ستارگان آسمان هدایت (قسمت هشتم)

ادامه مباحث مربوط به پایبندی ابوبکر صدیق به فرمان رسول الله در اعزام لشکر اسامه
اعزام آن لشكر، نخستين حركت از مجموعه حملاتي بود كه عربها، سوريه، فارس و شمال آفريقا را فتح كردند و حكومت قدرتمند آن روز ايران را از بين بردند و بسياري از بهترين مناطق زير سلطهي امپراطوري روم را فتح كردند.
خلاصه اينكه خداي متعال، نصرت و پيروزي اين امت را مشروط به اتباع و پيروي كامل از رسول الله قرار داده است؛ هر كس از رسول الله پيروي نمايد نصرت و قدرت مييابد و هر كس از رسولخدا نافرماني كند، خوار و ذليل ميگردد.
بنابراين چگونگي حيات و زندگاني اين امت، در ميزان فرمان پذيري اش از خداي متعال و پيروي از رسولخدا تفسير ميشود.
مرجع حل اختلاف درميان مؤمنان، كتاب و سنت است. بروز اختلاف در پارهاي از موارد درميان مؤمنان، امري عادي و گريزناپذير است. در مورد گسيل لشكر اسامه، اين اختلاف نظر درميان صحابه به وجود آمد كه آيا در آن شرايط بغرنج و بحراني، لشكر اسامه اعزام شود يا نه؟
در مورد فرماندهي شخص اسامه بگومگوهايي صورت گرفت؛ اما اين اختلاف نظرها به كشاكش و درگيري يا بغض و كينهتوزي نسبت به يكديگر نينجاميد و هيچ كس، پس از روشن شدن نظر اشتباهش، خودسري نكرد.
ابوبكر صديق در آن موقع براي حل و فصل اختلاف، به فرمان رسول الله در مورد اعزام لشكر اسامه مراجعه كرد و اين نكته را روشن نمود كه با دگرگوني اوضاع و احوال، باز هم از اجراي فرمان رسولخدا غفلت و كوتاهي نميكند.
صحابه نيز پس از توضيح و روشنگري ابوبكر پذيرفتند تا مطابق فرمان صريح رسول الله، لشكر اسامه اعزام شود؛
بايد دانست كه "در صورت وجود نص و حكم صريح، اكثريت قول و نظر هيچ اعتباري ندارد" و بدين سبب نيز صحابه در برابر فرمان صريح رسول خدا دربارهي لشكر اسامه پس از روشنگري ابوبكر صديق گردن نهادند.
آنان پيش از روشنگري ابوبكر(رضی الله عنه) دليل ميآوردند كه قبايل عرب، شوريدهاند و اعزام لشكر اسامه باعث پراكندگي توان و قدرت مسلمانان ميشود.
نظر افرادي چون صحابه كه برگزيدهترين بندگان خدا پس از انبياء بودند، مورد قبول ابوبكر صديق قرار نگرفت، بلكه ابوبكر برايشان روشن كرد كه فرمان رسولخدا از تمام نظرات و پيشنهادها، مهمتر و البته انجامش، واجبتر است.
لزوم مراجعه به نصوص كتاب و سنت براي حل و فصل موارد اختلافي در جريان وفات رسول الله نيز كاملاً هويدا است؛ عدهي زيادي از صحابه و از جمله عمر(رضی الله عنه) ميپنداشتند كه رسولخدا وفات نكردهاند و اندكي نيز از جمله ابوبكر صديق باور داشتند كه رسول الله وفات نمودهاند.
ميدانيم كه در آن موقعيت، ابوبكر صديق با مراجعه به نص قرآن، اين فهم نادرست را كه رسول الله(صل الله علیه و سلم) وفات نکرده اند، روشن و برطرف كرد.
حافظ ابنحجر(رحمه الله) ضمن بررسي ماجراي وفات رسول الله ميگويد:
"از آنچه پس از وفات رسول اكرم(صل الله علیه و سلم) روي داد، چنين معلوم ميشود كه در مباحث اجتهادي و مشورتي، اين طور نيست كه اكثريت، حتماً به نظريهي راست و درستي دست مييابند و يا نظري كه موافقان كمتري دارد، نادرست است؛ بر همين مبنا، اكثريت آرا، شرط اساسي در نتيجهگيري و ترجيح يك نظر نيست."
خلاصه اينكه بر اساس ماجراي اعزام لشكر اسامه، كثرت يك نظريه، نشانهي درستي آن نميباشد.
البته از اين داستان اين نكته هم معلوم ميشود كه صحابه در برابر حق تسليم بودند و به همين سبب نيز در برابر روشنگري ابوبكر كه اصل اعزام لشكر و فرماندهي اسامه را بر مبناي فرمودههاي رسول الله تبيين نمود، گردننهادند.
ادامه دارد ...
با مراجعه به قسمت "موضوعات وبلاگ" و انتخاب بخش "ستارگان آسمان هدایت" میتوانید قسمتهای قبلی این مجموعه را نیز مطالعه نمایید.
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"