این مطلب به کرات مورد اشاره قرار گرفته و حتی به صورت مکتوب مورد نقد قرار گرفته؛ این که گویشوران به لهجه های محلی نباید با فرزندان خود فارسی صحبت کنند.

اما از آنجایی که ممکن است هنوز کسانی این رویه را نوعی تشخص به حساب آورند از باب یادآوری دلایلی خدمت عزیزان ارائه می شود:

اولاً؛ این کار نوعی حرج و سختی است و انسان مسلمان نباید بدون دلیل خود را در مشقت و رنج قرار دهد.

ثانیـاً؛ تعامل فرد با جامعه و جامعه با فرد( مخصوصا اطرافیان) را با نوعی اختلال همراه کرده و زبان را از اصلی ترین کارکرد آن که تفهیم و تفاهم است دور می کند.

 

ثالثـاً؛ باید توجه داشت هر کدام از گویش های محلی، گنجینه ای غنی از لغات و اصطلاحات و مَثـَل ها و قصه هایی است که حتی در گشودن بعضی گره ها در زبان فارسی رسمی مورد استفاده ی محققان قرار خواهد گرفت.

علاوه بر آن، ترک چنین پیشینه ی فرهنگی به خودی خود خسارتی بزرگ به شمار می رود.

رابعـاً؛ زبان هر فرد، سند هویت و گواه تعلق و وابستگی شخص به شهر و دیاری آشنا است، بنابراین رها کردن آن در واقع بریدن ریشه های همبستگی و به تبع احساس بی هویتی است.

البته ممکن است دلایل دیگری نیز برشمرده شود اما امیدوارم همین اندازه کافی باشد تا بزرگوارانی که نظری مخالف این دارند را قانع نماید.

 

نویسنـده : محمّـدشریـف اکبـری