ستارگان آسمان هدايت (قسمت هجدهم)
جرجه دوباره سؤال كرد: «اگر كسي دين شما را نپذيرد، چه ميكنيد؟» خالد پاسخ داد: «بايد به ما جزيه بدهند تا كاري به كارشان نداشته و از آنها حمايت بكنيم.»
جرجه پرسيد: «اگر جزيه هم ندادند؟» خالد فرمود: «با آنها اعلان جنگ كرده و با آنان ميجنگيم.»
جرجه سؤال كرد: «جايگاه و منزلت كسي كه امروز دينتان را بپذيرد، چگونه خواهد بود؟» خالد گفت: «جايگاه همهي ما در اجراي دستورات الهي يكسان است و همه اعم از بزرگان و ساير افراد و همين طور آنانكه قبلاً مسلمان شده يا بعدها ايمان آوردهاند، برابرند.»
جرجه از خالد پرسيد: «آيا كسي كه امروز مسلمان شود، در اجر و پاداش نيز با شما همسان و مساوي خواهد بود؟» خالد فرمود: «بله و بلكه اجر و پاداش بيشتري خواهد يافت.»
جرجه گفت: «چگونه چنين چيزي امكان دارد كه شما قبلاً مسلمان شده و پيشينهي شما در اسلام بيشتر است؟!»
خالد فرمود: «علتش، اين است كه ما، اين دين را پس از سرسختي و تحت فشار پذيرفتيم و زماني با رسولخدا بيعت كرديم كه ايشان درميان ما بودند و از آسمان بر ايشان وحي ميشد و از كتاب خدا برايمان سخن ميگفت. ما، بايد به او ايمان ميآورديم؛ چراكه به ما معجزاتي نشان ميداد و ما، دلايل و چيزهاي شگفتانگيزي ديده و شنيدهايم كه شما نديده و نشنيدهايد. بنابراين هر يك از شما كه بهحق و صادقانه اين دين را بپذيرد، از ما برتر خواهد بود.»
جرجه گفت: «به خدا سوگند كه به من راست گفتي و فريبم ندادي.» خالد فرمود: «واللّه كه به تو راست گفتم و خدا گواه است كه هر يك از پرسشهايت را درست پاسخ دادم.»
جرجه سپرش را كنار گذاشت و همراه خالد حركت كرد و گفت: «اسلام را به من بياموز.» خالد جرجه را به خيمهاش برد و مشك آبي بر سرش ريخت تا او را غسل دهد و دو ركعت نماز براي جرجه امامت داد (تا چگونگي نماز را نيز فرا بگيرد.)
روميها كه رفتن جرجه با خالد را نوعي فريب و حمله از سوي او پنداشتند، به مسلمانان يورش بردند و صفوف مجاهدان را در هم شكستند. اما نيروهاي پشتيباني به فرماندهي عكرمه بن ابوجهل و حارث بن هشام در برابر حملهي غافلگيرانهي دشمن، پايداري كردند.
ادامه دارد ...
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"