آنهایی که هواداران را یار دوازدهم یک تیم می خوانند راه را به اشتباه نرفته اند، اما باید اقرار کرد که در ایران، یار دوازدهم همیشه در آفساید است، همانند بازیکن کم خاصیتی که نقشی در موفقیت تیمش ندارد.

درواقع هواداران در استادیوم های ایران، تاثیر چندانی روی روند بازی نمی گذارند بلکه از روند بازی و اتفاقات درون میدان تاثیر می گیرند.

وقتی تیمشان به گل برسد تشویقش میکنند و وقتی تیمشان در گلزنی ناکام بماند ابراز نارضایتی میکنند. وقتی تیمشان پیش افتاده، با خوشحالی روی سکوها جست و خیز میکنند و هنگامی که از حریف عقب می افتند، بجای اینکه به تیمشان انرژی بدهند، روی سکوها یخ می زنند و ماتم میگیرند.

میتوان گفت اغلب تماشاگران ایرانی، بیشترین انرژی را دقیقاً در همان لحظاتی خرج میکنند که تیمشان نیاز چندانی به تشویق ندارد.

ضمن اینکه بخش زیادی از توان و انرژی آنها هم صرف این میشود که در لحظات پرتنش مسابقه، بازیکنان حریف را مورد عنایت خود قرار دهند.

گاه حتی برای این عنایات ویژه، منتظر لحظه ی خاصی نمی مانند و در حالیکه جریانات میدان، روند عادی خود را طی میکند، وارد عمل میشوند و کاری میکنند که توجیه گران، 90 درصد تماشاگران را "تماشاگرنما" بنامند.

شاید برای خیلی از آنهایی که در هنگام تماشای بازی فریاد می زنند، نه بازی مهم باشد، و نه تماشای آن. صرفاً فریادی است که میخواهند زده شود و برای تخلیه اش، کجا بهتر از اینجا؟ کوچه و خیابان که جای فریاد زدن نیست.

همین قدر در خاطر داشته باشیم که این روزها استادیوم های ایران مکان امنی است برای به زبان آوردن الفاظی که در جاهای دیگر، فرصت عرضه شدن را ندارند.

مهدی مهدوی کیا معتقد است استادیوم رفتن برای هواداران اروپایی مثل حضور در "مراسم عروسی" است و همان شور و نشاط را دارد. با این وصف بعید است حضور در ورزشگاههای ایران از حیث موانعی که تماشاگران با آن روبرو هستند، تفاوت چندانی با مجلس عزا برای آنها داشته باشد.

ژوزه مورینیو که زمانی سرمربی چلسی بود درباره ی هواداران این تیم چنین میگوید: "دلم میخواست چلسی تماشاگرانی داشت مثل آرسنال. هوادارانی پرجنب و جوش و پر از شور و حال که میتوانند به تیمشان انرژی ببخشند و روی روند بازی اثر بگذارند. اما هواداران چلسی مانند "تماشاگران تئاترند". می آیند خیلی مودب و متین روی سکوها می نشینند، فوتبالشان را تماشا میکنند و می روند..."

 

 

تهیه و تنظیم مطلب: عبدالله غربی

برگرفته از: مجله ی تماشاگر