پارالمپیک و تجلی شعار "من میتوانم" ...
قطعاً این روزها حداقل یکی دو بار اخباری را از پارالمپیک لندن شنیده اید. اینکه چگونه افرادی که ما روزانه آنها را در جامعه خود به عنوان معلول و ... میشناسیم در عرصه ای به نام پارالمپیک گرد هم می آیند و تمام مشکلات خود را از یاد برده و به افتخار آفرینی برای ملتی می پردازند.

این افراد در تمامی جوامع هستند و قطعاً در آینده هم خواهند بود ولی بعضی از آن ها به "خودباوری" می رسند و با مشکلات مبارزه میکنند و به جایگاه های بالا و بالاتر میرسند و بعضی هم خود را در همان دنیای محدود خود محدودتر می کنند.
اکنون چند سوال:
1. چه می شود که فردی با عدم در اختیار داشتن عضوی از اعضای حیاتی خود می تواند این باور را در خود ایجاد کند که "من می توانم"، ولی ما با در اختیار داشتن این نعمت بزرگ یعنی نعمت "سلامتی" نمی توانیم . . .؟
2. چرا جوانان ما کوچکترین مشکل را بهانه ای برای پوشاندن تنبلی خود قرار می دهند؟
3. چرا در جواب ناکامی های خود همیشه به دنبال دلیلی در بیرون خود هستیم؟

مشکل یک نفر همچون معلولین میتواند جسمانی باشد؛ یک نفر محدودیت های جامعه را مشکل میداند و دیگری فقر و دیگری ... ، ولی اراده ما اگر محکم شود تمامی این مشکلات را می توان کنار زد.
پس بیاییم با اراده خود، جمله ی "من می توانم" را در ضمیر خود نهادینه کرده و هرگز اجازه ندهیم مشکلات، چه بزرگ و چه کوچک، راه رسیدن ما به اهدافمان را مسدود کنند.
"همیشه راه برای همه هموار نیست؛ زندگی، برخورد با موانع، غلبه بر آن و حرکت است"
نویسنده: یونس رحیمی
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"