با خاطرات فوتبال روستاي كهنه (قسمت دوم)
یک تیم فوتبال و یک ماشين لندرُور !!!
دهه 60 که اوج فوتبال روستای کهنه بود، برنامه ی بازیهای دوستانه با همسایه ها و روستاهای هم جوار داغ و جذاب بود. در آن دوران کمتر روستایی بود که از طرف تیمهای فاروق و فجر و ابوذر دعوت به بازی نشده بودند و یا دعوت نشده باشند. برای یک بازی دوستانه قرار گذاشتیم ساعت 2:30 دقیقه بعد از ظهر از جلوی مسجد جامع به طرف شرفویه حرکت کنیم.
حدود ساعت دو بود که به ما خبر دادند مینی بوس متعلق به آقای قدرت الله نعمتی از لار هنوز برنگشته و وانت دوکابین مرحوم عبدالغفور نوری هم قرار است مسافرانی را به مقصد برساند. در آن زمان وسایل نقلیه عمومی که در اکثر مواقع برای مسابقات استفاده می شد غالبا همین دو دستگاه بود و تعداد وسایل نقلیه خصوصی هم اندک بود.
لغو مسابقه که امکان پذیر نبود و ناچارا قرار شد فقط 14-15 بازیکن تیم با لندرور آقای محمد رهنورد از گردنه مربط به سمت شرفویه حرکت نماییم. با زحمت فراوان و فشرگی در صندلی های جلو و عقب در هم لولیدیم و ماشین با سرعت کم و با دنده های سنگین حرکت نمود.

دقیقا به یاد دارم اوایل تیرماه بود و هوا هم بسیار گرم و ماشین لندرور بدون هیچ امکانات خنک کننده و 15 مسافر، نفس کشیدن بسیار مشکل بود. همه خیس عرق بودیم و من که دقیقا جلو نشسته بودم و پای چپم سمت راننده بود و پای راستم هم در طرف دیگر بود بسیار بیشتر از سایر بازیکنان احساس گرما می کردم. به گردنه مربط رسیدیم؛ گردنه ناهمواری ها و دست اندازهای زیادی داشت.
داخل ماشین مثل تنور داغ بود ومن از همه بچه ها بیشتر احساس گرما می کردم و چندین بار به دوستانم گفتم که نفسم دارد بند می آید. باز و بسته شدن شیشه پنجره های عقب دچار مشکل بود اما شیشه درهای جلو باز بود، با این حال هوای داخل ماشین بسیار داغ بود.
به نزدیکی های شرفویه که رسیدیم، متوجه شدیم تیم شرفویه با لباس ورزشی و همراهان و تعدادی از تماشاگران به استقبال و خوش آمد گویی آمده اند. آنها اجازه ندادند از ماشین پیاده شویم و با همراهی ایشان ما را به سمت زمین ورزشیشان هدایت نمودند.
ماشین لندرور كنار زمين مسابقه ایستاد، همه با تعجب و شگفتی تعداد سرنشینان را شمارش می کردند؛ بعد از اینکه همه پیاده شدند آقای راننده آمد و یواشکی به من گفت: حق داشتی از گرم بودن درون ماشین شکایت و شکوه کنی، چون از اول حرکت تا الان بخاری ماشین روشن بوده است!
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"