خاطرات دوران تحصيل شما (قسمت سوم)
این قسمت : چوب معلم

این خاطره مربوط به سال تحصیلی ۸۰-۷۹ کلاس پنجم مدرسه شهید جعفریان کهنه می باشد. به دلیل تعداد زیاد دانش آموز تا قبل از سال ۷۹ مدرسه در دو شیفت جداگانه ی الف و ب به صورت صبح و عصر با مدیریت جداگانه اداره می شد ولی از سال ۷۹ دوشیفت به یک شیفت تغییر یافت.
موقعی که به کلاس پنجم رفتیم اول مهر تعداد دانش آموزان به ۴۵ نفر رسید که بیشترین تعداد دانش آموز در آن سال مربوط به کلاس ما بود به همین جهت کمتر معلمی در آن سال حاضر به تدریس در مقطع پنجم بود.
همچنین این کلاس پر سر و صداترین کلاس بود به طوری که هفته اول مهر هر روز به مدرسه می آمدیم بدون اینکه معلمی داشته باشیم و فقط یک توپ فوتبال به ما می دادند و به صورت چند تیم بازی می کردیم و بقیه هم تماشاگر فوتبال بودند.
تا اینکه در اول هفته دوم دارای معلم شدیم که به دلیل اینکه کنترل این همه دانش آموز در یک کلاس کوچک کار سختی بود و واقعا اعصاب می خواست معلم ما به مقطع دیگری رفت و در هفته سوم یک معلم جدید دیگر آمد.
روز اولی که معلم جدید به کلاس ما آمد به همه دانش آموزان گفت بایستید و هر دو دست خود را باز کنید، همه ایستادند و دستشان را باز کردند. معلم شیلنگ به دست به سراغ تک تک ما آمد و به همه دانش آموزان یکی به کف دست چپ و یکی به کف دست راست زد بدون هیچ دلیلی .
یک سوال در ذهن من و دیگر دانش آموزان بود که چرا به همه دانش آموزان در همان دقیقه اول بدون آشنایی با دانش آموزان کتک زد؟ معلم ما انصافا بد جور گربه را دم حجله کشت، به طوری که از آن لحظه به بعد جرأت پرسیدن سوال نداشتیم چه برسد به سر و صدا کردن یا پچ پچ کردن با بغل دستی.
خلاصه اینکه در آن سال همه دانش آموزان طعم چوب معلم را چشیدند و در طول سال بعضیها بیشتر و بعضیها کمتر این طعم را چشیدند. ولی نباید از حق گذشت که معلممان در مقطع پنچم از لحاظ تدریس و اخلاق جزء بهترین معلمان دوران تحصیلم بود.
نویسنده: عارف حاجی پور
وبلاگ رباط : "نشریه ی انجمن فرهنگی،تربیتی روستاهای کهنه و شهرک"