در قسمت قبل رسیدیم به بحث "پیامبران دروغین"، و یکی از این مدعیان دروغین نبوت را نیز معرفی نمودیم.

در این قسمت قصد داریم دو نفر دیگر از کسانی که چه در زمان حیات رسول الله(صلی الله علیه و سلم) و چه بعد از وفات ایشان ادعای نبوت کردند را معرفی نماییم:

اسود العنسی: پیغمبر کذاب ملقب به «ذی الخمار» کاهنی بود که هنگام بیماری حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و سلم) ادعای پیغمبری کرد و خود را رحمان یمن نام نهاد.

او به نجران حمله کرد و صنعا و همچنین حضرموت و بحرین و احسا تا عدن را به تصرف خود در آورد که نهایتاً به دست مسلمانان به هلاکت رسید.

طلیحه اسدی: طلیحه بن خویلد اسدی از بنی اسد بن خزیمه در جاهلیت کاهن بود سپس مسلمان شد و دیری نگذشت که مرتد گردید و ادعای پیغمبری نمود.

در عهد رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در حالیکه مدعی نبوت بود در منطقه ای بنام سمیراء اقامت گزید. رسول الله(صلی الله علیه و سلم) ضرار بن الازور را به سوی بنی اسد فرستاد و دستور د اد تا مرتدین را سرکوب نماید.

کم کم طلیحه تنها ماند تا اینکه ضرار او را دستگیر نمود و با شمشیر ضربه ای به او زد که ضربه بر جسم او کاری نشد. مردم عوام تصور کردند که سلاح بر او اثر نمی گذارد در نتیجه بیشتر دورش جمع شدند.

در آن ایام رسول الله وفات یافت و او همچنان به فساد خود ادامه می داد. طلیحه مدعی بود که جبرئیل (علیه السلام) بسوی او نازل می شود و مردم را به ترک سجود دعوت نمود.

طلیحه در ایام خلافت ابوبکر (رضی الله عنه)، فرستاده خود را نزد خلیفه رسول الله فرستاد تا با او مصالحه کند بشرط ترک نماز و زکات که در خواست او از طرف ابوبکر رد شد و فرمود:

«والله لو منعونی عقالا لجاهدتهم علیه» به خدا قسم که اگر عقال شتری را از من منع نمایند من با آنان خواهم جنگید.

در دایره المعارف اسلامی درباره طلیحه چنین آمده است که او در شعرسُرایی و سخنوری به قدری توانمند بوده که ساعتها و بدون آمادگی قبلی، راحت و بدون هیچ گیری شعر می سروده و سخنرانی میکرده است.

او که مدعی پیشگویی بود صفات و ویژگیهایی چون فن شعر، خطابت و جنگاوری نیز داشته و در رهبری قبیله ای بر اساس باورها و عادتهای دوره جاهلیت سرآمد و توانا بوده است.

بعد از وفات رسول الله (صلی الله علیه وسلم)، ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) خالد بن ولید را به جنگ طلیحه فرستاد و خالد توانست در جنگی به نام بزاخه کار طلیحه را یکسره نماید و او را مجبور به فرار از معرکه نماید و همراه همسرش به سوی شام حرکت نماید.

سرانجام طلیحه بعد از اینکه شنید قبایلی که به او پیوسته بودند دوباره به اسلام گرویده اند، او نیز به اسلام گروید و همچنان تا پایان حیاتش بر اسلام باقی ماند.