ورود افغـانی ...
گفتم چرا درِ مسجد را باز نمی گذارید؟ گفت این افغانی ها، می دونی که؟ میان همه چی رو کثیف می کنن. عجب ملتی هستن. میان تو مسجد می خوابن!
راستی، تحقیر کردن کجا با فرهنگ اسلامی سازگار است؟ حالا کار به دیگران نداریم که چی می گن، بیاییم اول یه سوزن به خودمون بزنیم بعد یه جوال دوز به مردم.
می دانیم این افغانی هایی که ما از آن ها صحبت می کنیم کار ساختمانی می کنند و هر لحظه نمی توانند لباس هایشان را عوض کنند. اگر در این دیار غربت با لباس گِلی می آیند مسجد و نماز می خوانند باید ناراحت شویم؟

گر چه من ندیدم که گِلی باشند، حالا فرض می کنیم. می دانیم این ها اشخاصی هستند که به خاطر روزه گرفتن روزها را کار نمی کنند، اگر برای استراحت و استفاده از کولر مسجد آمدند و گوشه ای در خانه ی خدا خوابیدند ما باید مانع شویم؟ چه اشکالی دارد پتویی بندازیم گوشه ی مسجد و بگوییم برادر این جا استراحت کن.
آیا خودمان روزها زیر کولر نیستیم، ما هیچ وظیفه ای نداریم؟ آیا نمی توانیم به آن ها آموزش دهیم؟ آموزش استفاده از سرویس مسجد، وضوخانه، رعایت بهداشت و هر چه لازم است. هر آموزشی احتیاج به کلاس ندارد و هر تعلیمی ساعت ها وقت نمی گیرد بلکه گاهی آموزش یک دقیقه ای صد سال در یاد می ماند و هزاران جا بازگو می شود.
نکته ی مهم دیگر آن است که این ها ميهمان ما هستند و بر خوردهای خوب و حکیمانه ی ما می تواند پلی از دوستی بین ما و این ملت همزبان و هم دین وهم نژاد ما باشد.
روزی پیامبر (علیه الصلاه والسلام) با یاران گرامی اشان در مسجد نشسته بودند. اعرابی که در مسجد حضور داشت رفت گوشه ی مسجد قضای حاجت کرد. کسانی خواستند متعرض او شوند.
پیامبر چه فرمود؟ آیا گفت به خانه ی خدا توهین شده ؟ آیا فرمود دیگر هیچ اعرابی را به مسجد راه ندهید و این یکی را هم با توهین بیرون کنید؟ یا فرمود: جای او را بشویید و بعد با زبان نرم و درست با او صحبت کرد و به او آموزش داد؟
شیر را بچه همي ماند بدو تو به پیغمبر چه می مانی؟ بگو
نويسنده : محمدشريف اكبري
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"