"پدر و مادر" يـا "دوست" ؟!
بعضی افراد وقتی می خواهند رابطه ی صمیمانه ی خود با پدر و مادرشان را توصیف کنند با افتخار میگویند که "من با پدر و مادرم دوستم"؛ یعنی مثل دو دوست با هم رفتار می کنیم.
به عبارتی می خواهند بگویند این قدر با هم راحتیم که گویا از نظر حقوق اجتماعی مانند دو انسان معمولی با هم تعامل داریم.

بعضی افراد که در حضور پدر و مادر و مخصوصاً پدر دراز می کشند و یا هر شوخی ممکن است به زبان بیاورند یا انجام دهند شاید از این الگو تبعیت می کنند (که الحمد لله در روستای ما اینگونه افراد وجود ندارند اما در جاهای دیگر مشاهده کرده ام).
به هرحال این الگوی ذهنی از روابط پدر و مادر و فرزند به خودی خود نوعی ناهنجاری به شمار می رود، حتی اگر در کوتاه مدت آثار خود را به صورت مثال هایی که پیش از این گفته شد بروز ندهد اما از شأن و تقدس روابط والدین با فرزندان می کاهد.
دوستی نوعی رابطه ی سببی است و توصیف روابط والدین با فرزندان با این نوع از تعامل، تنزل روابط والدین با فرزندان و نوعی انکار نـَسَب است.
در حالی که قرآن کریم و احادیث پیامبر(صلي الله عليه و سلم) بر اهمیت روابط نسبی مخصوصاً رابطه ی فرزند با پدر و مادر تاکید فراون دارند.

باید بدانیم دوستی یکی از وجوه بی شمار پدر و مادر است و انسان می تواند با کسی دوست باشد و با دیگری رابطه ای معمولی داشته باشد اما نسبت بین والدین با فرزند چیزی نیست که انسان به اختیار، آن را ایجاد کرده باشد و به اختیار خود نیز نمی تواند آن را بگسلد.
کوتاه سخن آن که برای والدینمان فرزند باشیم و برای فرزندانمان پدر و مادر كه "دوستی" خود حاصل است.
نويسنده: محمّدشـريف اكبـري
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"