قدرشناسی یعنی احساس قلبی سپاسگزار بودن، در نظر آوردن، و برشمردن موهبت هایی که در اختیار داریم و قدردانی بابت همه ی آن چه دریافت کرده ایم و می کنیم؛

هر فرد در زندگی روزانه، چه در زمینه مسائل شخصی و چه در زمینه مسائل شغلی از نعمت های بسیار زیادی بهره مند می باشد که این نعمت ها، نعمت های مادی و معنوی را شامل میشود که بدون استفاده از این نعمات نمی تواند به اهداف خود دست یابد؛

حال نگرش همه افراد به این وسایل و امکانات به یک صورت نمی باشد، بعضی قدرشناس این نعمات و گروهی دیگر بدون در نظر گرفتن نکات مثبت، قدرشناس این نعمات نیستند، و باز نگرش همه افراد به قدرشناسی به یک صورت نیست:

برخی از سر اجبار تن به قدرشناسی می دهند و آن را شبیه یک بدهکاری می دانند، گروهی به سبب ترسِ از دست دادن آن چه دارند در جست و جوی یافتن راهی برای قدر شناسی از رئیس، همکار، دوست، همسر و حتی خالقشان هستند؛

ولی افرادی دیگر هستند که قدرشناسی را به عنوان یک وظیفه دینی و شرعی قلمداد می کنند و با میل و رغبت و با شفای دل آن را انجام میدهند؛

 

ولی باید مطمئن باشیم که قدر شناسی، سر منشاء همه صفات اخلاقی است. وقتی قدرشناسی را پیشه خود کردیم به تبع آن، نیک بینی، نیک خواهی، نیک گوئی و بسیاری صفات مثبت دیگر در ما بیدار خواهند شد؛

نتیجه اش هم اینکه اگر چه امروز به ظاهر مانند دیروز است اما نگرش مثبت ما که ناشی از نگاه قدرشناسانه ی ما به وجود خودمان، دیگران و حتی اشیاء و رویدادهاست سبب می شود در عمل، همه چیز تغییر کند و در روح و روان ما تأثیرات شگرفی داشته باشد.

وجه مشترک همه افراد قدرناشناس نیز در این است که نگاهشان به داشته هایشان (اعم از جسمانی، مالی،خانوادگی، اجتماعی و ...) نیست بلکه به نداشته های خودشان و داشته های دیگران است که شاید در ادامه شخص را به سوی صفاتی مانند حسادت، بدخواهی و ... سوق دهد.

به امید اینکه فرهنگ قدرشناسی که یکی از بارزترین صفات مثبت انسانی است بیشتر از دیگر عواطف انسانی مورد توجه قرار گیرد.

 

تهیه و تنظیم مطلب : مرتضی اکبری