب تا بر تن کنی و به حضور او حاضر شوی؟

شاید هم نتوانی از شرمندگی درب را باز کنی؛ با آرایش غلیظ و لباس تنگ چه می کنی؟ آیا با همین شکل و ظاهر می خواهی او را ملاقات کنی؟

راستی، اصلاً رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) را می شناسی؟ آیا مومن هستی؟

ادامه دارد ...

با تشكر از سركار خانم نوري جهت ارسال اين مطلب